از خواب بیدار می‌شوید، اما همچنان احساس خستگی می‌کنید و حتی قهوه‌ی صبحگاهی‌تان هم به کمکتان نمی‌آید. در طول روز، کارها را انجام می‌دهید، در جلسات شرکت می‌کنید، شام می‌پزید؛ اما همه‌چیز مکانیکی به نظر می‌آید، انگار دارید زندگی‌تان را از بیرون تماشا می‌کنید. آشناست؟ ممکن است در حال تجربه انجماد عملکردی باشید!

مریم مرادیان
شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۶
انجماد عملکردی؛ واکنش پنهان بدن به استرس

انجماد عملکردی (Functional Freeze) حالتی روانی و جسمی است که فرد از بیرون زندگی عادی خود را ادامه می‌دهد: به کار می‌رود، وظایف روزانه را انجام می‌دهد، در جلسات شرکت می‌کند و حتی در روابط اجتماعی حضور دارد؛ اما از درون احساس بی‌حسی عاطفی شدید، خالی بودن و قطع ارتباط کامل با احساسات می‌کند.

وقتی فرد دچار انجماد عملکردی می‌شود، بدن مانند دستگاهی روی حالت خودکار (اتوپایلوت) حرکت می‌کند، اما ذهن و قلب یخ‌زده باقی می‌مانند و لذت، انگیزه و تصمیم‌گیری واقعی از بین می‌رود. این پدیده در روان‌شناسی تروما و علوم اعصاب به عنوان یک واکنش دفاعی بدن در برابر استرس طولانی‌مدت شناخته می‌شود.

چرا این اتفاق می‌افتد؟

بدن انسان برای بقا در موقعیت‌های خطرناک، واکنش‌های خودکار دارد: جنگ، گریز یا انجماد. وقتی مغز تشخیص می‌دهد که نه جنگیدن ممکن است و نه فرار، به حالت انجماد می‌رود. در این حالت، بخش پشتی عصب واگ فعال می‌شود و باعث کاهش ضربان قلب، بی‌حسی عاطفی، کاهش فعالیت و قطع ارتباط با احساسات می‌گردد.

طبق نظریه پلی‌واگال استفن پورژس، سیستم عصبی دائماً محیط را اسکن می‌کند و در شرایط استرس مزمن که راه فرار یا مقابله وجود ندارد، بدن به این حالت حفاظتی پناه می‌برد تا انرژی را حفظ کند. در زندگی مدرن، این مکانیسم گاهی طولانی می‌شود و فرد در انجماد عملکردی گیر می‌افتد: ظاهراً کارها پیش می‌روند، اما دروناً همه چیز خاموش است!

به زبان ساده‌تر، یخ‌زدگی عملکردی زمانی رخ می‌دهد که سیستم عصبی همزمان گاز و ترمز را فشار می‌دهد:

"گاز" شما را به حرکت وا می‌دارد؛ به سر کار می‌روید، وظایف را انجام می‌دهید، بیرونی فعال می‌مانید.

"ترمز" احساسات و حواس را بی‌حس می‌کند تا شما را از غرق شدن در احساسات و فشارها محافظت کند.

این همان دلیلی است که چرا واژه "عملکردی" به کار می‌رود. شما هنوز در حال انجام کارها هستید. در حالی که "یخ‌زدگی" به خاموشی درونی اشاره دارد. ترکیب این دو وضعیت مانع از استراحت کامل یا مشارکت کامل می‌شود و بسیاری از افراد را در وضعیت "خسته اما فعال" نگه می‌دارد.

علل اصلی

در افسردگی، عملکرد کلی به شدت افت می‌کند و فرد اغلب نمی‌تواند از تخت بلند شود یا کار کند. در فرسودگی، خستگی و بی‌انگیزگی عمدتاً به کار یا نقش خاص مربوط است. اما در انجماد عملکردی، فرد ظاهراً همه کارها را انجام می‌دهد، فقط دروناً خاموش و بی‌حس استاین حالت معمولاً ناگهانی ایجاد نمی‌شود، بلکه از انباشت عوامل زیر شکل می‌گیرد:

. استرس کاری یا تحصیلی شدید و مداوم بدون زمان کافی برای استراحت

. فشارهای زندگی مدرن مانند حجم بالای اطلاعات، مقایسه اجتماعی در شبکه‌ها و انتظارات غیرواقعی

. تجربیات آسیب‌زای گذشته (ترومای کودکی، روابط ناسالم، حوادث) که حل نشده باقی مانده‌اند

. ویژگی‌های شخصیتی مانند کمال‌گرایی، مسئولیت‌پذیری افراطی یا باور به اینکه «باید همیشه قوی باشم»

. نقش‌های مراقبتی طولانی‌مدت (والدین، پرستاران، مشاوران) که نیازهای خود را نادیده می‌گیرند

نشانه‌ها و علائم

علائم انجماد عملکردی در سه سطح بروز می‌کنند:

عاطفی و روانی

فرد احساس بی‌حسی شدید می‌کند، از فعالیت‌هایی که قبلاً لذت می‌برد دیگر خوشحال نمی‌شود و زندگی را غیرواقعی یا جدا از خود تجربه می‌کند.

شناختی

مه مغزی شدید ایجاد می‌شود، تمرکز و فکر کردن دشوار می‌گردد، فلج تصمیم‌گیری حتی برای انتخاب ساده مانند غذا یا لباس رخ می‌دهد و فراموشی و کندی ذهنی ظاهر می‌شود.

جسمی

خستگی مزمن حتی پس از خواب طولانی ادامه دارد، با وجود فعال بودن سیستم عصبی، بدن توان و انرژی کافی ندارد، دست و پا سرد می‌شود، مشکلات گوارشی پیش می‌آید و حس چشایی یا بویایی کاهش می‌یابد.

تفاوت با افسردگی و فرسودگی

در افسردگی، عملکرد کلی به شدت افت می‌کند و فرد اغلب نمی‌تواند از تخت بلند شود یا کار کند. در فرسودگی، خستگی و بی‌انگیزگی عمدتاً به کار یا نقش خاص مربوط است. اما در انجماد عملکردی، فرد ظاهراً همه کارها را انجام می‌دهد، فقط دروناً خاموش و بی‌حس است.

تأثیرات طولانی‌مدت بدون درمان

اگر این حالت ادامه پیدا کند، کیفیت زندگی و روابط به تدریج افت می‌کند، خطر ابتلا به افسردگی بالینی یا اختلالات اضطرابی افزایش می‌یابد، سیستم ایمنی ضعیف می‌شود، مشکلات گوارشی مزمن ایجاد می‌گردد و فرد احساس پوچی و از دست دادن معنای زندگی می‌کند.

راه‌های علمی و عملی خروج از انجماد عملکردی

خروج از انجماد عملکردی با تلاش بیشتر یا اراده ممکن نیست؛ نیاز به تنظیم آرام سیستم عصبی و ایجاد حس امنیت در بدن دارد.

راهکارهای زیر بر پایه تحقیقات علوم اعصاب و روان‌درمانی بدن‌محور پیشنهاد می‌شوند:

۱. ایجاد حس امنیت اولیه

هر روز صبح ۱۰ دقیقه در معرض نور طبیعی خورشید قرار بگیرید، با فرد مورد اعتمادتان تماس فیزیکی داشته باشید (آغوش، گرفتن دست و...) و محیط را با موسیقی ملایم یا بوی آرامش‌بخش مانند اسطوخودوس پر کنید.

۲. تحریک عصب واگ

تنفس عمیق انجام دهید: ۴ ثانیه دم، ۶–۸ ثانیه بازدم آهسته (۵ دقیقه روزانه).

با صدای بلند زمزمه کنید یا آواز بخوانید.

صورت خود را با آب سرد بشویید یا روی گونه‌ها و پیشانی یخ بگذارید (۱۰–۳۰ ثانیه).

آب را غرغره کنید تا چشم‌ها اشک‌آلود شوند.

۳. حرکت ملایم و ریتمیک

پیاده‌روی آهسته بدون هدف (ترجیحاً در طبیعت) انجام دهید، دست‌ها و پاها را آرام تکان دهید یا کشش بدنی ساده با تمرکز روی حس بدن انجام دهید.

۴. تمرین گراندینگ (Grounding) یا اتصال به زمان حال

هر زمان ذهن قفل کرد: ۵ چیز که می‌بینید، ۴ چیز که می‌توانید لمس کنید، ۳ صدا، ۲ بو و ۱ طعم را نام ببرید.

۵. عادات کوچک روزانه

فیبر بیشتری مصرف کنید (سبزیجات، میوه، عدس، جو دوسر) تا سلامت روده و خلق حمایت شود.

صفحه‌نمایش‌ها را حداقل یک ساعت قبل از خواب خاموش کنید.

۲۰ دقیقه فعالیت خلاقانه دستی (نقاشی، رنگ‌آمیزی) انجام دهید.

۶. کمک حرفه‌ای

اگر علائم بیش از چند هفته ادامه یافت یا شدید بود، به روان‌شناس یا روان‌درمانگر متخصص در تروما و روش‌های بدن‌محور (مانند تجربه جسمانی یا درمان مبتنی بر پلی‌واگال) مراجعه کنید.

نتیجه‌گیری

انجماد عملکردی نشانه ضعف یا تنبلی نیست؛ بلکه واکنش هوشمندانه بدن برای حفظ انرژی در شرایطی است که احساس خطر دائمی وجود دارد. این حالت قابل درمان است. با گام‌های کوچک، مداوم و مهربانانه با خود، سیستم عصبی دوباره حس امنیت پیدا می‌کند و زندگی به تدریج آب می‌شود، رنگ می‌گیرد و احساس واقعی بازمی‌گردد. اگر این توصیف با تجربه شما هم‌خوانی دارد، بدانید که تنها نیستید. امروز می‌توانید اولین قدم را بردارید: یک نفس عمیق بکشید و به بدن خود بگویید «در امان هستی». بهبودی کامل نه تنها ممکن، بلکه دست‌یافتنی است.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها