ترومای ثانویه پدیده ای است که عموما در حرفه های مراقبتی به دلیل همدلی و مواجهه با آسیب های دیگران رخ داده و می تواند به سلامت فردی و حرفه ای آسیب بزند
خجالت از گفتن ترس ها فشار آن ها را بیشتر می کند؛ بیان ترس، راهی برای کاهش آن و افزایش کنترل است.
اضطراب انتظار، ترس یا نگرانی شدید ناشی از حوادثی است که هنوز اتفاق نیفتادهاند. برخلاف اضطراب معمولی که اغلب واکنش به یک تهدید واقعی یا ادراکشده در زمان حال است، این نوع اضطراب بیشتر حول عدم قطعیت میچرخد و با سؤالهایی مثل «اگر فلان اتفاق بیفتد چه؟» همراه است.
در شرایط بحرانی و روزهای پس از آن، توجه آگاهانه به کوچک ترین نشانه های زندگی و چیزهای باقی مانده می تواند به باسازی تدریجی روان کمک کند
تروما همیشه مستقیما رخ نمی دهد. همسران افراد آسیب دیده، گاهی بدن حضور در میدان جنگ، زخم های روانی را در جان خود حمل می کنندکه به ترومای ثانویه شناخته میشود.
جنگهایی که در صفحه تلویزیون یا موبایل تماشا میشوند، میتوانند نقشه مغزی و الگوهای رفتاری فرزندتان را در بزرگسالی بازنویسی کنند. در این گزارش، از اثرات پنهان «ترومای غیرمستقیم» و راهکارهای طلایی برای پیشگیری از بدخلقی و پرخاشگری کودکان در آینده میگوییم.
ترومای ثانویه یکی از چالشهای جدی و پنهان در تمام حرفههای مراقبتی است. این پدیده هم در میان پزشکان، پرستاران، کارکنان اورژانس، بخش مراقبتهای ویژه و مراقبت از بیماران سرطانی، مجروحان جنگی یا در حال مرگ رخ میدهد و هم بهطور ویژه در ارائهدهندگان خدمات سلامت روان (روانشناسان، روانپزشکان و مددکاران اجتماعی) بسیار شایع است.
گاهی از اخبار و غرقشدن در آن، مرز باریکی وجود دارد که میتواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد
پس از بحران؛ نظم دادن به محیط اولین گام برای ارسال پیام امنیت به مغز و بازیابی کنترل از دست رفته است.
آغوش فقط یک ابراز احساسات ساده نیست؛ بلکه یک فرمان بیولوژیک برای بازگشت مغز کودک به وضعیت آرامش است


