تجربه جنگ‌های معاصر نشان می‌دهد عملیات‌های موفق معمولاً با تضعیف فرماندهی و کنترل، ارتباطات، پدافند و لجستیک آغاز می‌شوند و سپس به مراحل تعیین‌کننده می‌رسند.

مهسا زحمتکش
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۱
پیام حملات ۱۰ روز اخیر به پایگاه‌های آمریکا چیست؟

در تحلیل نبردهای مدرن، تمایز آشکاری میان «عملیات تبلیغاتی» و «تغییر دکترین میدان» وجود دارد. روند حملات ۱۰ روز اخیر علیه مواضع و زیرساخت‌های نظامی ایالات متحده در منطقه نشان می‌دهد که رویکرد ایران بر پایه کسب تیترهای داغ خبری یا مانورهای نمایشی استوار نیست. برعکس، شواهد میدانی گویای یک برنامه‌ریزی منطبق بر اصول کلاسیک و استراتژیک نبرد است؛ برنامه‌ای که هدف آن ضربه زدن به هسته سخت و شریان‌های حیوانی حضور نظامی آمریکا در غرب آسیاست. ایران با تغییر قواعد بازی، از فاز «پاسخ متقابل» وارد فاز «شکل‌دهی فعال به محیط عملیاتی» شده است.

کالبدشکافی بانک اهداف

از نگاه نظامی، این شیوه حمله یک اصل شناخته‌شده را دنبال می‌کند؛ پیش از درگیری با توان اصلی دشمن، باید محیط عملیاتی او را تضعیف کرد. وقتی سامانه‌های هشدار زودهنگام، پدافند، لجستیک و ارتباطات تحت فشار قرار می‌گیرند، اجرای هر عملیات بعدی برای طرف مقابل دشوارتر، زمان‌برتر و پرهزینه‌تر خواهد شد.

بررسی جغرافیا و نوع اهداف کوبیده‌شده، الگویی کاملاً منسجم را عیان می‌سازد. ایران به جای اتلاف انرژی در نقاط پیرامونی، کل اکوسیستم عملیاتی سنتکام را هدف قرار داده است.

مراکز راداری، سامانه‌های پدافندی، پایگاه‌های هوایی، انبارهای سوخت و مهمات، مراکز لجستیکی، گره‌های ارتباطی و مراکز اطلاعاتی، همگی اجزای یک شبکه واحد هستند؛ شبکه‌ای که ستون فقرات حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا را تشکیل می‌دهد. آسیب دیدن هر یک از این حلقه‌ها، تنها به معنای از دست رفتن یک پایگاه نیست، بلکه کارایی کل شبکه را کاهش می‌دهد

این اهداف را می‌توان در سه لایه کلیدی دسته‌بندی کرد:

  • عصب‌ها و حسگرها: هدف قرار دادن مراکز فرماندهی، سامانه‌های هشدار زودهنگام، گره‌های ارتباطی و مراکز اطلاعاتی (ISR). برای نمونه، مرکز هوش مصنوعی دریایی آمریکا در بحرین و همچنین مراکز فرماندهی و ارتباطی در پایگاه احمدالجابر کویت که نقش مهمی در پایش و مدیریت عملیات منطقه‌ای دارند.
  • سپرها و بازوها: تضعیف توان عملیاتی از طریق حمله به پایگاه‌های هوایی، سامانه‌های پدافند و زیرساخت‌های پروازی. از جمله پایگاه هوایی علی‌السالم و اردوگاه العدیری در کویت، پایگاه موفق السلطی در اردن و پایگاه تاور ۲۲ که از مراکز مهم پشتیبانی و عملیات نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه محسوب می‌شوند.
  • رگ‌های حیاتی: هدف قرار دادن زیرساخت‌های پشتیبانی شامل انبارهای سوخت، مهمات و مراکز لجستیکی. از جمله پالایشگاه و تأسیسات انرژی Bapco در بحرین، مخازن سوخت و مراکز لجستیکی اردوگاه العدیری و همچنین تأسیسات پشتیبانی در پایگاه احمدالجابر که نقش کلیدی در سوخت‌رسانی، نگهداری تجهیزات و استمرار عملیات نظامی دارند.

در واقع ایران ابتدا شبکه اطلاعاتی (چشم و گوش)، سپس توان رزمی (بازو) و در نهایت زنجیره پشتیبانی (رگ‌های حیاتی) را هدف قرار می‌دهد.

ضربه‌های هدفمند به نقاط نام آشنایی مانند پایگاه هوایی «پرنس سلطان» در عربستان، کمپ «عریفجان» و پایگاه «العدیری» در کویت و «تاور ۲۲» یا پایگاه «موفق السلطی» در اردن و ده‌ها نقطه استراتژیک دیگر، پیامی صریح دارد: برخلاف تصور عموم که تمرکز را بر مراکز سیاسی یا شهری می‌دانند، سرنگونی یک شبکه پشتیبانی عملیاتی در یک پایگاه گمنام مرزی، به‌مراتب شانس مانور دشمن را بیش از شلیک‌های پراکنده به نقاط پرتردد شهری سلب می‌کند.

تفکیک و انزوای قطعات پازل آمریکا

قدرت نظامی ایالات متحده در منطقه متکی بر یک ناو هواپیمابر یا یک مرکز فرماندهی منفرد نیست، بلکه بر شبکه کاملاً پیوسته از پایگاه‌های متقابل در کشورهای مختلف استوار است. استراتژی فعلی، آسیب زدن به اتصال این شبکه است.

وقتی ساختار ارتباطی و سامانه پشتیبانی این زنجیره دچار اختلال شود، هر پرواز شناسایی، هر سوخت‌رسانی هوایی و هر پرتاب رهگیر، نیازمند انرژی، زمان و هزینه چندبرابری خواهد شد. این یعنی دشمن پیش از ورود به یک نبرد تمام‌عیار، در لاک دفاعی فرو رفته و اتصالات حیاتی خود را از دست می‌دهد.

انتخاب برخی اهداف که شاید در نگاه عمومی کمتر شناخته‌شده باشند، نشان می‌دهد معیار انتخاب، ارزش رسانه‌ای نبوده است. بسیاری از این مراکز، اگرچه نامشان کمتر شنیده می‌شود، اما در معماری فرماندهی، کنترل، اطلاعات و پشتیبانی آمریکا نقش کلیدی ایفا می‌کنند

نبرد نامتقارن هزینه‌ها و منابع

یکی از دست‌های برتر و مغفول‌مانده در این نبرد، جنگ اقتصادی-صنعتی رهگیرها است. یک سامانه دفاعی هرچقدر هم پیشرفته باشد، متکی بر انبار تسلیحاتی محدود است.

شلیک یک موشک رهگیر پاتریوت یا تاد، هزینه‌ای چند میلیون دلاری روی دست طرف مقابل می‌گذارد، در حالی که ابزارهای تهاجمی به‌کاررفته با هزینه‌ای به‌مراتب نازل‌تر تولید می‌شوند. از طرفی وادار کردن پدافند دشمن به دفاع ۳۶۰ درجه و هم‌زمان در ده‌ها نقطه جغرافیایی، خستگی مفرط تیم‌های فنی، خالی شدن سریع انبارها و اختلال در زنجیره تأمین مجدد را به همراه دارد.

در علم اقتصاد جنگ، کشوری که بتواند دشمن را وادار به صرف منابع گران‌قیمت برای اهداف ارزان‌قیمت کند، از همان ابتدا پیروز نبرد تخصیص منابع است.

تثبیت دست برتر در شطرنج منطقه

بررسی تاریخ نبردهای بزرگ ثابت کرده که پیروزی‌های پایدار با ویدیوهای پربازدید یا جنجال‌های رسانه‌ای به دست نمی‌آیند، بلکه محصول انهدام بی‌صدا اما قطعی زیرساخت‌های فرماندهی، کنترل و پشتیبانی هستند.

ایران با اجرای هوشمندانه اصولی چون فرسایش پدافندی، اخلال لجستیکی، تضعیف توان اطلاعاتی و تزریق فشار سیاسی به کشورهای میزبان، در حال خنثی‌سازی مزیت‌های تکنولوژیک سنتکام است. اهدافی که روی کاغذ خسته‌کننده یا بی‌نام‌ونشان به نظر می‌رسند، همان مهره‌های اصلی شطرنج هستند که با حذف آن‌ها، حریف توان حرکت مؤثر را از دست داده و دست برتر میدان کاملاً در اختیار طرف طراحی‌کننده عملیات قرار می‌گیرد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها