تا حالا فکر کرده‌اید چرا دیدن مجموعه‌ای از سوراخ‌های کوچک برای بعضی افراد این‌قدر آزاردهنده است؟ پژوهش جدید نشان می‌دهد در تریپوفوبیا، احساس چندش معمولاً از ترس پررنگ‌تر است.

مریم مرادیان
یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۲
تریپوفوبیا؛ مکانیزم دفاعی یا ترس باستانی؟

طبق مطالعه جدیدی که توسط گاتان تیبو (Gaëtan Thiebaut)، پاتریک بونین (Patrick Bonin)، الن مئو و پاول پروکوپ در مجله علمی Quarterly Journal of Experimental Psychology منتشر شده است، افرادی که با دیدن مجموعه‌ای از سوراخ‌های کوچک مانند سوراخ‌های پیله گل نیلوفر آبی یا کندوی عسل احساس ناراحتی یا حتی انزجار می‌کنند، هنگام مواجهه با این تصاویر بیشتر احتمال دارد احساس چندش داشته باشند تا ترس.

این یافته‌ها پیشنهاد می‌کنند که تریپوفوبیا (پدیده‌ای که اغلب به عنوان ترس از سوراخ‌ها توصیف می‌شود) ممکن است به شکل دقیق‌تری به عنوان یک پاسخ مبتنی بر چندش با هدف اجتناب از بیماری درک شود؛ اگرچه ترس نیز به‌ویژه در افرادی که بیشترین حساسیت را به این تصاویر دارند، نقش ایفا می‌کند.

تریپوفوبیا در حال حاضر به عنوان یک اختلال فوبیایی رسمی در طبقه‌بندی‌های تشخیصی شناخته نمی‌شود، اما تعداد قابل‌توجهی از مردم گزارش می‌دهند که با دیدن الگوهای سوراخ‌دار دچار آشفتگی می‌شوند. این واکنش‌ها می‌تواند از یک ناآرامی خفیف تا واکنش‌های فیزیولوژیک شدید مانند حالت تهوع، پوست‌مرغی شدن یا تپش قلب متغیر باشد.

پژوهشگران دو پاسخ دفاعی تکاملی را برای دلیل بروز این واکنش‌ها پیشنهاد کرده‌اند:

فرضیه ترس نیاکانی: تریپوفوبیا از یک ترس باستانی از حیوانات خطرناک مانند مارهای سمی یا حشرات سرچشمه می‌گیرد که اغلب دارای الگوهای سطحی مشابه با الگوهای سوراخ‌دار هستند. طبق این توضیح، ترس باید واکنش غالب باشد.

فرضیه سیستم ایمنی رفتاری: تریپوفوبیا حاصل سیستم ایمنی رفتاری است؛ یعنی مجموعه‌ای از پاسخ‌های روان‌شناختی که به انسان کمک می‌کند از منابع عفونت دوری کند. این توضیح که بر پایه اجتناب از بیماری است، پیش‌بینی می‌کند که چندش و نه ترس باید واکنش غالب باشد.

اگرچه هر دو فرضیه تا حدی از پشتیبانی تجربی برخوردارند، اما نمایه احساسی تریپوفوبیا همچنان نامشخص باقی مانده بود. مطالعات قبلی همواره شامل مقایسه مستقیم بین ترس و چندش نبوده‌اند و تعداد بسیار کمی از آن‌ها هر دو احساس را در پاسخ به تصاویر تریپوفوبیک، ترس‌نشان و چندش‌آور ارزیابی کرده‌اند. پژوهشگرانِ پشت این مطالعه جدید تلاش کردند تا با اندازه‌گیری میزان شدت واکنش افراد به انواع مختلف تصاویر در هر دو بعد احساسی، این شکاف پژوهشی را پر کنند.

نویسندگان مطالعه توضیح دادند: «در سطح شخصی، برای هر دو ما دشوار است که به مجموعه‌ای از سوراخ‌ها، مانند گل نیلوفر یا لانه زنبور نگاه کنیم بدون اینکه احساس ناراحتی داشته باشیم. در واقع، زمانی که کار با تصاویر تریپوفوبیک آغاز شد، یکی از پژوهشگران متوجه شد خودش دچار تریپوفوبیا است. همچنین، تریپوفوبیا با یکی از موضوعات پژوهشی مورد علاقه ما، یعنی سیستم ایمنی رفتاری، مرتبط است.»

تریپوفوبیا حوزه پژوهشی جذابی است که بخش نسبتاً بزرگی از مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ در مطالعات مختلف، حدود ۹ تا ۱۸ درصد افراد درجاتی از واکنش تریپوفوبیک را گزارش کرده‌اند. این پدیده دارای توضیحات تکاملی است که گاهی می‌تواند برای افراد ناآگاه شگفت‌انگیز به نظر برسد.

تیم پژوهشی ۲۹۱ داوطلب بزرگسال را جذب کرد که بیشتر شرکت‌کنندگان را دانشجویان زن تشکیل می‌دادند. شرکت‌کنندگان یک نظرسنجی آنلاین را تکمیل کردند که در آن ۴۰ عکس، تقسیم‌شده در چهار دسته را مشاهده کردند:

۱. تصاویر تریپوفوبیک: مانند پیله‌های نیلوفر آبی، لانه زنبور

۲. تصاویر ترسناک: مانند مار، اسلحه

۳. تصاویر چندش‌آور: مانند غذای کپک‌زده، توالت‌های کثیف

۴. تصاویر خنثی: مانند وسایل آشپزخانه

این عکس‌ها از نظر اندازه و ویژگی‌های احساسی، با استفاده از معیارهای معتبر تا حد امکان استانداردسازی شده بودند.

برای هر تصویر، شرکت‌کنندگان با استفاده از یک مقیاس ۵ امتیازی امتیاز دادند که آن تصویر چه میزان ترس و چندش را برمی‌انگیزد و همچنین نگاه کردن به آن چقدر دشوار است. پژوهشگران از این امتیازها برای مقایسه پاسخ‌های احساسی در میان انواع تصاویر و شناسایی شرکت‌کنندگانی استفاده کردند که به طور ویژه‌ای نسبت به محرک‌های تریپوفوبیک حساس بودند. کسانی که بالاترین امتیازات ناراحتی را داشتند به صورت جداگانه تحلیل شدند تا مشخص شود آیا الگوهای احساسی آن‌ها با نمونه‌های کلی متفاوت است یا خیر.

در کل نمونه‌ها، تصاویر تریپوفوبیک بیشتر چندش‌آور ارزیابی شدند تا ترسناک. اگرچه این تصاویر به اندازه تصاویر صریحاً چندش‌آور (دسته سوم)، چندش‌آور ارزیابی نشدند، اما همچنان بیشتر از ترس، حس چندش را تحریک کردند. این موضوع حتی با وجود این صادق بود که تصاویر تریپوفوبیک نسبت به تصاویر خنثی ترسناک‌تر دیده شدند؛ امر نشان می‌دهد هر دو احساس تا حدی وجود دارند.

جالب اینجاست شرکت‌کنندگانی که بیشترین دشواری را در مشاهده تصاویر تریپوفوبیک گزارش کردند (۱۰ درصد بالایی در مقایسه با بقیه)، الگوی متفاوتی نشان دادند. برای این افراد، تصاویر تریپوفوبیک حتی از تصاویر چندش‌آور عادی، چندش‌آورتر و از تصاویر ترسناک عادی، ترسناک‌تر رتبه‌بندی شدند. به عبارت دیگر، برای افرادی که بیشترین حساسیت را به الگوهای سوراخ‌دار دارند، تصاویر تریپوفوبیک در هر دو بعد احساسی به طرز منحصربه‌فردی آزاردهنده بودند.

تریپوفوبیا در حال حاضر به عنوان یک اختلال فوبیایی رسمی در طبقه‌بندی‌های تشخیصی شناخته نمی‌شود، اما تعداد قابل‌توجهی از مردم گزارش می‌دهند که با دیدن الگوهای سوراخ‌دار دچار آشفتگی می‌شوند. این واکنش‌ها می‌تواند از یک ناآرامی خفیف تا واکنش‌های فیزیولوژیک شدید مانند حالت تهوع، پوست‌مرغی شدن یا تپش قلب متغیر باشدبا این حال، حتی در میان این شرکت‌کنندگانِ بسیار حساس نیز چندش، احساس غالب باقی ماند. این یافته از فرضیه پیوند نزدیک‌تر تریپوفوبیا با اجتناب از بیماری نسبت به ترس از شکارچیان حمایت می‌کند. این نتایج با کارهای قبلی همخوانی دارد که نشان می‌دهند افراد با امتیاز بالا در پرسشنامه تریپوفوبیا، تمایل دارند چندش مربوط به عوامل بیماری‌زا و هسته‌ای را بیشتر از چندش اخلاقی یا جنسی گزارش کنند.

پژوهشگران توضیح دادند: «شرکت‌کنندگان تریپوفوبیک (در مطالعه ما، این شامل ۱۰ درصد بالایی شرکت‌کنندگان از نظر میزان ناراحتی هنگام دیدن تصاویر تریپوفوبیک بوده است) با دیدن تصاویر سوراخ‌های ریز، احساس چندش بیشتری نسبت به ترس دارند. اما بالاتر از همه، این محرک‌ها برای آن‌ها بسیار خاص هستند، زیرا حتی نسبت به تصاویر ترسناکِ غیرتریپوفوبیک مانند تصاویر عنکبوت، مار یا فردی که اسلحه نشانه رفته است ترس بیشتری برمی‌انگیزند و نسبت به تصاویر چندش‌آورِ غیرتریپوفوبیک مانند تصاویر جراحی، توالت کثیف یا همبرگر کپک‌زده چندش بیشتری ایجاد می‌کنند.»

نتایج همچنین به روشن شدن این موضوع کمک می‌کند که چرا هم ترس و هم چندش می‌توانند بخشی از تجربه تریپوفوبیک باشند. چندش ممکن است برای جلوگیری از تماس با منابع احتمالی عفونت مانند غذای فاسد یا ضایعات پوستی عمل کند، در حالی که ترس ممکن است به شروع فرار از یک تهدید ادراک‌شده کمک کند. این حقیقت که هر دو احساس فعال می‌شوند، می‌تواند منعکس‌کننده نحوه پاسخ ذهن ما به محرک‌هایی باشد که ممکن است نشان‌دهنده هر یک از این دو نوع خطر باشند.

مانند هر مطالعه دیگری، محدودیت‌هایی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. نمونه آزمایش عمدتاً زن و متشکل از دانشجویان روان‌شناسی بود که ممکن است بر قابلیت تعمیم یافته‌ها به جامعه بزرگ‌تر تأثیر بگذارد. تحقیقات قبلی نشان می‌دهد زنان ممکن است بیشتر از مردان تریپوفوبیا را گزارش کنند، بنابراین مطالعات آینده باید شامل نمونه‌های متنوع‌تری باشد.

محدودیت دیگر مربوط به خود تصاویر است. پژوهشگران تصاویر ترس و چندش را از دسته‌های عمومی مانند اسلحه یا صحنه‌های مربوط به بهداشت انتخاب کردند. یک مقایسه هدفمندتر می‌تواند شامل تصاویر چندش‌آور مربوط به ضایعات پوستی باشد که ممکن است شباهت بیشتری به الگوهای تریپوفوبیک داشته باشند. این کار می‌تواند به بررسی این موضوع کمک کند که آیا اشکال خاصی از چندش با تریپوفوبیا مرتبط‌تر هستند یا خیر.

پژوهشگران اعلام کردند: «ما این نوع کار را با تعداد بیشتری از تصاویر تریپوفوبیک ادامه خواهیم داد تا بررسی کنیم آیا تغییراتی در احساسات تجربه شده (چندش، ترس) بر اساس نوع محرک‌های تریپوفوبیک (عناصری از طبیعت، مصنوعات دست‌ساز) وجود دارد یا خیر. ما همچنین می‌خواهیم این فرضیه را بیشتر بیازماییم که تریپوفوبیا اساساً به دلیل فعال شدن سیستم ایمنی رفتاری است و بنابراین در گذشته تکاملی ما ریشه دارد.»

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها