در شهری که میلیونها آدم هر روز کنار هم در پیادهروها راه میروند و متروها جای سوزن انداختن ندارند، زن برای اینکه شام تولدش را روبهروی یک صندلی خالی نخورد، دست به دامن برنامهای میشود که آدم اجاره میدهد!
دنیایی که حالا در آن میشود همسفر گرفت، برای مهمانی همراه داشت، برای بیرون رفتن دوست اجاره کرد و حتی برای عکس گرفتن، کسی را وارد قاب کرد که قرار نیست چیزی بیشتر از چند ساعت در زندگی ما بماند. درست همینجا، جایی میان تنهایی آدمها و میل به تنها نماندن، بازاری شکل گرفته که در آن «آدم» هم میتواند به یک خدمت تبدیل شود؛ یکی پول میدهد تا حضور کسی را بخرد و دیگری از چند ساعت نقش بازی کردن درآمد کسب میکند.
از هر ۶ نفر یک نفر تنهاست
یک نفر از هر ۶ نفر در جهان تنهایی را تجربه میکند؛ شاید فکر کنید این عددی که سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۲۵ اعلام کرده، بیشتر مربوط به میانسالی باشد، اما آمارها تصویر دیگری نشان میدهند؛ یک نفر از هر ۵ نوجوان و جوان احساس تنهایی میکند و این میزان در کشورهای کمدرآمد به نزدیک یک نفر از هر چهار نفر میرسد.
خبرگزاری رویترز در ژوئن ۲۰۲۶ از بازاری در چین گزارش داد که در آن افراد برای کوهنوردی، دویدن، گردش، رستوران رفتن و خوردن غذا همراه اجاره میکنند. در مسیر کوه تای، «همراهان کوهنوردی» با مشتری راه میروند، وسایلش را حمل میکنند و از او عکس میگیرند.
ارزش «اقتصاد همراهی» چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۰ میلیارد یوان، یعنی ۷.۴ میلیارد دلار، رسید؛ بازاری که برای یک روز همراهی در کوه تای، حتی قیمت ۸۰۰ یوان هم روی آن گذاشته شده است.
۳۰ هزار ین برای نقش «خانواده اجارهای» در ژاپن!
چین برایت همراه پیدا میکند؛ ژاپن گاهی خود آدم را هم با نقش و نقشه تحویل میدهد. سالهاست شرکتهایی در ژاپن خدمات «خانواده اجارهای» ارائه میکنند؛ از مهمان عروسی و دوست گرفته تا پدر، مادر، همسر و دیگر اعضای خانواده.
در یکی از نمونههای شناختهشده، کارکنان شرکت هارت پراجکت برای نقشهای مختلف استخدام میشوند؛ همسر، دوست و گاهی حتی خبرنگارانی که باید در یک رویداد خلوت، شلوغی بیشتری ایجاد کنند. کسی برای عروسی یا مراسم اجتماعی مهمان اجاره میکند و در بعضی نقشها، کارکنان باید جزئیات روابط و نامها را از قبل حفظ کنند تا داستان ساختگی در جمع لو نرود. برای نقشهای سادهتر حدود ۹۸۰۰ ین و برای نقشهای پیچیدهتر ۲۰ تا ۳۰ هزار ین پرداخت میشود.
اینجا دیگر فقط صحبت از اجاره کردن یک همراه برای چند ساعت نیست؛ پای ساختن یک رابطه جعلی وسط است. کسی نقش پدر را بازی میکند، دیگری همسر، دوست یا مهمان. یعنی چیزی که در حالت عادی با سالها شناخت، اعتماد و خاطره ساخته میشود، میتواند برای چند ساعت سفارش داده شود.
ایران؛ از همسفریابی تا دوست اجارهای
در ایران خبری از شرکتهایی با کاتالوگ «پدر، مادر، همسر و دوست اجارهای» نیست، اما ردپایشان را میشود در آگهیهای شبکههای اجتماعی دید؛ از همسفریابهایی که برای همراه، جنسیت و مشخصات ظاهری تعیین میکنند تا پیشنهادهایی برای همراهی ساعتی یا روزانه، آن هم بدون نظارت و با پذیرش مسئولیت آسیبهای احتمالی جسمی و روحی.
خطر ماجرا همینجاست؛ وقتی همراه اجارهای جایش را به رابطه واقعی میدهد، تنهایی فقط برای چند ساعت عقب میافتد. احساس خلأ، بیاعتمادی، اضطراب و حتی احساس استفادهشدن، از پیامدهایی است که ممکن است فرد با آن روبهرو شود. سازمان جهانی بهداشت هم تأکید میکند که آنچه برای سلامت روان اهمیت دارد، ارتباط اجتماعی معنادار است و تنهایی با پیامدهایی مانند افسردگی و اضطراب ارتباط دارد.
از آن طرف، وقتی رابطه از ابتدا با پول، نقش و زمان مشخص شده، مرزها هم همیشه به همان اندازه روشن نمیمانند. اطلاعات و تصاویر خصوصی، وابستگی عاطفی، فریب مالی یا عبور از مرزهای شخصی میتواند هزینهای بسیار بیشتر از مبلغی داشته باشد که برای چند ساعت همراهی پرداخت شده است. آدم اجارهای شاید بتواند جای خالی یک صندلی را پر کند، اما جای خالی یک دوست را هرگز؛ چرا که احساس تنهایی با چند ساعت همراهی اجارهای از بین نمیرود؛ فقط شاید برای مدتی اثرش کمرنگتر شود.
آدمهای اجارهای با قیمت ساعتی!
در رابطه واقعی، آدمها فقط برای پر کردن یک جای خالی کنار هم نیستند. شناختن، اعتماد کردن، خاطره ساختن، فهمیدن حال یکدیگر و حتی تحمل اختلافها، بخشی از چیزی است که رابطه را شکل میدهد. اما در مدل «آدم اجارهای»، همه اینها کنار گذاشته میشود و آنچه باقی میماند، یک نقش و یک زمان مشخص است؛ دوست، همراه، همسر یا عضو خانواده؛ برای چند ساعت و در ازای پول.
این تغییر فقط عوض شدن شکل یک خدمت نیست. وقتی انسان به جای ساختن رابطه، بتواند نقش یک انسان دیگر را سفارش دهد، کمکم خودِ رابطه هم از چیزی که باید ساخته شود، به چیزی که میتوان خرید تبدیل میشود. در چنین مدلی، فرد مقابل فقط ارائهدهنده یک نقش است و حضورش تا جایی ادامه دارد که هزینهاش پرداخت شده باشد.
رابطههای انسانی قرار نیست همیشه راحت، قابلکنترل یا مطابق میل ما باشند. بخشی از انسان بودن، روبهرو شدن با همین پیچیدگیهاست؛ با آدمی که نمیشود برای حضورش سفارش ثبت کرد، نمیشود زمان رفتنش را تعیین کرد و نمیشود احساسش را با پول خرید. وقتی این پیچیدگیها را حذف کنیم و رابطه را به چیزی سفارشی تبدیل کنیم، دیگر فقط شکل رابطه عوض نشده؛ آدمها هم کمکم به نقشهایی تبدیل میشوند که میتوان آنها را سفارش داد.



پیام شما به ما