این مقاله درباره محکومیت توهین به مقدسات نیست، بلکه آن را پیش‌فرض می‌گیرد. موضوع این نوشتار موضوع مهم‌ترین است؛ نحوه مواجهه تربیتی خانواده با کودک و نوجوانی که چنین محتوایی را دیده، چطور باید باشد؟

ابوالقاسم شکوری
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۰
راهنمای گام‌به‌گام والدین برای مراقبت از اعتقاد فرزندان

شب است و خانه ساکت. مادری از پشت درِ نیمه‌باز اتاق رد می‌شود و نگاهش برای لحظه‌ای روی صفحه گوشی پسر سیزده‌ساله‌اش ثابت می‌ماند: کلیپی کوتاه که با لحنی مسخره درباره یکی از مقدس‌ترین باورهای خانواده سخن می‌گوید. می‌خواهد در را باز کند، گوشی را بگیرد و فریاد بزند. اما در همان ثانیه، پرسش مهم‌تری شکل می‌گیرد: «حالا چه کار کنم که هم از مقدساتم دفاع شده باشد و هم فرزندم را از دست نداده باشم؟»

اینستاگرام، ایکس، یوتیوب و تیک‌تاک برای بسیاری از کودکان و نوجوانان به پنجره اصلی دیدن جهان بدل شده‌اند و گاهی از همین پنجره، محتوای توهین‌آمیز، مسخره‌کننده یا نفرت‌برانگیز علیه مقدسات دینی به چشم آن‌ها می‌رسد؛ گاهی از سر کنجکاوی، گاهی با پیام یک دوست، و گاهی فقط به این خاطر که الگوریتم، محتوای جنجالی را بیشتر از هر محتوای دیگری جلو می‌اندازد.

این مقاله درباره محکومیت توهین به مقدسات نیست؛ آن را پیش‌فرض می‌گیرد. موضوع این نوشتار گام مهم‌تر است: نحوه مواجهه تربیتی خانواده با کودک و نوجوانی که چنین محتوایی را دیده است.

 مسئله دقیقاً چیست؟

چرا دیدن یک کلیپ توهین‌آمیز برای کودک یا نوجوان، با دیدن همان کلیپ برای یک بزرگسال فرق می‌کند؟ سه دلیل اساسی وجود دارد.

نخست، مغز هنوز در حال ساختن است. یافته‌های علوم اعصاب رشد نشان می‌دهد بخش‌هایی از مغز که مسئول کنترل تکانه، سنجش پیامدها و قضاوت‌اند (قشر پیش‌پیشانی) تا اوایل دهه سوم زندگی به بلوغ کامل نمی‌رسند، در حالی که نظام هیجانی مغز در نوجوانی در اوج فعالیت است. در نتیجه، نوجوان محتوای شوک‌آور را «قوی‌تر» دریافت و «کندتر» پردازش می‌کند.

دوم، هویت دینی هنوز در حال شکل‌گیری است. بزرگسال با سال‌ها تجربه و پاسخ به سراغ یک ادعای ضددینی می‌رود؛ کودک با ذهنی که هنوز نقشه باورهایش کامل نشده. یک کلیپ سه‌ثانیه‌ای می‌تواند نخستین و گاهی پررنگ‌ترین تصویری باشد که او از یک بحث می‌بیند.

سوم، اقتصاد توجه علیه او طراحی شده است. یافته‌های پژوهشی درباره شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که محتوای خشم‌برانگیز و شوک‌آور، تعامل (لایک، کامنت، بازنشر) بیشتری می‌گیرد و الگوریتم‌ها چنین محتوایی را فراگیرتر پخش می‌کنند. فرزند ما در برابر یک «ویدیوی بد» تنها نیست؛ در برابر صنعتی است که از توجه او درآمد می‌سازد.

البته یادمان نرود دیدن یک محتوا با پذیرفتن آن یکی نیست. صرف مشاهده یا حتی کنجکاوی نسبت به یک کلیپ توهین‌آمیز، لزوماً به معنای بی‌دینی یا انحراف اعتقادی نیست و نباید با برچسب‌زنی پاسخ داده شود. بخش بزرگی از آسیب‌های تربیتی، نه از خودِ محتوا، که از واکنش اشتباه بزرگ‌ترها آغاز می‌شود.

اولین واکنش چه باشد؟

گام اول: مکث. پیش از هر حرف و حرکتی، چند لحظه مکث کنید. یادتان باشد خشمی که فرزند در چشم شما می‌بیند، «دفاع از مقدسات» نیست؛ الگوی رفتاری است که از شما می‌آموزد.

گام دوم: اگر فرزندتان خودش ماجرا را گفته، همین را گنج بشمارید. نخستین جمله شما باید این باشد: «خیلی خوب کردی که به من گفتی.» این جمله کوتاه، درِ گفت‌وگوهای بعدی را باز نگه می‌دارد.

گام سوم: اگر هنوز هیجانی هستید، گفت‌وگو را به تعویق بیندازید، اما رهایش نکنید: «این موضوع برایم مهم است. می‌خواهم آرام و دقیق درباره‌اش حرف بزنیم؛ امشب یا فردا، سر یک فرصت خوب.»

رفتارهای آسیب‌زا که نتیجه معکوس دارند

برخی رفتارهای شتاب‌زده سبب رانده‌شدن فرزند به خلوت و تعمیق تردیدها می‌شود:

سرزنش و بازجویی: پرسش‌هایی نظیر «دنبال چه می‌گشتی که این بالا آمد؟» اعتماد را نابود می‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: «اَلْإِفْرَاطُ فِی الْمَلاَمَةِ یَشُبُّ نِیرَانَ اللَّجَاجِ»؛ زیاده‌روی در سرزنش، آتش لجاجت را شعله‌ور می‌سازد (بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۳۲).

مصادره ابزار (گوشی یا تبلت) : گوشی را نگیرید و صحنه را بازجویی نکنید. تنبیه فیزیکی یا دیجیتال این پیام را منتقل می‌کند که «والدین از پاسخ عاجزند و فقط زور دارند».

توهین متقابل یا خشم نمایشی: نشان دادن رفتارهای پرخاشگرانه به نوجوان می‌آموزد که دین‌داری یعنی تعصب کور و عصبانیت.

شکستن تله «اقتصاد خشم» با سواد رسانه‌ای

به نوجوان بیاموزید که بخش عمده‌ای از اهانت‌ها ریشه در منطق فنی شبکه‌های اجتماعی دارد. سپس چند مفهوم سواد رسانه‌ای را با زبان ساده به فرزندمان منتقل کنیم:

الگوریتم: شبکه‌های اجتماعی برای درآمد، «زمان توجه» کاربر را می‌خرند؛ هر چه محتوا هیجانی‌تر باشد، شما را بیشتر نگه می‌دارد. پس شوک‌آوری و خشم‌برانگیزی، تصادف نیست؛ بخشی از مدل کسب‌وکار است. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد محتوای بارگذاری‌شده با هیجان و خشم اخلاقی، شانس بازنشر به‌مراتب بالاتری دارد.

کلیک‌گیری: بسیاری از این کلیپ‌ها با عنوان و تصویر اغراق‌آمیز ساخته می‌شوند تا فقط «دیده» شوند. تولیدکننده محتوای توهین‌آمیز، حتی از خشم مخالفانش هم درآمد می‌سازد.

تفاوت دیدن با پذیرفتن: دیدن یک ادعا، امضای قرارداد با آن نیست. نقد، مهارتی است که با تمرین ساخته می‌شود: این کلیپ دقیقاً چه می‌گوید؟ سندش کجاست؟ چه چیزی را نشان نمی‌دهد؟

بازنشر زنجیره‌ای: هر بازنشر به دیده شدن همان محتوا کمک می‌کند؛ کامنت خشمگین هم برای الگوریتم «تعامل» محسوب می‌شود. درسی که باید به نوجوان داد: گاهی قدرتمندترین پاسخ به توهین، «بی‌توجهی آگاهانه به‌علاوه گزارش» است، نه درگیری آنلاین.

رفتار درست را عملی آموزش دهید

استفاده از دکمه گزارش، مسدود کردن، بی‌صدا کردن و عبور. این‌ها را به شکل مهارت خانوادگی تمرین کنید، نه فرمانی یک‌باره. قرآن این رفتار را قرن‌ها پیش ترسیم کرده است: تحقیق پیش از باور و انتشار خبر — «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد، آن را بررسی کنید، مبادا از سر نادانی به گروهی آسیب بزنید و سپس بر آنچه کرده‌اید پشیمان شوید» (حجرات: ۶)؛ مسئولیت فردی گوش و چشم و دل — «از آنچه به آن دانش نداری پیروی مکن، که همانا گوش و چشم و دل، همه از آن‌ها پرسیده می‌شوند» (اسراء: ۳۶)؛ و عبور باکرامت از کنار محتوای لهو — «چون از کنار لهو می‌گذرند، باکرامت می‌گذرند» (فرقان: ۷۲).

یک «توافق رسانه‌ای خانوادگی» هم کمک شایانی می‌کند: قواعدی که برای همه اجرا می‌شود، از جمله خود والدین؛ مانند میز شامِ بدون گوشی، یا اصل «پیش از بازنشر هر محتوای هیجانی، یک شبانه‌روز صبر».

ساختن ایمان آگاهانه

هر مواجهه با محتوای توهین‌آمیز، سه فرصت تربیتی در خود دارد.

فرصت اول، گفت‌وگوی ریشه‌ای درباره باور. به جای این که فقط بگوییم «این بد است»، بپرسیم: «می‌دانی ما چرا به این باور ایمان داریم؟» خانه‌ای که به طور طبیعی درباره چرایی باورهایش سخن می‌گوید، فرزندی آسیب‌پذیر در برابر کلیپ‌های سه‌دقیقه‌ای تحویل نمی‌دهد.

فرصت دوم، آموزش دفاع عقلانی به جای واکنش هیجانی. الگوی قرآنی سه‌گانه معروفی دارد: «به راه پروردگارت به حکمت و اندرز نیکو فرا بخوان و با آنان به شیوه‌ای که بهتر است، مجادله کن» (نحل: ۱۲۵). قرآن حتی درباره بت‌های مشرکان خط قرمز گذاشته است: «به آن‌هایی که جز خدا می‌خوانند دشنام ندهید، تا آنان نیز از سر عداوت و نادانی به خدا دشنام ندهند» (انعام: ۱۰۸). یعنی حتی دفاع از حقیقت، مجوز توهین نیست. از سوی دیگر، دین می‌آموزد که کرامت، حق همه انسان‌هاست — «ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم» (اسراء: ۷۰) — و تمسخر دیگران را نمی‌پذیرد: «هیچ گروهی گروه دیگر را مسخره نکند» (حجرات: ۱۱). پس قاطعیت اخلاقی در دفاع از مقدسات، الزاماً به معنای واکنش عصبی، توهین متقابل یا درگیری نیست؛ در بسیاری موارد نقطه مقابل آن‌هاست. این‌جا می‌توان با فرزند تمرین کرد: «اگر قرار بود به این ادعا پاسخ بدهی، محکم‌ترین و مؤدب‌ترین پاسخ چیست؟»

فرصت سوم، کانال‌بندی خشم به کنش مسئولانه. (تحلیل نویسنده:) خشم هنگام شنیدن توهین به مقدسات، نشانه سلامت عاطفی و پیوند قلبی با باور است؛ مسئله تربیت، حذف خشم نیست، هدایت آن است: گزارش محتوا، گفت‌وگوی مؤدبانه با دوستان، ساختن پاسخ مستدل، یا حتی تولید محتوای مثبت. خشمی که به سواد رسانه‌ای و پاسخ عقلانی تبدیل شود، از بار به بال بدل شده است.

سخن پایانی

توهین به مقدسات در فضای مجازی، واقعیتی است که نمی‌توان آن را با بستن چشم‌ها یا گرفتن گوشی از جهان فرزندمان حذف کرد. آنچه در دست ماست، ساختن فرزندی است که وقتی چنین محتوایی را می‌بیند، نه شل می‌شود، نه می‌شکند، نه همان می‌شود: می‌فهمد با چه روبه‌روست، می‌داند چگونه با آن برخورد کند و می‌داند با چه کسی درباره‌اش حرف بزند. خانه‌ای که در آن مقدسات با حکمت دفاع می‌شود، سؤال با احترام شنیده می‌شود و رسانه با سواد مصرف می‌شود، محکم‌ترین سنگر در برابر موج‌های توهین است.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها