دیدن یک بچهگربه کوچک در پارک، تولهسگی که دمش را تکان میدهد یا حیوانی که آرام گوشه خیابان نشسته، برای یک کودک میتواند بسیار وسوسهکننده باشد. طبیعی است که کودک بخواهد جلو برود، نوازشش کند یا حتی برای غذا دادن به آن دست دراز کند. مسئله اینجاست که کودک هنوز نمیتواند همیشه تفاوت میان «حیوان بامزه و آرام» و «حیوانی که ممکن است در شرایط خاص واکنش دفاعی نشان دهد» را تشخیص دهد. حتی حیوانی که ظاهراً آرام است ممکن است از ترس، درد، گرسنگی یا برای دفاع از قلمرو و بچههایش ناگهان گاز بگیرد یا چنگ بزند. سازمان جهانی بهداشت نیز کودکان را یکی از گروههای اصلی در معرض آسیب ناشی از گازگرفتگی حیوانات میداند و توصیه میکند کودکان از سگهای ولگرد فاصله بگیرند و هیچ کودکی بدون نظارت بزرگسال در کنار سگ قرار نگیرد.
از طرف دیگر، قرار نیست رفتار ما به ترساندن کودک از حیوانات تبدیل شود. بهتر است پیام اصلی این باشد: «حیوانات هم احساس دارند، اما ما همیشه نمیدانیم چه حسی دارند؛ بنابراین بدون اجازه و حضور بزرگتر به آنها نزدیک نمیشویم». این تفاوت مهم است؛ کودک باید یاد بگیرد مهربانی با حیوانات لزوماً به معنای لمس کردن آنها نیست. میتوان از دور نگاهشان کرد و اگر حیوانی نیاز به کمک داشت، از یک فرد بزرگسال یا فرد متخصص کمک خواست.
پوست ظاهراً تمیز، لزوماً به معنای بدن بیمیکروب نیست
حیوانات، حتی زمانی که ظاهراً سالم و تمیز به نظر میرسند، ممکن است حامل بعضی ویروسها، باکتریها، انگلها یا قارچهایی باشند که قابلیت انتقال به انسان دارند. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا نیز تأکید میکند که حیوان میتواند ظاهراً سالم باشد و در عین حال برخی عوامل بیماریزا را حمل کند.
پس میتوان به زبان کودکانه گفت: «این گربه یا سگ لزوماً کثیف نیست؛ اما ما نمیدانیم چه میکروبهایی روی بدن یا دهانش هست و نمیدانیم واکسن زده یا نه. برای همین بهتره بدون کمک مامان و بابا بهش دست نزنیم.»
این جمله هم واقعبینانهتر است و هم باعث نمیشود کودک نسبت به حیوانات احساس تنفر پیدا کند.
چرا هیچ «چنگ کوچولویی» در دنیای کودکان بیاهمیت نیست؟
ممکن است کودک بگوید: «فقط یه چنگ کوچولو زد، چیزی نیست!» اما خراش حیوان را نباید بیاهمیت تلقی کرد.
گربهها میتوانند با خراش، بیماری «خراش گربه» را منتقل کنند. عامل این بیماری باکتری Bartonella henselae است و بچهگربهها، بهویژه در صورت وجود کک، میتوانند در انتقال آن نقش داشته باشند. این بیماری در کودکان شایعتر است و ممکن است یک تا سه هفته بعد از تماس با گربه با تب و بزرگ و دردناک شدن غدد لنفاوی خود را نشان دهد. البته بیشتر خراشهای گربه به این بیماری منجر نمیشوند، اما همین موضوع نشان میدهد که «خراش کوچک» لزوماً به معنای «هیچ خطری ندارد» نیست.
از طرف دیگر، گازگرفتگی و خراش حیوانات میتواند باعث عفونتهای باکتریایی شود. برای مثال، برخی باکتریهای موجود در دهان سگها و گربهها، از جمله Capnocytophaga، در شرایط خاص میتوانند از طریق گازگرفتگی یا ورود بزاق حیوان به زخم باز باعث عفونت شوند.
بنابراین کودک باید یک قانون ساده را بداند:
«هر وقت حیوانی گازت گرفت یا چنگت زد، حتی اگر زخم خیلی کوچیکه، فوراً به یک بزرگتر بگو».
خطر پنهان بزاق حیوان و تماس با زخمهای باز
سازمان جهانی بهداشت تماس بزاق حیوان مشکوک با پوست شکسته یا زخم را، بسته به شرایط حیوان و منطقه، در دسته مواجهههای جدیتر با خطر هاری قرار میدهد. هاری از طریق بزاق حیوان آلوده و معمولاً در اثر گازگرفتگی، خراش یا تماس بزاق با زخم باز و مخاط منتقل میشود.
بنابراین اگر مثلاً کودک در پارک زانوی زخمی دارد و گربه یا سگ آن قسمت را لیس میزند، موضوع را نباید با جمله «اشکالی نداره، فقط لیس زد» تمام کرد. زخم باید هرچه سریعتر با آب و صابون بهطور کامل شسته شود و در صورت تماس با حیوان ناشناس یا ولگرد، بهویژه در صورت گازگرفتگی، خراش یا تماس بزاق با زخم، باید بدون تأخیر از مرکز درمانی درباره نیاز به ارزیابی و پیشگیری پس از مواجهه با هاری سؤال شود. شستوشوی زخم با آب و صابون به مدت دستکم ۱۵ دقیقه از اقدامات اولیه توصیهشده است.
قوانین طلایی ایمنی در برخورد با حیوانات
برای اینکه کودک در میان دستورالعملهای متعدد گیج نشود، چند قانون شفاف، ساده و حفظکردنی را با او تمرین کنید:
قانون فاصله: بدون حضور و اجازه مستقیم بزرگترها به هیچ سگ یا گربهای در خیابان دست نمیزنم.
قانون مادری: به بچهحیوانات نزدیک نمیشوم؛ چون مادرشان همین نزدیکی است و نگران میشود.
قانون حریم شخصی: وقتی حیوان در حال غذا خوردن، خوابیدن یا شیر دادن به بچههایش است، مزاحمش نمیشوم.
قانون صورت به صورت: هرگز حیوان را بغل نمیکنم و صورتم را به صورت او نزدیک نمیکنم.
قانون دویدن: اگر سگی را دیدم، جیغ نمیکشم، فرار نمیکنم و او را با دویدن دنبال نمیکنم.
قانون کمکخواهی: اگر حیوانی زخمی یا بیمار بود، خودم به او دست نمیزنم و فقط به بزرگترها خبر میدهم.
قانون صداقت: اگر چنگ خوردم یا گاز گرفته شدم، حتی خیلی کوچک، فوراً به مامان و بابا میگویم.
یک اتفاق بد میتواند ترس کودک را مدتها نگه دارد
ماجرا فقط به زخم و عفونت ختم نمیشود. یک تجربه ناگهانی و ترسناک، مخصوصاً برای کودک کمسن، ممکن است تصویر ذهنی او از حیوانات را تغییر دهد.
ممکن است کودک بعد از یک گازگرفتگی یا حمله ناگهانی، مدتی از نزدیک شدن به همه حیوانات بترسد، در پارک مضطرب شود، از مسیرهایی که حیوان در آن دیده است دوری کند یا حتی با دیدن حیوان دچار واکنش شدید شود. البته هر تجربه ناخوشایندی به معنای ایجاد اختلال روانی یا PTSD نیست؛ بیشتر کودکان پس از یک رویداد استرسزا بهخوبی به حالت عادی برمیگردند. اما اگر ترس شدید و مداوم شود و روی بازی، بیرون رفتن، خواب یا فعالیتهای روزمره کودک اثر بگذارد، باید جدی گرفته شود.
در چنین شرایطی، گفتن «دیدی گفتم به گربه دست نزن!» کمکی نمیکند. کودک در آن لحظه بیشتر از هر چیز به احساس امنیت نیاز دارد. میتوان گفت:
«ترسیدی چون اتفاق ناگهانی افتاد. تقصیر تو نیست. الان پیش من امنی و من کمکت میکنم»
بعد از آرام شدن کودک، میتوان درباره اتفاق صحبت کرد و به او یاد داد دفعه بعد چگونه فاصله امن را حفظ کند.
در نهایت، آموزش ایمنی در برابر حیوانات نباید با ترساندن کودک پیش برود. نه «همه حیوانات خطرناکاند» درست است و نه «اگر حیوان آرام بود، پس حتماً بیخطر است». کودک باید یاد بگیرد حیوانات رفتار و غریزه خودشان را دارند و ما همیشه نمیتوانیم از روی ظاهرشان بفهمیم در آن لحظه چه احساسی دارند. همین شناخت ساده میتواند هم از یک خراش و گازگرفتگی قابل پیشگیری جلوگیری کند و هم کمک کند یک تجربه تلخ، تبدیل به ترس پایدار از حیوانات نشود.



پیام شما به ما