تنگه هرمز، یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، همچنان بسته مانده است. حال بازار نفت با یک پرسش جدی مواجه است؛ ذخایر جهان تا چه زمانی می‌توانند جای خالی نفت هرمز را پر کنند؟

فاطمه روستا
شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۹
بازار جهانی در آستانه شکستن زیر فشار هرمز

احتمالا ترامپ هیچ‌گاه به این موضوع فکر نمی‌کرد که در صورت حمله به ایران، با عواقبی جدی روبه‌رو شود. عواقبی همانند تخریب و آسیب جدی پایگاه‌های آمریکا در منطقه، خسارات میلیارد دلاری به تجهیزات آمریکایی و حتی بسته ماندن چندین ماهه تنگه هرمز.

سال ۲۰۲۵، تقریباً ۲۵٪ از تجارت دریایی نفت خام و فرآورده‌های نفتی جهان و همچنین تقریباً ۱۹٪ از گاز طبیعی مایع، از تنگه هرمز عبور می‌کرد. با این حال بسته ماندن تنگه هرمز به شدت در این روند اختلال ایجاد کرده است. موضوعی که با تهدید کشتی‌های عربستانی برای عبور از باب‌المندب توسط یمنی‌ها نیز شدت گرفته است.

در حالی که جنگ آمریکا و ایران بدون هم‌چنان ادامه دارد، معامله‌گران و سیاست‌گذاران نفت با یک سوال حیاتی دست و پنجه نرم می‌کنند: آیا ذخایر جهانی نفت برای جبران آنچه که تا اکنون بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ است، کافی است؟

اهمیت نفت منطقه غرب آسیا

تولید، تجارت و پالایش نفت در خاورمیانه برای بازارهای جهانی نفت بسیار مهم است. طبق داده‌های سال ۲۰۲۵، این منطقه میزبان بیش از ۳۰٪ از تولید نفت خام جهان، بیش از ۷۵٪ از ظرفیت تولید نفت خام آماده به کار و تقریباً ۱۲٪ از ظرفیت پالایش است. همچنین کشورهای این منطقه کمتر از ۱۰٪ از مایعات نفتی جهان را مصرف می‌کند و بنابراین بخش عمده‌ای از تولید خود را صادر می‌کند.

علاوه بر این، بیش از ۴۰٪ از صادرات نفت خام جهان و بیش از ۲۰٪ از صادرات فرآورده‌های نفتی از کشورهایی که در منطقه وسیع‌تر خاورمیانه واقع شده‌اند، صورت می‌گیرد.

بیشتر این صادرات نفت در خلیج فارس بارگیری شده و از تنگه هرمز برای تحویل به خریداران در آسیا، از جمله چین، هند، کره جنوبی و ژاپن، عبور می‌کند. با این حال، اختلالات عرضه نفت در منطقه خاورمیانه بر قیمت نفت در سراسر جهان، از جمله قیمت نفت خام، بنزین و سوخت دیزل در ایالات متحده، تأثیر می‌گذارد.

اختلالات عرضه نفت خاورمیانه هم می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله:

  • تهدید برای تولید و تجارت نفت
  • حملات به زیرساخت‌های تولید، ذخیره‌سازی، پالایش، خط لوله و صادرات نفت
  • حملات هدفمند به تانکرهای نفتی
  • و تلاش برای توقف انتقال نفت از طریق تنگه

 در حالی که هر سناریو به طرق مختلف بر عرضه و قیمت نفت تأثیر می‌گذارد، اختلال در حمل و نقل نفت از طریق تنگه هرمز به طور قابل توجهی بر عرضه جهانی نفت تأثیر می‌گذارد. این موضوع در نهایت منجر به افزایش سریع قیمت نفت خام و فرآورده‌های نفتی شود. زیرا خریداران تلاش می‌کنند تا نفت را از سایر تأمین‌کنندگان تهیه کنند، موجودی‌های تجاری کاهش می‌یابد و بازارها به دنبال تعادل قیمت هستند.

میزان زمان بالا ماندن قیمت نفت نیز با مدت زمان بسته شدن مؤثر تنگه، از جمله زمان لازم برای تانکرهای نفتی و ارائه‌دهندگان بیمه برای بازیابی اطمینان در منطقه، تعیین می‌شود.

سناریوهای پیش روی بازار نفت در صورت بسته ماندن تنگه هرمز

با بسته ماندن تنگه هرمز، اختلال پایدار در عرضه نفت به میزان ۲۰ میلیون بشکه در روز چندین واکنش‌های بازار بین‌المللی را به همراه خواهد داشت. اگر احتمال توافق یا حمله را کنار بگذاریم و فرض کنیم شرایط به همین منوال ادامه پیدا می‌کند، سناریوهای محتمل عبارتند از:

  • عدم استفاده از مسیر ایرانی تنگه هرمز: کشتی‌هایی که از مسیر ایران در تنگه حرکت نکنند، با آتش نیروهای ایرانی مواجه خواهند شد. با توجه به هزینه بالای آسیب‌های احتمالی، بیشتر کشتی‌ها چنین خطری را نمی‌پذیرند. داده‌های کپلر نیز این موضوع را تایید می‌کند.
  • مسیرهای جایگزین تنگه هرمز: عربستان سعودی توان عملیاتی خط لوله نفت خام شرق-غرب به دریای سرخ (تقریباً ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز) را دارد. با این‌حال نفت‌کش‌های سعودی با خطر پهپادها و موشک‌های یمنی‌ها برای عبور از باب‌المندب مواجه هستند. هم‌چنین آسیب‌هایی که به پالایشگاه‌های سعودی رسیده است، معلوم نیست که چه تاثیری روی توان عملیاتی این کشور گذاشته. سایر روش‌ها نیز در بلند مدت باعث افزایش قیمت نفت خواهد شد، چون هزینه و زمان را افزایش می‌دهد.
  • استفاده از ظرفیت تولید مازاد جهانی: ظرفیت تولید جهانی عموماً به عنوان افزایش بالقوه حجم تولید تعریف می‌شود که می‌تواند ظرف ۳۰ روز در دسترس قرار گیرد و به مدت ۹۰ روز حفظ شود. آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) ظرفیت تولید نفت خام مازاد موجود را تقریباً ۴.۴ میلیون بشکه در روز تخمین می‌زند. با این حال، بیش از ۷۵٪ از ظرفیت تولید مازاد قبل از جنگ در کشورهای خاورمیانه قرار داشت که نفت خام را از طریق تنگه صادر می‌کردند. در نتیجه این روش نیز چندان اثربخش نیست.
  • اقدامات آمریکا برای پایین نگه داشتن قیمت نفت: ذخایر استراتژیک نفت تحت کنترل دولت آمریکا می‌تواند به عنوان وسیله‌ای برای آرام کردن بازارها به کار رود. در فروردین و اردیبهشت، IEA آزادسازی هماهنگ ۴۰۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های تصفیه شده را آغاز کرد. اقدامی که آن را یکی از دلایل به اوج نرسیدن قیمت نفت در کنار توییت‌های ترامپ درباره توافق می‌دانند. البته ذخایر نفت آمریکا و جهان بی‌نهایت نیست و ظرفیت محدودی دارد.
  • استفاده از منابع جایگزین: یک روش دیگر هم پیدا کردن منابع نفتی جایگزین است. مثلا بر طبق گزارش الجزیره، بیش از نیمی از نفت ونزوئلا پس ربودن رئیس جمهور این کشور به آمریکا منتقل می‌شود. تولید روزانه نفت ونزوئلا حدود ۱.۲۵ میلیون بشکه است که حدود پانصدهزار بشکه آن به آمریکا می‌رود. با این‌حال بیشتر کشورهای نفت‌خیز در خاورمیانه است که عبور نفتشان به تنگه هرمز وابسته است.
  • کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی: در عمل چنین اتفاقی هم رخ داده است اما نه به شیوه مثبت. در بسیاری از کشورهای آسیایی، افزایش قیمت نفت باعث شده که نفت کمتری مصرف شود. اما این کاهش مصرف، صنایع دیگر را تحت تاثیر قرار داده است. زیرا نفت با انرژی دیگری جایگزین نشده است، صرفا حذف شده است. همین موضوع هم در طولانی‌مدت ممکن است که به تورم جهانی و رکود اقتصادی منجر شود.

جهان تا چند روز بدون نفت هرمز می‌تواند ادامه دهد؟

رئیس شرکت آرامکوی عربستان سعودی معتقد است که جهان از زمان آغاز جنگ، ۲.۶ میلیارد بشکه نفت از دست داده است. طبق محاسبات رویترز، این بزرگترین اختلال عرضه نفت در حداقل چهل سال اخیر است. حال سوال پیش می‌آید که این شرایط تا چه زمانی می‌تواند ادامه یابد؟

در شرایط فعلی، تحلیلگران کسری واقعی عرضه جهانی را حدود ۵ میلیون بشکه در روز برآورد می‌کنند. ذخایر دولتی قابل‌استفاده کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی حدود ۹۰۰ میلیون بشکه است. بنابراین این ذخایر به‌تنهایی می‌توانند کسری ۵ میلیون بشکه‌ای را برای حدود ۱۸۰ روز، یعنی تقریباً شش ماه پوشش دهند. البته همه این ذخایر الزاماً با سرعت یکسان قابل آزادسازی نیستند و بخشی از ظرفیت ذخیره نیز عملاً در دسترس نیست.

اگر ذخایر تجاری را هم در نظر بگیریم، مجموع ذخایر تحت پوشش آژانس بین‌المللی انرژی حدود ۱.۵ میلیارد بشکه است که روی کاغذ برای حدود ۳۰۰ روز کسری ۵ میلیون بشکه‌ای کافی است. اما ذخایر تجاری را نمی‌توان مانند ذخایر اضطراری دولتی یکجا آزاد کرد؛ پالایشگاه‌ها و شرکت‌ها به بخشی از آن برای فعالیت عادی خود نیاز دارند. از سوی دیگر، ذخایر سوخت‌هایی مانند گازوئیل و سوخت جت به‌شدت کاهش یافته و اکنون در پایین‌ترین محدوده پنج‌ساله قرار دارند. بنابراین مشکل ممکن است که پیش از تمام‌شدن نفت خام، در بازار فرآورده‌های نفتی آشکار شود.

گزارش رویترز می‌گوید که ذخایر نفت در ذخیره راهبردی نفت آمریکا (SPR) به پایین‌ترین سطح از سال ۱۹۸۳ رسیده است. از ذخایر موجود، حدود یک‌چهارم دیگر قابل برداشت نیست. تحلیلگران شرکت Rapidan Energy  برآورد می‌کنند که در عمل تنها حدود ۲۰۰ میلیون بشکه قابل دسترسی باشد. اگر کسری عرضه جهانی را حدود ۵ میلیون بشکه در روز در نظر بگیریم، این مقدار در تئوری برای جبران حدود ۴۰ روز از اختلال جهانی کفایت می‌کند.

چین نیز وضعیت متفاوتی دارد. برآوردها ذخایر نفت خام چین را در تیرماه حدود ۱ تا ۱.۷ میلیارد بشکه می‌دانند. اگر رقم بالاتر یعنی ۱.۷ میلیارد بشکه درست باشد، چین تقریبا ۱ سال بدون نفت هرمز می‌تواند ادامه دهد. و البته چین در چند ماه اخیر صادرات سوخت را برای محافظت از عرضه داخلی محدود کرده است. بنابراین جهان نمی‌تواند روی نفت چین چندان حساب کند.

روی کاغذ ذخایر جهانی کسری فعلی نفت را برای حدود ۶ ماه جبران می‌کند اما این به معنای دوام واقعی بازار برای ۶ ماه نیست. با کاهش تدریجی حاشیه امن، افزایش شدید قیمت‌ها و احتمال کمبود فرآورده‌هایی مانند گازوئیل و سوخت جت، فشار بر بازار خیلی زودتر افزایش می‌یابد. در بدترین حالت، اگر کسری عرضه به ۱۱ میلیون بشکه در روز برسد، ۹۰۰ میلیون بشکه ذخایر دولتی تنها برای حدود ۸۲ روز کفایت می‌کند.

فاتح بیرول، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی درباره آزادسازی ذخایر نفت گفته که با توجه به وسعت زیاد تعطیلی تولید و بسته شدن تنگه هرمز، انتشار نفت «راه حل نیست، فقط درد را کاهش می‌دهد.»

در صورت ادامه اختلال هرمز برای چند ماه آینده، مسئله اصلی دیگر «تمام‌شدن نفت» نخواهد بود! چون هنوز هم تجارت نفت از سایر کشورها ادامه دارد. اما در این حالت دیگر جهان گزینه نفت ارزان را ندارد و باید با نفت به شدت گران مواجه شود. نفتی گران که در کنار کمبود فرآورده‌هایی مانند گازوئیل و سوخت جت، فشارهای زیادی به اقتصاد جهانی وارد می‌کند.

بنابراین بحران هرمز الزاماً جهان را به «پایان نفت» نمی‌رساند؛ بلکه جهان را به بحران فرآورده‌های نفتی، انرژی گران و رکود اقتصادی می‌رساند. اختلالاتی که احتمالا در چند ماه آینده برجسته‌تر و فراگیرتر خواهد شد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها