گاهی خطرناکترین اشتباهات ما برای فرزندمون، از بیتوجهی نیست؛ دقیقاً از «محبت بیاندازه» سرچشمه میگیره...

حذف کردن تمام سنگهای جلوی پا
نمیذاریم هیچ مشکلی رو خودش حل کنه؛ از تکالیف مدرسه تا دعوا با دوستاش.
ظاهراً: «نمیخوام بچهام سختی بکشه.»
نتیجه واقعی: گرفتن فرصت رشد و ساختن یه آدم وابسته.

«نه» نگفتن و برآورده کردن فوری خواستهها
هر چی میخواد رو سریع فراهم میکنیم تا مبادا حسرت چیزی رو بخوره.
ظاهراً: «من که دارم، چرا براش نخرم؟»
نتیجه واقعی: نابود کردن «تحمل ناکامی»؛ این بچه تو جامعه با اولین جواب رد فرو میریزه.

سریع خوب کردن حال بد بچه
با اولین قطره اشک، حواسش رو پرت میکنیم یا براش جایزه میخریم
ظاهراً: «دلم نمیآد ناراحتیش رو ببینم».
نتیجه واقعی: بچهای که یاد نمیگیره چطور با غم، ترس یا ناامیدی خودش کنار بیاد.

به گردن گرفتن تاوان اشتباهاتش
وقتی خطایی میکنه، ما به جای اون عذرخواهی میکنیم یا خسارتش رو میدیم.
ظاهراً: «حمایت پدر و مادری یعنی همین»!
نتیجه واقعی: حذف زنجیره «علت و معلول» و تربیت یه آدم مسئولیتناپذیر.

محبت واقعی چیه؟
محبت یعنی دادن یه جلیقه نجات، نه خشک کردن تمام دریا! بهش اجازه بدین گاهی زمین بخوره، اما نشون بدین که آغوش شما همیشه برای پناه دادن امنه، نه برای راه رفتن به جای اون.




پیام شما به ما