از کودتای ۲۸ مرداد در ایران تا گواتمالا و شیلی، ردپای سرویس عملیات مخفی آمریکا در بسیاری از نقاط جهان دیده می‌شود. سیا در این میان چه نقشی داشته و چگونه از جاسوسی فراتر رفته است؟

فاطمه روستا
دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۷
CIA چگونه در سیاست کشورهای دیگر مداخله می‌کند؟

«من رئیس سیا بودم. ما دروغ می‌گفتیم، تقلب می‌کردیم و دزدی می‌کردیم. حتی دوره‌های آموزشی کاملی برای این کارها داشتیم...» این‌ها دیالوگ یک فیلم ایرانی نیست، بلکه بخشی از حرف‌های مایک پمپئو، رئیس سابق سیا در سال ۲۰۱۹ است.

سازمان CIA در سال ۱۹۴۷ با دو هدف اساسی تشکیل شد. از یک طرف، قرار بود اطلاعات را به دولت ایالات متحده ارائه دهد. از سوی دیگر، سازمان سیا قرار بود «دشمن» را سرنگون کند. یعنی هر فرد یا دولتی را که رئیس جمهور آمریکا یا سازمان سیا به عنوان دشمن تعریف می‌کرد، باید از سر راه برداشته می‌شد. در این راه استفاده از طیف وسیعی از اقدامات مانند ترور، کودتا، ناآرامی‌های صحنه‌سازی شده، مسلح کردن شورشیان و سایر ابزارها نیز مجاز بود.

در ادامه تعدادی از اقدامات سازمان سیا جهت دخالت در امور داخلی سایر کشورها را با هم بررسی می‌کنیم.

روش‌ها و ابزارهای مداخله CIA در کشورهای دیگر

سیا عملیات‌های مخفیانه‌ای را در بالکان علیه صربستان، در قفقاز علیه روسیه و در آسیای مرکزی با هدف قرار دادن چین انجام داده است. در دهه‌ی ۲۰۱۰، سیا عملیات‌های مرگباری را برای سرنگونی بشار اسد در سوریه، انجام داد که منجر به قدرت گرفتن داعش شد.

و البته بسیاری از اقداماتی که سیا در کشورهای مختلف انجام داده است، از نظرها پنهان مانده است. سیا به شدت برای عدم انتشار و پنهان‌سازی اسناد مرتبط تلاش می‌کند. مثلا در پاسخ به یک دستور قانونی مبنی بر انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد، اعلام کرد که بخش عمده‌ای از اسناد این کودتا، به علت کمبود فضا نابود شده است!

اطلاعاتی هم که اکنون در دسترس است، یا توسط برخی خبرنگاران شجاع فاش شده یا این‌که بعضی مقامات سابق آمریکا به آن اذعان داشته‌اند. البته در چند سال اخیر نیز خود سازمان سیا، تعداد محدودی از اسناد مربوط به اقداماتش در گذشته نه چندان نزدیک را منتشر کرده است. اسنادی که بسیاری از قسمت‌های آنان سانسور شده است.

در ادامه و با کمک اطلاعاتی که در حال حاضر موجود است، مهم‌ترین روش‌های سازمان CIA برای دخالت در سیاست‌ها و امور سایر کشورها را بررسی می‌کنیم.

جاسوسی و کسب اطلاعات با کمک پوشش‌های غیر نظامی

یکی از روش‌های مهم سیا برای جمع‌آوری اطلاعات و اجرای عملیات مخفی در کشورهای دیگر، استفاده از پوشش‌های غیرنظامی و شرکت‌های ظاهراً خصوصی بوده است. یکی از مواردی که خود سیا به آن اعتراف کرده (در گزارشی در سال ۲۰۲۲) «حمل‌ونقل هوایی غیرنظامی» یا CAT است. سیا در ۲۳ اوت ۱۹۵۰ به‌طور مخفیانه دارایی‌های این شرکت هواپیمایی را خریداری کرد و آن را به یک شرکت پوششی برای عملیات خود تبدیل کرد.

CAT در ظاهر همچنان یک شرکت هواپیمایی تجاری بود و پروازهای عادی در آسیا انجام می‌داد. اما هم‌زمان هواپیماها و خدمه آن برای مأموریت‌های مخفی اطلاعاتی و پشتیبانی از عملیات سیا به کار گرفته می‌شدند.

نام CAT Incorporated در سال ۱۹۵۹ به Air America تغییر یافت. این شرکت همچنان در کنار فعالیت‌های ظاهراً تجاری، برای سیا پروازهای پشتیبانی، انتقال نیرو و تجهیزات و مأموریت‌های مخفی انجام می‌داد. برای مثال، در جنگ‌های کره و هندوچین و سپس در عملیات‌های مخفی آمریکا در لائوس، هواپیماها و خدمه Air America نقش مهمی در رساندن نیرو و تجهیزات و انجام مأموریت‌های اطلاعاتی داشتند.

به این ترتیب، سیا فقط با مأموران و شبکه‌های جاسوسی سنتی اطلاعات جمع‌آوری نمی‌کرد. این سازمان از ساختارهای ظاهراً غیرنظامی نیز به‌عنوان پوشش برای حضور، جابه‌جایی مأموران و اجرای عملیات مخفی در کشورهای دیگر استفاده می‌کرد.

یکی دیگر از نمونه‌های قابل توجه جاسوسی و کسب اطلاعات، پروژه موسوم به AZORIAN بود. سیا در دهه ۱۹۷۰ کشتی Hughes Glomar Explorer را با پوشش ظاهری یک کشتی استخراج معادن از اعماق دریا به کار گرفت.

این کشتی به دنبال بازیابی یک زیردریایی شوروی به نام K-۱۲۹ که در سال ۱۹۶۸ در اقیانوس آرام غرق شده، بود. هدف اصلی، دست‌یابی به اطلاعات ارزشمند درباره توانایی‌های راهبردی شوروی بود. عملیات در ژوئیه ۱۹۷۴ آغاز شد. اگرچه زیردریایی هنگام بالا کشیدن متلاشی شد و تنها بخشی از آن بازیابی شد. با این‌حال سیا درباره آن گفته که پروژه از نظر اطلاعاتی یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های جنگ سرد محسوب می‌شد.

دست‌کاری انتخابات

یکی از روش‌های سیا برای تأثیرگذاری بر سیاست دولت‌ها، مداخله در انتخابات و جهت‌دهی به نتایج سیاسی آنها بوده است. نخستین برنامه اقدام پنهانی این سازمان برای دست‌کاری انتخابات، به انتخابات ۱۹۴۸ ایتالیا بازمی‌گردد: جایی که افسران اطلاعاتی آمریکا تبلیغات گسترده‌ای به راه انداختند. از نامزدهای مورد حمایت خود پشتیبانی مالی کردند و ابتکارات مردمی را هماهنگ کردند تا نیروهای میانه‌رو بر رقبای چپ‌گرای خود غلبه کنند.

به گفته دیوید روبارج، مورخ ارشد داخلی سیا، این عملیات پس از شکست حزب کمونیست ایتالیا به الگویی برای عملیات مشابه سیا در بسیاری از کشورها تبدیل شد. از شیلی و گویان گرفته تا السالوادور و ژاپن، سیا در انتخابات کشورهای مختلف مداخله می‌کرد؛ گاه با تلاش برای تأثیرگذاری مستقیم بر آرای انتخاباتی و گاه با دست‌کاری افکار عمومی.

وجه مشترک این عملیات‌ها، تأثیرگذاری بر نتیجه انتخابات و در نهایت شکل‌دهی به مسیر سیاسی کشورها بود.

کودتا و تغییر حکومت

یکی از مستقیم‌ترین روش‌های مداخله آمریکا برای تغییر مسیر سیاسی کشورها، حمایت از کودتا یا فراهم کردن شرایط برای سرنگونی حکومت‌های سایر کشورها بوده است. این رویکرد در دوران جنگ سرد، به‌ویژه در آمریکای لاتین، برجسته بود. در گواتمالا، سیا در سال ۱۹۵۴ در عملیات سرنگونی دولت خاکوبو آربنز نقش داشت. اسناد منتشرشده خود سیا مجموعه‌ای از هزاران سند درباره برنامه‌ریزی و اجرای این عملیات را در بر می‌گیرد.

 در برزیل نیز اسناد وزارت خارجه آمریکا نشان می‌دهند که واشنگتن در آستانه کودتای ۱۹۶۴، برای حمایت از نیروهای ضد گولارت، از جمله اعزام یک نیروی دریایی، ارسال سوخت و آماده‌سازی محموله تسلیحات، برنامه‌ریزی کرده بود.

 در شیلی نیز دولت آمریکا پیش از کودتای ۱۹۷۳ علیه سالوادور آلنده، از مخالفان او حمایت کرده بود. در این موارد، منطق اصلی واشنگتن مقابله با گسترش کمونیسم و حفظ منافع ژئوپولیتیک و اقتصادی آمریکا بود. اما پیامد چنین مداخلاتی در برخی کشورها به حکومت‌های نظامی، سرکوب گسترده و بی‌ثباتی سیاسی طولانی‌مدت انجامید.

این الگو البته به آمریکای لاتین محدود نماند. آمریکا در دوره‌های مختلف از نیروهای مخالف حکومت‌ها، گروه‌های مسلح یا ارتش‌های محلی برای تغییر موازنه قدرت استفاده کرده است. در مواردی نیز مستقیماً وارد عملیات نظامی شده است؛ از حمله به خلیج خوک‌ها در کوبا در ۱۹۶۱ تا مداخلات نظامی در گرنادا و پاناما.

در افغانستان نیز پس از حملات ۱۱ سپتامبر، آمریکا با هدف نابودی القاعده و سرنگونی حکومت طالبان وارد جنگ شد و نزدیک به دو دهه در این کشور ماند.

در ایران نیز کودتای ۲۸ مرداد مستقیما توسط سازمان سیا انجام شده است. و البته پس از انقلاب نیز بارها و بارها سیا و سایر نهادهای نظامی سیاسی آمریکا برای کودتا در ایران تلاش کردند. موضوعی که بارها توسط مقام‌های نظامی آمریکایی تایید شده است. در آخرین نمونه آن، ترامپ پس از به شهادت رساندن رهبر ایران و سایر مقامات نظامی توییت زد: «وقتی کار ما تمام شد، دولت خود را به دست بگیرید. این دولت از آن شما خواهد بود.»

ترور و حذف سیاست‌مداران

یکی دیگر از ابزارهای مداخله آمریکا برای تغییر مسیر سیاسی کشورها، هدف قرار دادن و تلاش برای حذف رهبران سیاسی بوده است. مشهورترین نمونه، مجموعه عملیات‌های سیا برای ترور فیدل کاسترو، رهبر کوبا، بود؛ طرح‌هایی که از استخدام تک‌تیراندازها تا نقشه‌های عجیب‌وغریبی مانند سیگارهای انفجاری و لباس غواصی آلوده به سم را دربر می‌گرفت. اگرچه هیچ‌یک از این طرح‌ها موفق نبود. کاسترو در این‌باره گفته: «اگر زنده ماندن از ترورها یک رویداد المپیک بود، من مدال طلا را می‌بردم.»

سایر اسناد نشان می‌دهند که ترور سیاست‌مداران خارجی بخشی از سابقه عملیات‌های پنهانی آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن بوده است. در بسیاری موارد نیز واشنگتن به‌جای اقدام مستقیم، از ارتش‌های محلی، نیروهای مخالف یا عوامل محلی برای سرنگونی یا حذف سیاست‌مداران استفاده می‌کرد.

بر طبق گزارش گاردین، افشای این عملیات‌ها در تحقیقات کنگره آمریکا در دهه ۱۹۷۰ سرانجام دولت را وادار به واکنش کرد. جرالد فورد در سال ۱۹۷۶ فرمانی صادر کرد که مشارکت یا توطئه مأموران دولت آمریکا در ترور سیاسی را ممنوع می‌کرد.

بااین‌حال، سیاست حذف فیزیکی رهبران به‌طور کامل از ابزارهای سیاست خارجی آمریکا ناپدید نشد. این سیاست در دوره‌های بعد، با عناوینی مانند «قتل هدفمند» یا عملیات نظامی علیه رهبران دشمن ادامه یافت.

سیا سال‌هاست که به دنبال روش‌های نوینی است که رد پای خود در ترورها را پنهان کند. گاردین به یک سند فاش‌شده توسط ویکی‌لیکس در سال ۲۰۱۷ اشاره می‌کند. این سند نشان می‌دهد که که سازمان سیا در اکتبر ۲۰۱۴ در حال بررسی هک کردن سیستم‌های کنترل خودرو بوده است. این توانایی اجازه می‌دهد تا یک ترور هدفمند همانند یک تصادف رانندگی به نظر برسد.

تبلیغات و جنگ اطلاعاتی

یکی از مهم‌ترین ابزارهای عملیات پنهانی سیا، تأثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق تبلیغات، رسانه و عملیات روانی بوده است. از همان سال‌های نخست جنگ سرد، دولت آمریکا به سیا مأموریت‌هایی در حوزه «جنگ روانی» و عملیات مخفی واگذار کرد. دستورالعمل‌های رسمی، تبلیغات را صراحتاً در زمره ابزارهای عملیات پنهانی قرار می‌دادند.

در این چارچوب، سیا در برخی کشورها از رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران، عوامل تبلیغاتی و شبکه‌های محلی برای انتشار روایت‌های مطلوب خود استفاده می‌کرد. تحقیقات کمیته کلیسا در دهه ۱۹۷۰ نیز نشان داد که زیرساخت عملیات مخفی سیا شامل ارتباط با رسانه‌ها، احزاب سیاسی، اتحادیه‌ها و دیگر نهادهای اجتماعی در کشورهای خارجی بوده است.

هدف چنین عملیاتی الزاماً دروغ‌گویی مستقیم نبود. گاهی کافی بود برخی اطلاعات برجسته شوند، برخی دیگر پنهان بمانند، شایعات تقویت شوند یا فضای رسانه‌ای به سمتی هدایت شود که مردم و سیاستمداران تصمیمی مطلوب در جهت اهداف آمریکا بگیرند.

 به این ترتیب، جنگ اطلاعاتی بدون شلیک گلوله، نگرش جامعه نسبت به یک دولت، رهبر یا جنبش سیاسی را تغییر می‌داد. هم‌چنین زمینه را برای ابزارهای دیگر مداخله، مانند تحریم، حمایت از مخالفان یا حتی تغییر حکومت، فراهم می‌کرد.

در ادامه بخشی از اسناد سیا که در زمینه اقدام بر علیه دولت آلنده منتشر شده، می‌خوانیم: «با تأیید سفیر کوری، ما به همکاری با رهبران روابط عمومی مخالف برای تأسیس حزب دموکراتیک خلق به عنوان یک پایگاه سیاسی ادامه دادیم. کمک‌ها در دوره ژوئیه تا دسامبر ۱۹۶۹ تقریباً [۴ سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است] بود.

سفیر کوری با دو پیشنهاد اخیر برای کمک به حزب دموکراتیک خلق شیلی در تلاش‌هایش برای تضعیف قدرت حزب مردمی و حزب مردمی متحد (UP) موافقت کرده است. اولین پیشنهاد شامل [۶ سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است].

علاقه ما به حزب دموکراتیک خلق شیلی در توانایی آن در کاهش حمایت انتخاباتی است که حزب مردمی می‌تواند به آلنده ارائه دهد. این عملیات تخریبی توسط سفیر و ایستگاه سیا در شیلی از نزدیک رصد خواهد شد و در صورتی که بیشتر به وسیله‌ای برای تبلیغ نامزدی آلساندری تبدیل شود تا سلاحی علیه حزب مردمی متحد، متوقف خواهد شد.

قابلیت‌های اقدام سیاسی دیگری نیز در اختیار ایستگاه سیا وجود دارد که برای حمله و تضعیف حزب مردمی متحد استفاده می‌شوند. [۶ سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است]»

تأمین مالی رسانه‌ها و سازمان‌ها

یکی از روش‌های عملیاتی سیا برای اثرگذاری بر فضای سیاسی کشورهای دیگر، تأمین مالی پنهانی رسانه‌ها، احزاب سیاسی و سازمان‌های اجتماعی و مدنی بود. یکی از مستندترین نمونه‌ها شیلی است. بر اساس اسناد از طبقه‌بندی خارج‌شده، کمیته ۴۰ دولت آمریکا از سال ۱۹۷۱ بیش از ۶٫۴ میلیون دلار برای حمایت مالی از احزاب سیاسی، رسانه‌ها و سازمان‌های بخش خصوصی مخالف دولت سالوادور آلنده تصویب کرد.

بخشی از این پول از طریق ایستگاه سیا در سانتیاگو به احزاب مخالف می‌رسید تا سازمان خود را تقویت کنند و رسانه‌های جدیدی به دست آورند. همچنین سیا برای ادامه فعالیت روزنامه El Mercurio، مهم‌ترین روزنامه مخالف دولت آلنده، بودجه اختصاص داد. سند رسمی سیا تصریح می‌کند که این روزنامه به «نقطه تجمع مؤثر» نیروهای مخالف تبدیل شده بود.

پیوند میان سیا و محافل فرهنگی و ادبی نمونه دیگری از تلاش این سازمان برای اثرگذاری غیرمستقیم بر فضای فکری جوامع بود. یکی از نمونه‌های بحث‌برانگیز، پیتر متیسن، نویسنده آمریکایی و یکی از بنیان‌گذاران The Paris Review است. بعدها مشخص شد که او در سال‌های نخست فعالیت این نشریه، هم‌زمان مأمور مخفی سیا بوده است.

اسناد و تحقیقات درباره فعالیت‌های فرهنگی سیا در دوران جنگ سرد نشان می‌دهد که این سازمان به‌طور گسترده از نشریات، برنامه‌های فرهنگی، نویسندگان و پروژه‌های هنری حمایت پنهانی می‌کرد. بخشی از این فعالیت‌ها با هدف تقویت تصویر و ارزش‌های غرب در برابر اتحاد شوروی انجام می‌شد. در برخی موارد نیز دریافت‌کنندگان از منبع واقعی بودجه اطلاعی نداشتند.

تفاوت این روش با «تبلیغات و جنگ اطلاعاتی» این است که در اینجا فقط محتوای خاصی تولید یا منتشر نمی‌شد. بلکه سیا گاهی به خودِ زیرساخت تولید و انتشار آن محتوا یعنی رسانه، سازمان یا شبکه سیاسی منابع مالی می‌رساند. این کار به سازمان اطلاعاتی امکان می‌داد تا بر فضای سیاسی یک کشور اثر بگذارد، بدون اینکه نقش دولت آمریکا برای مخاطبان آشکار باشد.

حمایت از گروه‌های مخالف حکومت

یکی دیگر از روش‌های مهم عملیات پنهانی سیا، حمایت مالی، تسلیحاتی، آموزشی و اطلاعاتی از گروه‌های مخالف حکومت‌های مستقر بوده است. به‌ویژه زمانی که آن حکومت‌ها از دید واشنگتن مخالف منافع آمریکا محسوب می‌شدند.

نمونه روشن آن نیکاراگوئه در دهه ۱۹۸۰ است. پس از پیروزی ساندینیست‌ها در سال ۱۹۷۹، دولت ریگان برنامه مخفی حمایت از نیروهای مخالف را گسترش داد. کنتراها، نیروهای مسلح ضدساندینیست، از کمک‌های مالی و نظامی آمریکا برخوردار شدند. حتی اسناد منتشرشده در آرشیو سیا تصریح می‌کنند که آمریکا در نیکاراگوئه از «شورشیان تحت حمایت آمریکا» پشتیبانی می‌کرد.

افغانستان نیز نمونه مهم دیگری است. پس از ورود ارتش شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹، آمریکا از نیروهای افغانستانی که علیه نیروهای شوروی و دولت مورد حمایت آن می‌جنگیدند، حمایت گسترده‌ای کرد. این کمک‌ها شامل تسلیحات، پول و پشتیبانی لجستیکی بود.

در سوریه نیز چنین اتفاقی افتاد. آمریکا کاملا از نیروهای ضد حکومت بشار اسد حمایت می‌کرد. برنامه سیا برای براندازی حکومت بشار اسد که از مراکز عملیات مخفی در ترکیه و اردن اداره می‌شد، صدها میلیون دلار به ده‌ها گروه شبه‌نظامی تزریق کرد.

بعدها هم که داعش از کنترل آمریکا خارج شد، آمریکا در ظاهر به مبارزه با داعش پرداخت. ولی در واقع هم‌زمان دنبال تخریب و مبارزه با گروه‌های مقاومت و موافق دولت سوریه بود.

جنگ نیابتی، عملیات روانی و فشار اقتصادی

در بسیاری از موارد، آمریکا به‌جای اعزام مستقیم نیرو، از جنگ نیابتی استفاده کرده است؛ یعنی حمایت از نیروهای محلی برای مقابله با حکومت یا قدرت رقیب. افغانستان در دوران اشغال شوروی نمونه مهمی از این موضوع است. در کنار آن، عملیات روانی و اطلاعاتی برای تأثیرگذاری بر روحیه نیروهای نظامی و افکار عمومی، انتشار تبلیغات و شایعات و افزایش فشار بر حکومت‌ها به کار گرفته می‌شد.

ابزار دیگر، فشار اقتصادی بود؛ از ایجاد اختلال در توان اقتصادی حکومت هدف تا اقداماتی که در هماهنگی با سیاست‌های تحریمی دولت آمریکا انجام می‌شد. هدف این اقدامات کاهش توان حکومت مورد نظر برای اداره کشور یا ادامه سیاست‌های مورد مخالفت واشنگتن بود.

در سطح عملیاتی‌تر، سیا از جاسوسی و نفوذ اطلاعاتی برای جمع‌آوری اطلاعات درباره رهبران، ارتش، احزاب و ساختارهای حکومتی استفاده می‌کرد. این اطلاعات می‌توانست مبنای تصمیم‌گیری برای سایر عملیات‌ها قرار گیرد. همچنین خرابکاری و عملیات مخفی برای آسیب زدن به توان نظامی، اقتصادی یا زیرساختی حکومت‌های هدف نیز یکی دیگر از ترفندهای سیا است.

در برخی کشورها نیز سیا از شورش‌ها و گروه‌های مسلح مخالف حکومت پشتیبانی می‌کرد. سیا از طریق تأمین پول، سلاح، آموزش یا اطلاعات به آنها کمک کرده است. این روش بدون ورود مستقیم ارتش آمریکا، حکومت مرکزی را تضعیف و در شرایطی زمینه تغییر حکومت یا جنگ داخلی را فراهم می‌کرد.

و در پایان آنچه از اسناد و تحقیقات تاریخی برمی‌آید، این است که CIA در بسیاری از مقاطع تنها ناظر تحولات کشورهای دیگر نبوده، بلکه خود به یکی از بازیگران آن تبدیل شده است. بازیگری که در بسیاری از کشورها تنها جنگ و خون‌ریزی و ویرانی به جای گذاشته است.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها