بامداد امروز( ۱۸ فروردین ۱۴۰۵) جنگندههای ائتلاف اسرائیلی-آمریکایی در بمباران تهران، کنیسۀ رفیعنیا متعلق به هموطنان کلیمی را ویران کردند. تصویر اوراق سوختۀ «تورات» زیر آوارِ این حمله، پرده از یک تناقض بزرگ برداشت: رژیمی که پشت نقاب «دولت یهود» پنهان شده، چگونه مقدسات ادعایی خود را خاکستر میکند؟
عملیات ۴۸ ساعتۀ آمریکا برای نجات خلبانش در کوههای زاگرس که به نابودیِ نیممیلیارد دلار تجهیزات و خودزنیِ حقارتبارِ کماندوهای زبده ختم شد، فراتر از یک شکست نظامی است. این واقعه، تجلی عینیِ نبردِ باستانیِ «داوود و جالوت» و تحققِ دوبارۀ معجزۀ طبس است. در این مقاله میخوانیم که چگونه یک «برنوی» ساده، هیمنۀ مدعیترین ارتش تکنولوژیک دنیا را به سخره میگیرد.
صدای رجز امیرالمومنین علیهالسلام مانند تندر، دلهای رزمندگان را محکم و جسارتشان را دو چندان میکرد. هر جمله ایشان، لرزه بر اندام دشمن میانداخت و میدان نبرد را صحنهای پرشور میکرد.
در ماه رمضان امسال، با حمله جنایتکارانه آمریکا و صهیونیستها به ایران اسلامی، جنگی با عنوان جنگ رمضان آغاز شد. عنوان «جنگ رمضان» تنها یک نام نیست؛ بلکه نشانه لحظههایی است که در آن ایمان، اراده و اتحاد، باید در برابر فشار و توطئه و جنایات مهاجمین دوام بیاورد. اما در چنین نبردی، دشمن فقط با سلاح پیش نمیآید؛ گاهی از مسیر روان، گاهی از راه تصمیمهای نابههنگام و گاهی با دستکاری حقیقت وارد میشود.
در عصر حاضر، میدان نبرد محدود به خاک و تجهیزات نظامی نیست. جنگها به حوزه ذهن، ادراک و باورهای مردم کشیده شدهاند. مفاهیمی مانند «جنگ شناختی» و «جنگ وجودی» بیش از هر زمان دیگری در تحلیلهای امنیتی و رسانهای کشور مطرح میشوند و نقش تعیینکنندهای در حفظ انسجام ملی و مقابله با تهدیدات خارجی دارند.
در روزهایی که بیش از یک ماه از ایستادگی ملت ایران در برابر تهاجم و دشمنیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی میگذرد، خانوادههای ایرانی همچون دژهای مستحکم، در کنار یکدیگر ایستادهاند و با ایمان، صبر و همدلی، سختیهای این شرایط را پشت سر میگذارند.



