خوشی دورمون زد، بلا دورمون گشت/ غمامو بغل کن، شاید خنده برگشت
بابا، رفتی و دلم بی تو فقط حسرت شد...
تنهایی، نام زنی است که عزیزش را در یک قاب عکس در آغوش میکشد...
شکستم تا که رفتی/ شدم تنها که رفتی
آوار شد تمامِ جهان روی شانهام / وقتی عروسکِ تو به جا ماند در خانهام
رفیقانم دعا کردند و رفتند مرا زخمی رها کردند و رفتند
گفته بودم صبورم اما نه در برابر نبودنت جان من…
نوشتی قهرمان من بابامه، کجایی که بابایی جون نداره/ وداع پدر مینابی در سوگ فرزندش
کلی آرزو برات داشتم تو این سینه تنگ / بمیرم واسه اون صورت و حرفای قشنگ
وطن چقدر باید بزرگ باشد، که یک پدر در آن گم شود، کنار قبر پسرش/ پدر شهید سهیل کطولی