در مناطق درگیر بحران و جنگ خانواده‌ها با یکی از پیچیده‌ترین دوراهی‌های بشری مواجه می‌شوند: «حفظ جان» در برابر «حفظ روان».

طاهره چک
شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۶
چالش‌های فرزندپروری در سایه جنگ

در مناطق درگیر بحران و جنگ خانواده‌ها با یکی از پیچیده‌ترین دوراهی‌های بشری مواجه می‌شوند: «حفظ جان» در برابر «حفظ روان». در این شرایط یکی از والدین به شدت محافظه‌کار و کنترل‌گر می‌شود تا جان بچه را حفظ کند و دیگری معتقد است باید به کودک آزادی داد تا حداقل از نظر روانی زندگی نرمالی داشته باشد.  اینجاست که اختلافات بر سر نحوه توضیح دادن مفهوم «مرگ»، «جنگ» و «دشمن» به کودکان در خانه شروع می‌شود.

ما در این گزارش بر اساس آخرین یافته‌های روان‌شناسی کودک، دستورالعمل‌های انجمن روان‌شناسی (APA)، یونیسف (UNICEF) و سازمان نجات کودکان (Save the Children)، به بررسی تضاد والدینی در شرایط جنگی و نحوه انتقال مفاهیم دشوار به کودکان می‌پردازیم.


بقای فیزیکی در برابر سلامت روانی

در شرایط ترومای حاد، واکنش سیستم عصبی افراد متفاوت است. این تفاوت در والدین به شکل یک تقابل عمیق بروز می‌کند:

 والد محافظه‌کار و کنترل‌گر (تمرکز بر بقا)

این والد تحت تاثیر ترشح مداوم هورمون‌های استرس (کورتیزول و آدرنالین) در وضعیت «جنگ یا گریز» قرار دارد. از دیدگاه روان‌شناسی تکاملی، هدف او تنها یک چیز است: زنده نگه‌داشتن فرزند به هر قیمتی. این اضطراب به شکل محدودیت‌های شدید، کنترل لحظه‌به‌لحظه و ایجاد یک «حباب امنیتی» افراطی خود را نشان می‌دهد. مشکل اینجاست که این اضطراب به کودک منتقل شده و می‌تواند منجر به اختلال اضطراب فراگیر (GAD) یا تروما در کودک شود.

والد آزادی‌بخش (تمرکز بر تاب‌آوری روانی)

این والد معتقد است که زنده ماندن جسمی بدون داشتن یک روان سالم، بی‌معناست. او تلاش می‌کند با شبیه‌سازی یک زندگی نرمال، به کودک استقلال و حق بازی بدهد. از منظر روان‌شناسی رشد، این رویکرد برای شکل‌گیری هویت و جلوگیری از احساس درماندگی آموخته‌شده ضروری است؛ اما خطر آن، نادیده گرفتن تهدیدات واقعی و فیزیکی محیط است.

نتیجه این تضاد: روان‌شناسان هشدار می‌دهند که اختلاف و دعوای والدین بر سر این موضوع، بیش از خود جنگ به احساس امنیت کودک آسیب می‌زند. کودک در این میان دچار سردرگمی می‌شود و نمی‌داند باید بترسد یا رفتار عادی داشته باشد.

راهنمای علمی برای توضیح «مرگ»، «جنگ» و «دشمن»

بر اساس پروتکل‌های روان‌درمانی کودک، توضیح این مفاهیم نیازمند ظرافت، صداقت و تناسب با سن کودک است:

تبیین مفهوم «جنگ»

پرهیز از اخبار: منابع جهانی متفق‌القول‌اند که کودکان زیر ۱۲ سال نباید در معرض اخبار تصویری جنگ قرار گیرند.

تمرکز بر امنیت: به جای تمرکز بر ویرانی، باید روی عواملی که برای محافظت از آن‌ها وجود دارد تمرکز کرد. (تکنیک "به دنبال یاری‌رسان‌ها بگرد".

توضیح ساده: «گاهی آدم‌بزرگ‌ها یا کشورها نمی‌توانند مشکلاتشان را با صحبت کردن حل کنند و دعواهای خیلی بزرگی می‌کنند که به آن جنگ می‌گویند. اما وظیفه ما و خیلی از آدم‌های دیگر این است که از تو مراقبت کنیم.»

تبیین مفهوم «مرگ»

صداقت کلامی: روان‌شناسان به شدت از به کار بردن استعاره‌هایی مانند «به خواب رفت»، «سفر رفت» یا «خدا او را برد» نهی می‌کنند، زیرا این کلمات در کودکان خردسال باعث فوبیا از خوابیدن یا ترس از خدا می‌شود.

توضیح بیولوژیک (برای کودکان خردسال) : «مرگ یعنی بدن دیگر کار نمی‌کند. یعنی فرد دیگر نفس نمی‌کشد، غذا نمی‌خورد و دردی احساس نمی‌کند.» پس از آن باید به کودک اجازه سوگواری و بیان احساسات داده شود.

تبیین مفهوم «دشمن»

پرهیز از هیولاسازی: یکی از بزرگترین اشتباهات، تبدیل کردن طرف مقابل به «هیولاهای بی‌شاخ‌ودم» است. این کار روان کودک را با وحشتی دائمی و پارانویا پر می‌کند که حتی پس از جنگ نیز درمان نمی‌شود.

توضیح رفتاری به جای ذاتی: به جای گفتن «آن‌ها هیولا هستند»، باید گفت: «رهبران آن کشور تصمیمات بسیار اشتباه و خطرناکی گرفته‌اند که به ما آسیب می‌زند.» این کار به کودک یاد می‌دهد که اعمال بد را نقد کند، اما جهان را به شکل مطلقاً سیاه و سفید نبیند.

البته حتما به سوالات و نگرانی او گوش دهید. ممکن است تصویر اشتباهی از جنگ داشته باشد پس زمان بگذارید و ببینید چه تصویری از جنگ و دشمن در ذهن دارد.

راهکارهایی برای همگرایی والدین

برای حل تضاد میان دو والد، متخصصان خانواده‌درمانی راهکارهای زیر را پیشنهاد می‌دهند:


ایجاد مناطق امن توافقی: والدین می‌توانند توافق کنند که کودک در محیط‌های بیرون تحت کنترل شدیدتر (خواسته والد اول) باشد، اما در محیط خانه، آزادی مطلق برای بازی و ابراز هیجان (خواسته والد دوم) داشته باشد.

مدیریت اضطراب والد ناآرام: والدی که به شدت کنترل‌گر است، باید بپذیرد که رفتار او ناشی از اضطراب درونی خودش است، نه فقط شرایط محیط. او باید یاد بگیرد که ترس خود را به کودک منتقل نکند.

 جبهه متحد: والدین باید در غیاب کودک با هم بحث کنند و در حضور او حتی اگر کاملاً موافق نیستند، یک پیام واحد را منتقل کنند. کودک نیازمند یک ساختار قابل پیش‌بینی است.


والد عزیز

در زمانه بحران، نه زره‌های فیزیکی دیوارهای بتنی و نه آزادی‌های بی‌حدوحصر، هیچ‌کدام به‌تنهایی نمی‌توانند کودک را نجات دهند. بهترین منبع تاب‌آوری برای یک کودک در میانه جنگ، حضور پدر و مادری است که با وجود ترس‌هایشان، همچون یک تیم واحد عمل می‌کنند؛ والدینی که واقعیت‌های تلخ را بدون ایجاد وحشت توضیح می‌دهند و توازنی منطقی میان «امنیت جسم» و «پرورش روان» برقرار می‌سازند.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها