تاریخ ایران را اگر ورق بزنی، در هر صفحهاش یک چیز مشترک میبینی: مردمی که در دشوارترین لحظات، پیش از آنکه کسی فراخوانشان بدهد، قدم به میدان گذاشتهاند. نه از سر اجبار، بلکه از سر عشقی که در خونشان است؛ عشق به خاکی که روی آن قدم میزنند، نفس میکشند و زندگی میکنند. از سنگرهای شلمچه تا کوچههای سیلزده پلدختر و آوارهای زلزلۀ کرمانشاه و حالا در پویش مردمی به نام «جانفدا».
در روزهایی که آتشبس شکننده سایۀ جنگ را موقتا دور کرده، نبرد به زیرساختهای حیاتی کشیده شده است. پیامهای اخیر رئیسجمهور و رئیس مجلس نشان میدهد جبهه جدید، اقتصاد و انرژی است. این مقاله بررسی میکند که چرا «صرفهجویی» دیگر یک شعار اخلاقی نیست، بلکه سلاحی است که مستقیماً توطئه فروپاشی داخلی را هدف میگیرد.
تنگۀ هرمز بسته است. کشتیها منتظرند. اخبار از آتشبسی موقت میگوید که هر لحظه ممکن است بشکند. در این فضا، پدر و مادرها با سوالی روبرویند که هیچ کتاب درسی پاسخ آمادهای برایش ندارد: چگونه باید فرزندم را در دل این بحران، تربیت کنم؟ این نوشتار راهکارهایی کاربردی برای پرورش نسلی موحد، شجاع و امیدوار در دل طوفان حوادث ارائه میدهد.
جنگ رمضان، فصل جدیدی از الهیات مقاومت را ورق زد؛ فصلی که در آن زنان، نه در حاشیه، بلکه در کانون «مقدرات اساسی»، سرنوشت تمدن ایرانی را با سرانگشتان تدبیر و گامهای استوار خود رقم میزنند. زنانی که خیابانها را به کانون تولید قدرت تبدیل کردهاند. این نوشتار، نقش بیبدیل بانوان در تعیین سرنوشت جنگ به عنوان اساسیترین مقدرات امروز کشور را بررسی میکند.
وقتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به تجاوزات دشمن صهیونی-آمریکایی، تنگۀ هرمز را بستند، صداهایی از داخل و خارج بلند شد که این اقدام را «تنشزا»، «غیرمسئولانه» و حتی «غیرقانونی» خواند. در این نوشتار ب ۵ دلیل ثابت میکنیم که چرا بستن تنگۀ هرمز در شرایط تجاوز آشکار دشمن، نهتنها «مشروع» بلکه یک تکلیف دینی است؟
بامداد امروز( ۱۸ فروردین ۱۴۰۵) جنگندههای ائتلاف اسرائیلی-آمریکایی در بمباران تهران، کنیسۀ رفیعنیا متعلق به هموطنان کلیمی را ویران کردند. تصویر اوراق سوختۀ «تورات» زیر آوارِ این حمله، پرده از یک تناقض بزرگ برداشت: رژیمی که پشت نقاب «دولت یهود» پنهان شده، چگونه مقدسات ادعایی خود را خاکستر میکند؟
در تقابل کنونی ایران با تجاوز صهیونی- آمریکایی، رشتهای از حوادث تلخ و در عین حال معنادار، به سود تقویت جبهۀ مقاومت چیده شده است که هرکدام میتواند نشانهای عینی از نصرت الهی تلقی شود.
درست ۲۰ روز از آغاز تجاوز نظامی به خاک ایران میگذرد، اما اول فروردین ۱۴۰۵ شبیه هیچ سالی نیست. در این مقاله میخوانیم که چگونه چیدن سفره هفتسین و صفوف نماز فطر، فراتر از یک سنت عادی، بزرگترین سلاح روانی ما در برابر ماشین جنگی متجاوزان است.
جنگ، بیرحمترین واقعیتی است که میتواند بر سر مردمی آوار شود. تخریب خانهها، آوارگی خانوادهها، از دست رفتن سرپناه و امنیت، فقدان عزیزان و فروپاشی روانی انسانهایی که یکشبه همهچیزشان را از دست دادهاند. در چنین شرایطی، مساجد و هیئتها میتوانند به عنوان «قرارگاه خدمت» به یکی از مؤثرترین شبکههای حمایت اجتماعی تبدیل شوند. اما مساجد و هیئتها دقیقا چگونه میتوانند در امدادرسانی و رسیدگی به مردم آسیبدیده نقشآفرینی کنند؟
اعلان خبر انتخاب سومین رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای از سوی مجلس خبرگان و حضور حماسهساز و گسترده مردم در میادین شهرها برای اعلام بیعت با ایشان، بار دیگر یکی از عمیقترین و سرنوشتسازترین مفاهیم اندیشه سیاسی اسلام را در عرصه عمل متجلی ساخت. بیعت در اندیشه سیاسی اسلام، صرفاً یک آیین تشریفاتی نیست، بلکه به مثابه ستون فقرات مشروعیت و کارآمدی نظام حکمرانی شناخته میشود. این نوشتار به بررسی جایگاه، آثار و کارکردهای این پیوند الهی-سیاسی بر اساس منابع معتبر میپردازد.


