قرار نیست هر دقیقه از روز کودک با کلاس، بازی، سرگرمی و فعالیت آموزشی پر شود. گاهی کم‌کردن سرعت زندگی کودک خودش یک مهارت والدگری است.

مهسا زحمتکش
سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۸
مامان، حوصله‌ام سر رفته!

کودک روی مبل افتاده و با کلافگی می‌گوید: «حوصله‌ام سر رفته!» واکنش معمول خیلی از ما چیست؟ پیشنهاد کارتون، دادن گوشی، خرید اسباب‌بازی جدید یا چیدن یک برنامه تازه. انگار «بیکار بودن» یک بحران فوری است که باید سریع برطرف شود. اما شاید بد نباشد گاهی دست نگه داریم؛ بی‌حوصلگی همیشه یک مشکل نیست، بلکه می‌تواند نقطه شروع بازی، کشف و خلاقیت باشد.

موضوعی که اخیراً در مقاله‌ای از گاردین نیز به آن پرداخته شده، دقیقاً همین است: لازم نیست والدین برای تک‌تک لحظات فراغت فرزندشان برنامه‌ریزی کنند. گاهی باید اجازه داد کودک مدتی بدون سرگرمی آماده بماند.

بی‌حوصلگی؛ دشمن یا فرصت؟

البته نباید دچار سوءتفاهم شویم؛ بی‌حوصلگی به خودیِ خود و به‌صورت خودکار کودک را خلاق نمی‌کند. طبق پژوهش‌های منتشرشده در ScienceDirect، رابطه میان بی‌حوصلگی، بازی و خلاقیت یک‌خطی نیست و عواملی مثل سن کودک، نوع بازی و میزان دخالت بزرگسال بر آن اثر می‌گذارند.

نکته کلیدی این است: کودک برای رشد متوازن، به زمان‌های «بدون برنامه» نیاز دارد تا خودش درباره نحوه گذراندن آن تصمیم بگیرد. طبق گزارش آکادمی پزشکی کودکان آمریکا، «بازی آزاد و کودک‌محور» بخش حیاتیِ رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی است. وقتی کودک خودش تصمیم می‌گیرد چه کند و چگونه مسئله را حل کند، مهارت‌های مهمی مثل تصمیم‌گیری، خودتنظیمی و استقلال را تمرین می‌کند.

وقتی کودک بلد نیست با «هیچ‌کاری نداشتن» کنار بیاید

چالش اصلی کودکان امروز فقط استفاده زیاد از موبایل نیست؛ بلکه کمبود فرصت برای تمرینِ جمله‌ی «خودم یک کاری پیدا می‌کنم» است. کودک وقتی مدتی بدون برنامه می‌ماند، ممکن است ابتدا کلافه شود، اما همین فاصله او را وادار می‌کند دست به انتخاب بزند، خیال‌پردازی کند و به سراغ دنیای درونی خود برود.

بنابراین وقتی فرزندتان می‌گوید «حوصله‌ام سر رفته»، الزاماً به این معنا نیست که «من را سرگرم کن»؛ بلکه یعنی «نمی‌دانم با این وقت آزاد چه کنم» و مواجهه با همین حالت، خودش یک مهارت حیاتی برای زندگی است.

والدین، مسئول سرگرم‌کردن بچه‌ها نیستند! 
 چرا بعضی والدین احساس می‌کنند اگر کودک حوصله‌اش سر برود، یعنی وظیفه‌شان را درست انجام نداده‌اند؛ درحالی‌که بخشی از رشد کودک، تجربه همین لحظه‌های بدون برنامه است

وقتی کودک گفت «حوصله‌ام سر رفته»، چه کنیم؟

۱. فوراً سراغ صفحه نمایش نروید

موبایل و تلویزیون سریع‌ترین راه برای خاموش‌کردن صدای بی‌حوصلگی هستند، اما نباید تنها پاسخ خانواده باشند. گاهی چند دقیقه سکوت و بیکاری، نیاز طبیعی ذهن کودک برای بازبازیابی انرژی است.

۲. به جای ارائه راه‌حل، سؤال بپرسید

به جای گفتن «بیا برات کارتون بگذارم»، هدایتگری کنید:

  • «فکر می‌کنی خودت دوست داری الان چه کاری انجام بدی؟»
  • «اگر هیچ اسباب‌بازی‌ای نداشتیم، با وسایل این اتاق چه بازی جدیدی می‌شد ساخت؟»

هدف، دادن پاسخ درست نیست؛ بلکه فعال‌کردن موتور تفکر کودک است.

۳. گزینه‌های محدود و باز بدهید

برای کودکی که هنوز بازی مستقل را یاد نگرفته، عبارت «برو بازی کن» خیلی مبهم است. در عوض بگویید: «می‌تونی نقاشی بکشی، با لگو یک سازه بسازی یا با پتو یک غار درست کنی؛ خودت انتخاب کن.» همین که انتخاب کرد، عقب‌نشینی کنید تا خودش بازی را ادامه دهد.

اسباب‌بازی گران‌تر، لزوماً بازی بهتر نیست

بسیاری از والدین تصور می‌کنند برای نجات کودک از بی‌حوصلگی باید اسباب‌بازی‌های پیچیده و هوشمند بخرند. اما وسایل ساده‌ای مثل بلوک‌های ساختنی، توپ، مدادرنگی، خمیر و حتی وسایل ایمن خانه (مثل یک جعبه مقوایی یا چند بالش) پتانسیل خلاقیت بسیار بالاتری دارند.

یک اسباب‌بازی الکترونیکی معمولاً سناریوی مشخص و محدودی دارد، اما یک جعبه مقوایی با قدرت خیال کودک می‌تواند به سفینه فضایی، مغازه، ماشین یا خانه تبدیل شود.

والد قرار نیست «مدیر سرگرمی» باشد

یکی از مهم‌ترین تغییرات در روان‌شناسی والدگری امروز، رهاکردن نقش «مدیر سرگرمی» است. البته که کودک به توجه، گفت‌وگو و بازی مشترک با والد نیاز دارد و این ارتباط، امنیت عاطفی او را تأمین می‌کند؛ اما «همراهی با کودک» متفاوت از «سرگرم‌کردن دائمی او» است.

یک نکته کاربردی برای آپارتمان‌نشینی:

در فضای محدود خانه‌های امروزی و برنامه‌های f شردۀ مدرسه، شاید همیشه امکان «برو تو حیاط بازی کن» وجود نداشته باشد. اما بازی آزاد نیازی به شهربازی یا حیاط بزرگ ندارد. گوشه فرش اتاق، ساختن یک سنگر با چند پتو و پشتی، یا ساختن یک دنیای خیالی با چند تکه لگو، تمام آن چیزی است که کودک نیاز دارد.

وقتی کودک می‌گوید «حوصله‌ام سر رفته»، نیازی نیست دچار اضطراب شوید یا احساس تقصیر کنید. کمی صبر کنید، به توانایی ذهن او اعتماد داشته باشید و اجازه دهید خودش قدم بعدی را پیدا کند. کودکی که تمام لحظاتش با برنامه‌های بیرونی پر شده، لزوماً کودک شادتری نیست؛ اما کودکی که یاد می‌گیرد خودش برای وقتش معنا پیدا کند، برای تمام عمر مهارتی ارزشمند به همراه خواهد داشت: اینکه برای خوب بودن حالش، همیشه متکی به یک عامل بیرونی نباشد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها