حتی نزدیکترین دوستان و حامیان ترامپ هم دیگر به سختی میتوانند از او دفاع کنند. حرفها و اقدامات ترامپ خشم عمومی مردم آمریکا را برانگیخته و مخالفت سنا را نیز به همراه داشته است.
ترامپ با آغاز جنگ ایران، دنبال این بود که در چند روز، ونزوئلای دومی بسازد. ایرانی که پول نفت و گازش را آمریکا بر میدارد و سهم مردم ایران نیز کشوری ویرانشده است. اما با گذشت ۵ ماه از شروع جنگ، هیچکدام از این رویاهای ترامپ به وقوع نپیوسته است. نه تنها ایران همچنان به مقاومت ادامه داد، بلکه با اقتدار کامل تنگهی هرمز را هم بست.
حال ترامپ هم از سمت مردم آمریکا و هم از سمت مجلس، تحت فشار است. با وجود این شرایط، چند سوال مهم طرح میشود که پاسخ آنها، بر آیندهی جنگ تاثیر میگذارد.
آیا جمهوریخواهان هم به جبههی مخالفان جنگ میپیوندند؟
حامیان اصلی ترامپ در کنگره، نمایندگان جمهوریخواه هستند. اما بین همین نمایندگان هم افرادی بودهاند که از اول با جنگ ترامپ با ایران مخالفت کردهاند. آنها معتقد بودند که شروع این جنگ دلیل خاصی ندارد و فایدهی خاصی هم برای آمریکا نخواهد داشت. اکنون و با توجه به اینکه ترامپ هنوز هم دستاورد خاصی از این جنگ نداشته است، این انتقادات افزایش یافته است.
حتی کسانی که در ابتدا از شروع جنگ انتقاد نکرده بودند، این سوال را میپرسند که این جنگ تا چه مدت ادامه خواهد یافت.
لورا اینگرم، مجری فاکسنیوز، دوشنبه شب گذشته هشدار داد: «زمان برای اینکه رئیسجمهور ترامپ پیش از رفتن رأیدهندگان به پای صندوقهای رأی از این جنگ خارج شود، رو به پایان است. این مسئله بسیاری از جمهوریخواهان را نگران کرده است... جمهوریخواهان نمیتوانند اجازه دهند که این موضوع به یک حواسپرتی بیپایان تبدیل شود، بهویژه اگر میخواهند در ماه نوامبر پیروز شوند.»
مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا نیز روز سهشنبه بر اهمیت پایان دادن به جنگ تأکید کرد و گفت: «اکنون باید آن را تمام کنیم.»
در همین حال، سناتور بیل کسیدی از لوئیزیانا، روز یکشنبه در برنامه «وضعیت کشور» شبکه CNN اظهار داشت: «به نظر من، رئیسجمهور فرصت داشت به اهداف اولیهای که من با آنها موافق بودم، دست پیدا کند و این مسئله را به پایان برساند. اما در حال حاضر چنین اتفاقی نیفتاده است.»
با این حال، به نظر نمیرسد ترامپ در شرایط کنونی مسیر روشنی برای پایان دادن به این بحران در اختیار داشته باشد. همچنین تهدیدها و حملات لفظی دوبارهی او هم نتوانسته ایران را وادار به عقبنشینی کند.
اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا جمهوریخواهان حاضرند در صورت شکست مذاکرات هستهای، ترامپ را برای خروج از این درگیری تحت فشار قرار دهند؟ و اگر ایران همچنان کنترل تنگهی هرمز را حفظ کند، چه خواهد شد؟ چون مسئلهی تنگهی هرمز یک شکست بزرگ برای ترامپ است؛ شکستی که بهسختی میتوان آن را با روایتهای دیگر توجیه کرد.
بنابراین، اگر چهرههای برجسته جمهوریخواه خواستار خروج از این وضعیت، بدون توجه به نتیجه مذاکرات یا مسئله تنگه هرمز هستند، این موضع نشاندهندهی نگرانی عمیق آنها است. بهویژه نگرانی از پیامدهای سیاسی ادامهی این بحران.
آیا کشته شدن نیروهای آمریکایی، فشار افکار عمومی را بیشتر میکند؟
ترامپ بهوضوح نگران است که کشتهشدن نخستین نیروهای آمریکایی (البته آمار اعلامشده، نه آمار واقعی) در این جنگ، حمایت افکار عمومی را بیش از پیش تضعیف کند.
نخست اینکه، او همچنان با تأکید بر تعداد نسبتاً پایین کشتهشدگان، آمار فعلی (۱۹ نفر) را با جنگهای گذشته که تلفات بسیار بیشتری داشتند، مقایسه میکند. دوم اینکه، او، بدون ارائهی مدرک، ادعا میکند که سربازان کشتهشده و خانوادههایشان از ادامه این عملیات نظامی حمایت میکردند. ادعایی که دستکم یکی از اعضای خانوادههای قربانیان آن را رد کرده است.
البته شواهد هم نشان میدهد که نگرانی آشکار ترامپ بیدلیل نیست.
نظرسنجی رویترز-ایپسوس در اسفند ماه نشان داد که ۴۲ درصد از جمهوریخواهان و ۵۳ درصد از رأیدهندگان مستقل چنین دیدگاهی دارند. آنها گفتهاند که کشته یا زخمی شدن نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، احتمال مخالفتشان با جنگ را افزایش میدهد.
پنتاگون نیز در آخر هفته، بیسروصدا پایگاه داده تلفات خود را بهروزرسانی کرد. در این اقدام، بیش از ۱۴۰ مورد زخمیشدن جدید را ثبت کرد؛ به این ترتیب مجموع تلفات به بیش از ۶۰۰ نفر رسید.
حتی شمار تلفات کمتر از جنگهای گذشته نیز پیامدهای سیاسی قابلتوجهی به همراه دارد. دلیلش این است که بسیاری از آمریکاییها حتی در ماههایی که هیچ تلفاتی گزارش نشده بود، همچنان با این جنگ مخالفت میکردند. افزایش قیمت بنزین بهتنهایی برای تقویت این مخالفتها کافی به نظر میرسید.
از سوی دیگر، بسیاری از آمریکاییها اساساً انتظار ندارند که این جنگ نتیجهای ملموس داشته باشد. در چنین شرایطی، پذیرفتن کشتهشدن نیروهای نظامی بهعنوان هزینهی ادامه جنگ برای آنها دشوارتر خواهد بود.
آیا ترامپ به سمت تشدید درگیری پیش خواهد رفت؟
ترامپ تاکنون نتیجهی خاصی از حملات نظامیاش نگرفته است. و البته به جای اینکه از موضوع درس بگیرد، دائما به سمت بدتر شدن شرایط حرکت میکند. ممکن است که با عمیقتر شدن بنبست، او و مشاورانش به این نتیجه برسند که تشدید بحران تنها راه جایگزین برای جلوگیری از یک عقبنشینی سیاسی پرهزینه است.
البته تردیدهای ترامپ درباره تشدید اوضاع دلایل قابلتوجهی دارد. ترامپ بارها، از جمله در هفته گذشته، تهدید کرده است که به زیرساختهای ایران حمله خواهد کرد. اقدامی که با پیامدهای حقوقی و بینالمللی جدی همراه است و در برخی شرایط، مصداق نقض قوانین جنگ تلقی میشود. در این شرایط تنها نکتهای که باعث دلگرمی ترامپ است، این است که مجامع بینالمللی دربارهی تمامی جنایات جنگی او در ایران سکوت کردهاند.
گزینهی دیگر، تلاش برای کنترل مناطق استراتژیک مهمی مانند جزیرهی خارک یا محدودهی اطراف تنگه هرمز است. مناطقی که نقش حیاتی در صادرات نفت ایران دارند و برای اقتصاد ایران اهمیت زیادی دارند. اما چنین اقدامی احتمالاً به استقرار نیروهای زمینی نیاز خواهد داشت؛ گزینهای که طبق نظرسنجی CNN در ماه مارس، با مخالفت گسترده آمریکاییها مواجه است (۶۸ درصد مخالف در برابر ۱۱ درصد موافق). علاوه بر این، چنین سناریویی به افزایش قابلتوجه تلفات نیروهای آمریکایی و طولانیتر شدن جنگ منجر خواهد شد.
ترامپ روز پنجشنبه به آکسیوس گفت که در حال بررسی «یک حمله گسترده» است؛ حملهای که به گفتهی او میتواند «بزرگتر از همیشه» باشد. با این حال، او پیش از این نیز بارها چنین تهدیدهایی مطرح کرده است. تهدیدهایی که در نهایت از آنها عقبنشینی کرده است.
ترامپ در این هفته نیز حملات را متوقف کرد. مایکل والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، گفت که او «به مذاکرات فرصت بیشتری میدهد.»
با این حال، CNN و دیگر رسانهها گزارش دادهاند که یکی از دلایل احتمالی احتیاط دولت در برابر اقدامات بزرگتر، نگرانیهای جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، درباره پیامدهای تشدید درگیری بوده است. کین همچنین به نگرانیهایی درباره سطح ذخایر مهمات آمریکا اشاره کرده است.
قیمت بنزین چهقدر بالا خواهد رفت؟
یکی از نگرانکنندهترین تحولات هفتهی گذشته برای بازارهای بینالمللی این بود که نیروهای یمنی محاصرهی تنگهی باب المندب را اعلام کردند. مبارزان یمنی مانع از عبور کشتیها و نفتکشهای عربستانی از این تنگه شدند. اقدامی که پاسخی مشروع به محاصرهی چندین سالهی یمن توسط عربستان محسوب میشود. محاصرهای که در نتیجهی آن هزاران کودک یمنی جان باختهاند.
نفت عربستان قرار بود که جایگزینی برای کاهش صادرات نفت کشورهای خلیج فارس و بسته شدن تنگهی هرمز باشد. اما وقتی بابالمندب به همراه تنگهی هرمز بسته باشد، عربستان گزینههای چندان مناسبی برای صادرات نفت خود ندارد. این موضوع برای بازار جهانی انرژی که از قبل هم با مشکل مواجه بوده، خبر بدی محسوب میشود.
تا روز پنجشنبه، قیمت نفت برای اولین بار از اردیبهشتماه به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید. این در حالی است که قیمت بنزین در ایالات متحده به طور متوسط به بالای ۴ دلار در هر گالن رسیده بود.
از برخی جهات، میتوان اهرم فشار ترامپ را مستقیماً به همین عدد دوم مرتبط دانست. اگر قیمت بنزین بهطور قابلتوجهی از ۴ دلار در هر گالن فراتر رود، توجیه ادامه جنگ برای او دشوارتر خواهد شد. نه تنها این موضوع برای مردم آمریکا قابل قبول نخواهد بود، بلکه برای متحدانش نیز نامطلوب خواهد بود.
آیا ترامپ انتظارات خود را کاهش خواهد داد؟
یکی از بزرگترین مشکلات ترامپ وعدههایی است که قول داده به زودی به آن دست خواهند یافت. او گفته بود که فقط «تسلیم بیقید و شرط» ایران را میپذیرد و هدفش جلوگیری از ساخت سلاح هستهای برای همیشه است. او حتی در مورد قیام مردم ایران برای تغییر رژیم صحبت کرده بود.
با توجه به مفاد تفاهمنامهای که اکنون لغو شده، او در حال حاضر این اهداف را به طور قابل توجهی کاهش داده است. اکنون این سوال پیش میآید که آیا ممکن است او برای خروج از جنگ به چیزی کمتر از این رضایت دهد!؟
برای مثال، آیا ترامپ بازگشایی ساده تنگه هرمز را بدون توافق هستهای میپذیرد؟ او پیش از این گفته بود که ایران عملاً خلع سلاح هستهای شده است. البته ترامپ حدود ۱ سال است که دائما میگوید برنامهی هستهای ایران نابود شده است. سپس به بهانهی سلاح هستهای به ایران حمله کرد. در بین جنگ نیز باز هم تاکید میکند که برنامهی هستهای ایران را ریشهکن کرده است!
ترامپ همچنین گاهی اوقات میگوید که تنگهی هرمز واقعاً مشکل ایالات متحده نیست یا حداقل اینکه مشکل بزرگتری برای سایر کشورها است. آیا او میتواند کنار بکشد و مسئولیت مقابله با این تهدید را به سایر کشورها واگذار کند؟
این برای روابط ایالات متحده با سایر کشورها وحشتناک خواهد بود. اما ایجاد روابط خوب با متحدان عموماً در فهرست نگرانیهای ترامپ جایگاه بالایی ندارد.
آیا کنگرهی آمریکا واقعاً کاری انجام خواهد داد؟
به نظر میرسد که کنگرهی تحت کنترل جمهوریخواهان، ظاهراً بیش از هر چیز نگران انتخابات میاندورهای هستند. بنابراین انگار تا استفاده از اختیارات قانونی خود دربارهی جنگ فاصلهی زیادی دارد. با این حال، نشانههایی از تغییر رویکرد هم مشاهده میشود.
یکی از راههایی که کنگره میتواند از طریق آن بر جنگ تأثیر بگذارد، کاهش یا به تعویق انداختن بودجه است. مجلس نمایندگان هفته گذشته لایحهای شامل اعتبارات مالی را تصویب کرد اما سرنوشت آن در سنا همچنان نامشخص است.
راه دیگر، ادامه تلاشها برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ از طریق قطعنامههای مربوط به «اختیارات جنگی» است. مجلس نمایندگان روز پنجشنبه برای دومین بار به چنین اقدامی رأی داد و سنای تحت کنترل جمهوریخواهان نیز پیشتر یکبار از این مسیر حمایت کرده بود.
جمهوریخواهان در کنگره تاکنون از اقدامات ترامپ چشمپوشی کردهاند اما دولت آمریکا آشکارا محدودیت زمانی ۶۰ تا ۹۰ روزه قانون اختیارات جنگی را نادیده گرفته است. دولت در حالی وارد یک درگیری طولانی شده که استدلال میکند این عملیات در واقع به دلیل وقفه میان دو دورهی درگیری، مشمول این محدودیتها نمیشود. با این حال، برخی قانونگذاران جمهوریخواه نشان دادهاند که از این توضیحات قانع نشدهاند.
نانسی میس، نمایندهی جمهوریخواه کارولینای جنوبی، هفته گذشته در گفتوگو با مانو راجو از CNN گفت: «اینکه شما جنگی را متوقف کنید و چند روز بعد دوباره آن را آغاز کنید، از نظر قانون اساسی واقعاً معنایی ندارد.»
و در پایان
واکنش افکار عمومی آمریکا، موضع جمهوریخواهان در کنگره، روند مذاکرات، وضعیت تنگه هرمز و تأثیرات اقتصادی جنگ، همگی در تعیین مسیر آیندهی این ماجراجویی استعمارطلبانهی ترامپ نقش خواهند داشت. باید منتظر بمانیم و ببینیم که ترامپ چگونه سعی خواهد کرد که از این بحران خارج شود.



پیام شما به ما