تشییع باشکوه رهبر شهید انقلاب بار دیگر مفاهیم عمیق و تاریخ‌ساز «خون‌خواهی»، «قصاص» و «انتقام» را در کانون توجه قرار داده است. حضور میلیونی مردم و طنین شعار «یالثارات‌الحسین» نشان‌دهنده آن است که در تفکر اسلامی، خون ریخته شدۀ مظلوم، هرگز به سردی نمی‌گراید و حقیقتی فراتر از یک مجازات ساده حقوقی را در بطن خود دارد. برای تبیین این پدیده، باید میان دو مفهوم «قصاص» و «انتقام» تمایز قائل شد و جایگاه کلام وحی و سنت معصومین را در این مسیر بازشناخت.

ابوالقاسم شکوری
چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۰
منطق خونخواهی در اسلام

تشییع ده‌ها میلیونی پیکر رهبر شهید انقلاب و خانوادۀ مکرمشان در تهران، قم، نجف و کربلا و سرانجام آرام گرفتن در حریم ملکوتی ثامن‌الحجج در شب شهادت امام سجاد علیه‌السلام، یک رفراندوم تمام‌عیار نظامی و هویتی بود. در میانۀ این امواج انسانی، آنچه بیش از همه به چشم آمد و در لنز دوربین‌های جهان ثبت شد، پلاکاردها و فریادهای مطالبۀ «انتقام، قصاص و خونخواهی» بود. این موج سهمگین چنان ارکان استکبار را لرزاند که ترامپ، رئیس‌جمهور متجاوز آمریکا، با دستپاچگی به توهمات همیشگی خود پناه برد و تهدید کرد که در صورت واکنش ایران، کشور را با هزاران موشک بمباران خواهد کرد. اما او یک نکتۀ کلیدی را در دستگاه محاسباتی خود نادیده گرفته است: منطق خونخواهی در اسلام.

خون‌خواهی در اسلام، نه یک انتقام‌جویی قبیله‌ای و بدوی، بلکه تلاشی برای تحقق عدالت و بازدارندگی است. اگر خون‌خواهی و انتقام جدی گرفته نشود، هیچ جانی امنیت نخواهد داشت و متجاوزان در تکرار جنایت خود جری‌تر خواهند شد. شعارهای مردم در تشییع پیکر رهبر شهید، نشان‌دهنده زنده‌بودن روحیه مقاومت و پیوند آن با آموزه‌های عاشورایی است. همان‌گونه که خون حسین علیه‌السلام بنی‌امیه را برانداخت، خون‌خواهی مظلومان در دوران معاصر نیز می‌تواند به سقوط قدرت‌های اهریمنی و تحقق وعده الهی بینجامد. این خون‌خواهی، نه‌تنها پاسخی به گذشته، بلکه تضمینی برای امنیت و حیاتِ فردایِ فرزندان این سرزمین است.

برای درک چرایی استمرار این فریاد، باید مرز دقیق بین دو مفهوم فقهی و فلسفی را بازشناسیم: «قصاص» و «ثأر».

تفاوت ظریف قصاص با خون‌خواهی و انتقام

در فقه و حقوق اسلامی، «قصاص» حکمی حقوقی است که برای حفظ حیات جامعه و بر اساس قاعده «النفس بالنفس» (جان در مقابل جان) وضع شده است. قصاص، پاسخی به یک جنایت مشخص و متوجه شخصِ قاتل است تا از تعدی و خون‌ریزی بیشتر در جامعه جلوگیری کند. قصاص حقی است که با مجازات قاتل یا پرداخت دیه به پایان می‌رسد؛ اما «ثأر» یا همان خون‌خواهی، فراتر از جسمِ قاتل، به دنبال محقق کردن هدفی است که مقتول در راه آن کشته شده است.

به عنوان مثال، در تاریخ صدر اسلام، «حمزه سیدالشهدا» در جنگ احد به شکلی فجیع به شهادت رسید. با اینکه پیامبر صلی‌ الله علیه و آله از قاتل او (وحشی) گذشت و قصاص شخصی صورت نگرفت، اما انتقام خون حمزه با «فتح مکه» و برافتادن بساط شرک و جاهلیت محقق شد.

در واقع، انتقام به معنای رسیدن به اهدافی است که شهید برای آن‌ها جان خود را فدا کرده است. در مورد اباعبدالله الحسین علیه‌السلام نیز، اگرچه مختار ثقفی قاتلان را قصاص کرد، اما پرچم خون‌خواهی ایشان همچنان برافراشته است؛ زیرا انتقام نهایی خون سیدالشهداء علیه‌السلام تنها با برقراری عدالت جهانی و فرج آل محمد صلی‌ الله علیه و آله محقق می‌شود.

لقب «ثارالله» برای امام حسین علیه‌السلام در آن ۳ ساعتِ پایانی واقعه عاشورا تثبیت شد؛ زمانی که ایشان با خون خود تصویری برای ابدیت ساخت. امام در آن لحظات، با آغشتن محاسن و صورت خود به خون، یک «شکایت تصویری» در دل تاریخ اقدام کرد تا هرگز راه بر انکار حقیقت بسته نشود : «خضاب کردم سر و صورت خودم را به خونم و همین‌جور می‌خواهم جدم رسول‌الله را ملاقات کنم و شکایت این قوم را این‌گونه ببرم.»

ثارالله به معنای خونی است که صاحب‌اختیار و خون‌خواه آن، خودِ خداوند است. این پیوستگی ولایی باعث می‌شود که خون‌خواهی از یک «فرد»، به خون‌خواهی برای «عدالت الهی» تبدیل شود.

وعده الهی برای انتقام از مجرمان

قرآن کریم به صراحت بر اراده الهی برای انتقام از مجرمان تأکید کرده است. در سوره روم آمده است: «فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا» (ما از کسانی که جرم کردند انتقام گرفتیم). همچنین در آیه ۶۰ سوره حج، خداوند وعده داده است که اگر بر کسی که مورد تجاوز قرار گرفته، بار دیگر ستم شود، خداوند حتماً و قاطعانه او را یاری خواهد کرد (لَیَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ).

این نصرت الهی، حقی است که خداوند بر عهده خود گذاشته است: «وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ».

در تحلیل شهادت رهبران و شخصیت‌های حقوقی که «سفیر» و نماد یک حاکمیت هستند، خون‌خواهی جنبه حاکمیتی پیدا می‌کند. همان‌طور که پیامبر صلی‌ الله علیه و آله در برابر کشته شدن سفیر خود (حارث بن عمیر) فرمان جنگ موته را صادر کرد و به قصاص قاتل بسنده ننمود، خون‌خواهی یک رهبر نیز تنها با مجازات یک فرد تمام نمی‌شود، بلکه به معنای عقب راندن متجاوز و تأمین امنیت پایدار برای آینده است.

چرا فرزندانِ قاتلان مجازات می‌شوند؟

یکی از چالش‌برانگیزترین پرسش‌ها این است: چرا امام زمان (عج) بازماندگان قاتلان کربلا را مجازات می‌کند؟

خون‌خواهی در مکتب تشیع، علیه «استمرار یک تفکر ظالمانه» صورت می‌گیرد نه علیه ژنتیک و تبار افراد، کسی که پس از قرن‌ها، به جنایت گذشتگان خود افتخار می‌کند یا از مسیر ظالمانه آن‌ها حمایت می‌نماید، بخشی از همان جبهه است.

امام رضا علیه‌السلام در تبیین آیه ۱۸۳ سوره آل‌عمران، یهودیان عصر پیامبر را به دلیل رضایت به افعال گذشتگانشان و افتخار به آن، در جرمِ قتل انبیای پیشین شریک دانسته و آن‌ها را مخاطب سرزنش قرار داده‌اند. بنابراین، انتقامِ موعود، پاکسازی زمین از تفکری است که هنوز «یزیدی» می‌اندیشد و به ظلمِ ظالمانِ تاریخ افتخار می‌کند.

از کربلا تا میناب

خون‌خواهی یک امر موزه‌ای نیست، بلکه ضامن امنیت ملی در آینده است. تفاوت بزرگی میان یک شهروند عادی و کسی که سفیر حکومت است وجود دارد. سردار سلیمانی همچون «حارث بن عمیر» (سفیر پیامبر در بصره)، حامل پیام و تمثالِ یک نظام بود. ترور او، ترور یک فرد نبود، بلکه حمله به موجودیت یک حکومت بود؛ لذا انتقام نه صرفاً با قصاصِ ترامپ، بلکه با «اخراج آمریکا از منطقه» (فتح مبین) محقق می‌شود.

مردم «غور» در افغانستان، از زنجیرهای «یحیی بن زید» برای خود انگشتر ساختند تا فرهنگ خون‌خواهی را نسل به نسل منتقل کنند. امروز، خون‌خواهی نان شبِ جبهه حق و ضامن امنیت فرداست. اکنون باید از خود بپرسیم: در کجای این جبهه ایستاده‌ایم؟ آیا خون‌خواهی را به بایگانی تاریخ سپرده‌ایم یا آن را راهی برای رسیدن به «فرج آل محمد» و قسط و عدل جهانی می‌دانیم؟

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها