یکی از پیچیده‌ترین نقش‌های سالمندان در دوران جنگ ۸ ساله، دوازده و چهل روزه، مدیریت سوگ مضاعف بود.

طاهره چک
شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۲
ناجیان مو سپید روزهای جنگی

جنگ‌ها همواره فراتر از مرزهای جغرافیایی و نظامی، عمیق‌ترین لایه‌های ساختار اجتماعی و نهاد خانواده را تحت تأثیر قرار می‌دهند. با پایان یافتن جنگ و استقرار آتش‌بس، جوامع با بحران‌های انسانی متعددی از جمله خیل عظیم کودکان بی‌سرپرست، تک‌سرپرست یا دارای والدین آسیب‌دیده مواجه می‌شوند.
در این میان، نهاد «خانواده گسترده» به عنوان مهم‌ترین سپر دفاعی جامعه عمل می‌کند. در فرهنگ ما ایرانی‌ها که احترام به سالمندان و حفظ پیوندهای خویشاوندی از ارکان اصلی آن است، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در دوران پساجنگ نقشی بی‌بدیل در بازسازی روانی و اجتماعی نسل آینده ایفا کرده‌اند.


خانواده گسترده و جایگاه سالمندان

برای درک درست نقش پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در ایران پساجنگ، ابتدا باید به بستر فرهنگی جامعه ایرانی توجه کرد. برخلاف بسیاری از جوامع غربی که در آن‌ها مدل «خانواده هسته‌ای» (متشکل از پدر، مادر و فرزندان) در اولویت است، در ایران دهه‌های گذشته (و به ویژه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ شمسی)، ساختار خانواده به شدت درهم‌تنیده و گسترده بود.

در فرهنگ ایرانی-اسلامی، پدربزرگ و مادربزرگ تنها اعضای مسن خانواده نیستند، بلکه «ستون‌های خیمه خانواده» و نماد برکت، خرد و پناهگاه عاطفی محسوب می‌شوند. این جایگاه والای فرهنگی باعث شد تا در زمان بروز بحران‌های ناشی از جنگ، انتقال مسئولیت مراقبت از کودکان به آن‌ها نه یک الزام قانونی و خشک، بلکه یک وظیفه اخلاقی، عاطفی و کاملاً پذیرفته‌شده در سطح جامعه باشد.


ظهور پدیده «مراقبان جایگزین»


جنگ ۸ ساله تبعات جمعیتی و اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشت. پس از اعلام آتش‌بس در سال ۱۳۶۷ شمسی، جامعه ایران با واقعیت‌های جدیدی روبرو شد:

فقدان والدین: هزاران کودک خردسال، پدران خود را از دست داده بودند.

آسیب‌های جسمی و روانی: بسیاری از پدران به عنوان جانباز، درگیر مشکلات شدید جسمی یا اختلالات روانی ناشی از جنگ (مانند PTSD) بودند و توانایی مراقبت کامل از فرزندان را نداشتند.

آوارگی و مهاجرت: خانواده‌های بسیاری از مناطق مرزی به شهرهای مرکزی مهاجرت کرده و شبکه‌های حمایتی محلی خود را از دست داده بودند.

در این شرایط تاریخی، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها به طور خودجوش و با فداکاری عظیم، خلأ وجود والدین را پر کردند. آن‌ها خانه‌های خود را به پناهگاهی امن برای نوه‌هایی تبدیل کردند که درگیر تروما، سوگ و سردرگمی بودند.

ابعاد کلیدی نقش‌آفرینی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها

مدیریت سوگ و ایجاد ضربه‌گیر عاطفی

یکی از پیچیده‌ترین نقش‌های سالمندان در دوران جنگ ۸ ساله، دوازده و چهل روزه، مدیریت سوگ مضاعف بود. یک پدربزرگ یا مادربزرگ در حالی که خود داغدار از دست دادن فرزند جوانش بود، باید به گونه‌ای رفتار می‌کرد که بتواند پناهگاه عاطفی نوه خود باشد. آن‌ها با پنهان کردن اشک‌ها و نمایش صلابت، به کودکان احساس امنیت و ثبات می‌دادند. در روان‌شناسی تروما، این حضور مستمر و باثبات، مهم‌ترین عامل برای جلوگیری از فروپاشی روانی کودک در دوران پساجنگ است.

حفظ هویت و انتقال ارزش‌ها

در جامعه پساجنگ کشور ما، حفظ نام و یاد کسانی که جان خود را از دست داده بودند، اهمیت بالایی دارد. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها به عنوان «راویان تاریخ شفاهی خانواده»، با تعریف کردن خاطرات، ویژگی‌های مثبت و شجاعت‌های پدر یا مادر از دست رفته، به کودک کمک می‌کنند تا هویتی منسجم و افتخارآمیز برای خود بسازد. این روایتگری باعث می‌شود کودک به جای احساس حقارت ناشی از یتیم بودن، با یک هویت ارزشمند اجتماعی بزرگ شود.

حمایت اقتصادی و عملی

دوران پس از آتش‌بس، با چالش‌های اقتصادی، تورم و دوران موسوم به «سازندگی» همراه است. بسیاری از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، حقوق بازنشستگی، پس‌اندازهای اندک و حتی املاک خود را صرف تأمین هزینه‌های تحصیل، پوشاک و تغذیه نوه‌های خود کردند و می‌کنند. مادران جوانی که همسران خود را از دست داده بودند، اغلب برای ورود به بازار کار یا ادامه تحصیل، نیازمند حمایت بودند و این مادربزرگ‌ها بودند که با نگهداری تمام‌وقت از کودکان، این فرصت را برای آن‌ها فراهم می‌کردند.

 چالش‌ها و مصائب پنهان

با وجود این نقش قهرمانانه، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در دوران پساجنگ با چالش‌های خاموش و فرساینده‌ای دست و پنجه نرم می‌کردند:

فرسودگی جسمی و روانی: نگهداری از کودکان پرانرژی نیازمند توان جسمی بالایی است که با اقتضائات دوران سالمندی در تضاد است. بسیاری از این افراد به دلیل فشار مضاعف، دچار پیری زودرس، بیماری‌های قلبی و استخوانی شدند. همچنین، مجال نیافتن برای سوگواری طبیعی فرزند خود، منجر به افسردگی‌های پنهان در میان آن‌ها می‌شد.

شکاف نسلی عمیق: کودکانی که در فضای پس از جنگ و آغاز توسعه رسانه‌ها بزرگ می‌شدند و می‌شوند، نیازها و سوالاتی داشتند و دارند که گاه با دنیای سنتی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها همخوانی نداشت و ندارد. این شکاف نسلی گاهی منجر به چالش‌های تربیتی در سنین نوجوانی نوه‌ها می‌شد.

بار مالی در شرایط تورمی: تأمین هزینه‌های یک یا چند کودک در شرایط اقتصادی متلاطم پساجنگ، برای سالمندانی که دیگر توان کار کردن نداشتند، یک استرس دائمی است.

ارزیابی از منظر جامعه‌شناسی و سیاست‌گذاری

از منظر جامعه‌شناسی، عملکرد پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ایرانی در دهه ۷۰ و ۸۰ شمسی، یک «مداخله بحران» در مقیاس ملی بود. آن‌ها بدون اینکه بار مالی مستقیمی برای نهادهای دولتی ایجاد کنند، از بروز پدیده‌هایی نظیر بزهکاری کودکان بی‌سرپرست، افزایش کودکان کار و فروپاشی خانواده‌های بازمانده از جنگ جلوگیری کردند.

تجلیل و احترام برکت خانه‌ها
پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها قهرمانان بی‌ادعا و خاموشی هستند که با تکیه بر فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی، شیرازه از هم‌گسیخته بسیاری از خانواده‌ها را دوباره به هم پیوند زدند. آن‌ها با تبدیل کردن خانه‌های قدیمی خود به کانون‌های امید و سازندگی، نشان دادند که در برابر ویرانی‌های جنگ، عشق و پیوندهای عمیق خانوادگی قدرتمندترین ابزار برای ترمیم زخم‌های یک ملت هستند. تجلیل از این نقش تاریخی و مستندسازی تجربیات آن‌ها، می‌تواند الگویی ارزشمند برای مدیریت بحران‌های اجتماعی در سراسر جهان باشد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها