گذراندن ۴۰ روز در شرایط جنگی و پرالتهاب، تجربهای است که تمام ظرفیتهای روانی و جسمی انسان را درگیر میکند. اکنون که در شرایط آتشبس و ثبات نسبی قرار داریم، بدن و ذهن خانوادهها از حالت «آمادهباش» (جنگ و گریز) خارج شده و به شدت نیازمند استراحت، بازیابی و احساس امنیت است.
ما در این اینجا، با تکیه بر اصول روانشناسی بحران و تروما (آسیبهای روانی)، به این میپردازیم که چرا و چگونه باید فعالیتهای مشترک خانوادگی، بهویژه حضور در طبیعت را آغاز یا بیشتر کنیم.
چرا الان زمان حیاتی برای این فعالیتهاست؟
در طول ۴۰ روز گذشته، سیستم عصبی سمپاتیک (بخش هشداردهنده مغز) در خانوادهها مدام روشن بوده است. این یعنی ترشح مداوم هورمونهای استرس (کورتیزول و آدرنالین). برای خاموش کردن این آژیر خطر در مغز، باید سیستم عصبی پاراسمپاتیک (بخش آرامبخش) را فعال کنیم.
تئوری بازیابی توجه : ریچل و استیون کاپلان روانشناسان برجسته محیطی معتقدند طبیعت بهترین مکان برای استراحت دادن به مغزهای خسته از اخبار و اضطراب است. طبیعت نیازی به تمرکز اجباری ندارد و ذهن را به آرامی بازیابی میکند.
ترشح هورمون عشق (اکسیتوسین) : انجام کارهای مشترک با اعضای خانواده، باعث ترشح هورمون اکسیتوسین میشود که پادزهر طبیعی استرس است و احساس امنیت را بازمیگرداند.
چند راهکار برای خانوادهها
با توجه به اینکه در فصل بهار (فروردین و اردیبهشت) قرار داریم، شرایط آبوهوایی ایران بهترین فرصت را برای این التیام فراهم کرده است. اما این کار باید مرحله به مرحله انجام شود:
طبیعتگردی آگاهانه
نیاز نیست در ابتدا سفرهای طولانی و خستهکننده برنامهریزی کنید. طبیعتگردی باید در دسترس و آرامشبخش باشد:
پیکنیکهای ساده و بدون تکلف: رفتن به نزدیکترین پارک جنگلی یا ییلاقات اطراف شهر. بساط کردن چای آتشی و یک املت ساده روی هیزم، به شدت اثر رواندرمانی دارد. نگاه کردن به آتش و صدای سوختن چوب، از نظر تکاملی به انسان احساس امنیت و گرما میدهد.
تکنیک گراندینگ (اتصال به زمین) : در طبیعت، برای چند دقیقه کفشهای خود و بچهها را دربیاورید و روی چمن، خاک یا ماسه راه بروید. این یک تکنیک معتبر در روانشناسی برای تخلیه بار روانی و بازگشت به «لحظه حال» است.
سکوت و شنیدن: با خانواده قرار بگذارید به مدت ۵ دقیقه در طبیعت هیچکس حرف نزند و فقط به صدای پرندگان، باد یا آب گوش دهید.
فعالیتهای مشترک در خانه (برای روزهایی که امکان خروج نیست)
آشپزی و پختوپز دستهجمعی: درگیر کردن دستها با خمیر (مثل پختن نان یا کیک خانگی) یا درست کردن غذاهای سنتی با کمک همه اعضای خانواده، تمرکز ذهن را از افکار منفی به خلق یک چیز جدید معطوف میکند.
بازیهای نوستالژیک و دستهجمعی: بازیهایی مثل اسمفامیل، منچ، ماروپله، پانتومیم یا بازیهای فکری مدرن. خندیدن در جریان این بازیها، دیافراگم را منبسط کرده و به تنظیم تنفس که در اثر استرس بههمریخته است، کمک میکند.
باغبانی خانگی: حتی رسیدگی به چند گلدان کوچک در بالکن یا کاشتن بذر سبزیجات، نمادی از «رشد و ادامه زندگی» است که از نظر روانی پیام قدرتمندی برای عبور از روزهای سخت به مغز میدهد.
ملاحظات روانی
سمزدایی دیجیتال (ممنوعیت اخبار در زمان تفریح) : قانون بگذارید که در زمان طبیعتگردی یا بازی خانوادگی، چک کردن اخبار و شبکههای اجتماعی ممنوع است. مغز شما نیاز به سمزدایی از اخبار دارد.
اجبار به شادی ممنوع (پرهیز از مثبتاندیشی سمی) : ممکن است یکی از اعضای خانواده هنوز غمگین، بیحوصله یا پرخاشگر باشد. به او فشار نیاورید که «حالا که جنگ تمام شده باید شاد باشی». به آنها زمان بدهید و اجازه دهید با ریتم خودشان به زندگی عادی برگردند.
صحبت از تجربیات، بدون اصرار: اگر بچهها یا بزرگترها دوست داشتند درباره ترسها و روزهای سختی که گذشت حرف بزنند، فقط شنونده باشید. حرف زدن، بار هیجانی تروما را کم میکند.
هموطن عزیز
خانوادههای ایرانی در این ۴۰ روز بار روانی سنگینی را به دوش کشیدهاند. بازگشت به زندگی عادی یک شبه اتفاق نمیافتد، بلکه یک فرآیند است. «طبیعت» و «آغوش خانواده» دو درمانگر رایگان و بینظیر هستند. با شروع قدمهای کوچک مثل قدم زدن در پارک محله، درست کردن یک غذای مشترک و دور شدن از صفحه گوشیها، میتوانیم دوباره احساس امنیت، امید و تداوم زندگی را به خودمان و فرزندانمان هدیه دهیم.





پیام شما به ما