«نفتکشهای عربستان اجازهی عبور از بابالمندب را نخواهند داشت.» این خلاصه بیانیه اخیر نیروهای یمنی است. هدف از این اقدام، تحت فشار قرار دادن عربستان برای اتمام محاصرهی چندین سالهی مردم یمن است. محاصرهای که در این چند سال فشارهای اقتصادی زیادی به یمنیها وارد کرده و در نتیجهی آن هزاران کودک یمنی به علت سوءتغذیه جان باختهاند.
اکنون سوال اصلی این است که بابالمندب چهقدر برای عربستان مهم است؟ آیا بابالمندب اهرم فشار موثری برای یمنیها خواهد بود؟ در صورت بسته ماندن بابالمندب، عربستان از چه مسیرهای جایگزینی استفاده خواهد کرد؟
برای مطالعهی ابعاد این ماجرا، این مقاله را تا انتها مطالعه کنید.
اهمیت بابالمندب برای عربستان
تنگهی باب المندب کوتاهترین گذرگاه دریایی است که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکند. همین هم باعث شده که بابالمندب، مهمترین مسیر برای عبور ۱۲ درصد از تجارت جهانی باشد. تا سال ۲۰۲۳، این تنگه یکی از شلوغترین خطوط کشتیرانی در جهان بود.
با این حال، در سال ۲۰۲۳، کشتیها پس از اعمال محاصره توسط صنعا، از عبور از این تنگه اجتناب کردند. هدف اصلی این محاصره، کشتیهای اسرائیلی بود. اما شرکتهای کشتیرانی در سراسر منطقه با افزایش حق بیمه مواجه شدند و مسیر بسیار طولانیتر اطراف آفریقای جنوبی را انتخاب کردند.
ترافیک کشتیرانی در این آبراه حیاتی بلافاصله پس از لغو محاصره بهبود نیافت. تا دی ۱۴۰۴، میزان حمل و نقل در این تنگه، هنوز هم ۵۶ درصد کمتر از قبل از اعمال محاصره بود.
پس از جنگ اخیر و بسته شدن تنگهی هرمز، فعالیت در تنگهی بابالمندب دوباره افزایش یافت. با توجه به اینکه نفت عربستان سعودی قادر به عبور از خلیج فارس نبود، خط لوله شرق-غرب این وظیفه را بر عهده گرفت و آن را به دریای سرخ منتقل کرد. در نتیجه، از زمان شروع جنگ با ایران، حمل و نقل نفت از طریق بابالمندب ۶۰ درصد افزایش یافته است.
آیا تهدیدهای یمنیها بر صادرات نفت عربستان تاثیر گذاشته است؟
اطلاعات شرکت تحلیلی کپلر نشان میدهد که عربستان سعودی از فروردین ۱۴۰۵ به طور متوسط ۴.۵ میلیون بشکه در روز نفت خام و سوخت از ینبع صادر کرده است. تقریباً ۷۰ درصد این نفت به آسیا میرود. با این حال، این روند در هفتهی اخیر با چالش اساسی مواجه شده است.
در روزهای اخیر، بیش از نه کشتی، از جمله هفت نفتکش که از بنادر عربستان سعودی حرکت کرده بودند و در مسیر عبور از تنگه باب المندب بودند، به بنادر مبدا برگشتند. این اتفاق پس از آن رخ داد که گروه انصارالله یمن، «محاصرهی ناوبری» را علیه عربستان سعودی اعلام کرد.
همچنین اطلاعات کپلر نشان میدهد که مجموع محمولهی هفت نفتکشی که بازگشتهاند، حدود ۶ میلیون بشکه نفت عربستان بوده است. در روزهای اخیر سه نفتکش عربستانی اینسلیا، لیلا و NCC MASA مورد هدف پهپادهای یمنیها قرار گرفتند. به همین دلیل عربستان به دنبال یافتن مسیرهای جایگزین برای کشتیهای خود است.
مسیرهای جایگزین بابالمندب برای کشتیهای عربستانی
عبور نفتکشها از بابالمندب با عبور کشتیهای نظامی متفاوت است. نفتکشها و کشتیهای تجاری، خطرپذیری کمتری دارند و با کوچکترین تهدیدی هم مسیر خود را تغییر میدهند.
در همین راستا و پس از تهدیدات یمنیها، تعداد قابل توجهی از نفتکشها در نزدیکی بابالمندب دور زدهاند و به مبدا برگشتهاند. همچنین به گزارش فایننشال تایمز، برخی شرکتهای بیمه دریایی در بازار لویدز لندن، پوشش بیمهای کشتیهای مرتبط با عربستان را محدود کردهاند. این محدودیت شامل برخی کشتیها با پرچم کشورهای دیگر که پیشتر در بنادر عربستان پهلو گرفتهاند هم میشود.
با همهی این شرایط و در صورت بسته ماندن بابالمندب و تنگهی هرمز، عربستان برای صادرات نفت خود چه گزینههایی دارد؟ با بسته بودن تنگهی هرمز و بابالمندب، تنها یک گزینه برای عربستان باقی مانده است. این گزینه، عبور نفت از طریق بندر ینبع عربستان و رساندن آن به دماغهی امید نیک برای دور زدن آفریقا است. در این حالت، ابتدا باید کشتیها به سمت شمال بروند تا از کانال سوئز عبور کنند. سپس از طریق دماغهی امید نیک، آفریقا را دور بزنند و به اقیانوس هند برسند. اما این مسیر دو چالش اساسی دارد: ظرفیت محدود کانال سوئزو طولانی بودن زمان دور زدن آفریقا.
ظرفیت محدود کانال سوئز برای نفت عربستان
کشتیهای غولپیکر نفتی (VLCC) با ظرفیت کامل نمیتوانند از کانال سوئز عبور کنند زیرا آبخور آنها محدود است. در این صورت برای عبور نفت از کانال سوئز دو رویکرد جایگزین باقی میماند.
اولین مورد استفاده از خط لولهی سومد است. این خط لولهی ۳۲۰ کیلومتری، نفت را از عین السخنه (مصر) در دریای سرخ به سیدی کریر در ساحل مدیترانه منتقل میکند. این خط لوله با حداکثر ظرفیت ۲.۵ میلیون بشکه در روز، به عنوان یک گذرگاه استراتژیک حیاتی برای کانال سوئز عمل میکند. با کمک این خط لوله، ابرنفتکشها اجازه پیدا میکنند تا محموله را از یک سر تخلیه و از سر دیگر، بارگیری کنند.
کشتیهای غولپیکر میتوانند از این فرآیند تخلیه و بارگیری برای دور زدن محدودیتهای آبخور کانال سوئز استفاده کنند. قبل از عبور از کانال سوئز، بخشی از محموله خود را در خط لوله سومد تخلیه میکنند. آنها نفت خام تخلیه شده قبلی را هنگامی که تانکر به ترمینال سیدی کریر میرسد، دوباره بارگیری میکنند.
یک گزینه مستقیمتر برای صادرات بشکههای نفت عربستان، استفاده از تانکرهای کوچکتر سوئزمکس است که با محدودیت کمتری از کانال سوئز عبور کنند. با این حال، این امر به کشتیهای بسیار بیشتر، سفرهای طولانیتر و لجستیک پیچیدهتری نیاز دارد. این موضوع از نظر تجاری امکانپذیر است اما بسیار ناکارآمد است و هزینه تحویل نفت خام عربستان در آسیا را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.
همچنین ظرفیت ۲.۵ میلیون بشکهای خط لولهی سومد در روز تنها حدود یک سوم تا نصف میزان نفت عربستان سعودی است که به دریای سرخ میرسد. البته این ظرفیت باید با سایر کشورهای صادرکننده نفت هم تقسیم شود. و نکتهی مهم دیگر هم این است که توانایی نیروهای مسلح یمن برای انجام حملات تا شمال اسرائیل به این معنی است که عبور امن کشتیهایی را که به سمت کانال سوئز میروند، نمیتوان تضمین کرد.
افزایش طول مسیر با عبور از دماغهی امید نیک
با عبور کشتیهای نفتی از دماغهی امید نیک، تقریباً ۹۰۰۰ کیلومتر به طول سفر اضافه میشود و زمان دریانوردی نیز حدود ۲۰ تا ۳۰ روز افزایش میباید. این امر همچنین هزینههای سوخت، بیمه و عملیاتی را افزایش میدهد که به نوبهی خود بر هزینههای جهانی کشتیرانی و قیمت کالاها و انرژی تأثیر میگذارد.
البته چارهی دیگری هم باقی نمانده است. در حال حاضر شرکتهای کشتیرانی آسیایی، بررسی این گزینه را به عنوان یک راهحل اضطراری برای رفع اختلالات کشتیرانی در دریای سرخ آغاز کردهاند. رویترز گزارش داده که برخی از شرکتها در حال بررسی حمل نفت عربستان سعودی از طریق کانال سوئز و ادامهی سفر با دور زدن دماغهی امید نیک برای رسیدن به بازارهای آسیایی هستند تا از خطرات فزاینده در منطقه جلوگیری کنند.
البته بعضی کشتیها نیز روشهای دیگری را در پیش گرفتهاند. تعداد فزایندهای از کشتیها در حال اضافه کردن اطلاعات به سیستم شناسایی خودکار (AIS) در مورد ملیت اعضای خدمه خود هستند، مانند نشان دادن اینکه خدمه چینی هستند، ارتباطات چینی دارند یا اینکه نگهبانان امنیتی مسلح در کشتی حضور دارند. کارشناسان معتقدند که این اقدام با هدف کاهش احتمال حملات یا جلوگیری از شناسایی نادرست کشتیها انجام میشود. اگرچه هیچ مدرک رسمی برای تأیید اینکه چنین اقداماتی، محافظت مؤثری را فراهم میکنند، وجود ندارد.
و در پایان
بسته ماندن تنگهی هرمز و بابالمندب، یک شوک انرژی مهم در سطح جهانی ایجاد خواهد کرد. در این حالت، با از دست دادن تقریباً ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از خلیج فارس و بسته شدن مسیرهای حمل گاز طبیعی مایع روبرو خواهند شد. این امر منجر به افزایش بیسابقه و رکوردشکنی قیمت نفت و گاز در سطح جهانی خواهد شد.
علاوه بر این، پیشبینی میشود که به دلیل اختلال در خطوط تأمین جهانی کودهای کشاورزی و کالاهای مصرفی ضروری، بحران غذایی و تورم رخ دهد. همین موضوع هم سبب میشود که کشورها همزمان با رکود اقتصادی و ابرتورم روبهرو شوند.
اما این اقدام بیشتر از همه بر اقتصاد عربستان تاثیر میگذارد. پیشبینی میشد که با بسته ماندن تنگهی هرمز و محاصرهی دریایی ایران توسط آمریکا، عربستان به گزینهی اصلی صادرات نفت تبدیل شود. کشوری که بحران ناشی از بسته ماندن تنگهی هرمز را جبران کند. با این حال و با بسته ماندن بابالمندب، اقتصاد عربستان نیز به شدت ضربه خواهد دید.
حال باید دید که تا چه زمانی عربستان در برابر بسته ماندن بابالمندب مقاومت خواهد کرد؟



پیام شما به ما