بیش از ۳۰۰۰ ساعت فیلم ضبطشده از دوربینهای مخفی، هزاران اسلاید عکاسی و یک دفترچه سیاهرنگ که حاوی شماره تماسهایی بود که مستقیماً به اتاقهای کار روسایجمهور، شاهزادگان و نوابغ ختم میشد.
لولیتا اکسپرس
برای درک این لیست، باید ابتدا به سراغ هواپیمای شخصی او رفت؛ یک بوئینگ ۷۲۷ که در رسانهها با اشاره به رمان معروف لولیتا با مضمون پدوفیلیایی به «لولیتا اکسپرس» معروف شد. این جت فقط برای جابجایی نبود؛ فضایی بود که اپستین در آن از مهمانانش پذیرایی میکرد و آنها را به املاک خصوصیاش میبرد. طبق دفترچههایی که خلبانان هواپیما ثبت کردهاند، این جت هزاران مایل مسیر را بین نیویورک، فلوریدا و جزیره اختصاصی اپستین در کارائیب طی کرده است.
اسناد فاششده در ژانویه ۲۰۲۴ و بازخوانی آنها در سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که بیل کلینتون، چهلودومین رئیسجمهور آمریکا، دستکم ۲۶ بار مسافر این جت بوده است. اگرچه کلینتون مدعی است که این سفرها صرفاً برای اهداف خیریه بنیاد کلینتون در آفریقا بوده، اما تضاد زمانی آشکار میشود که به شهادتهای «یوهانا شوبرگ» رجوع میکنیم. او فاش کرد که اپستین بارها به او گفته بود: «کلینتون دخترهای جوان را دوست دارد». تصویری که رسانههای تحقیقی در سال ۲۰۲۵ بازنشر کردند، کلینتون را در فرودگاهی در پرتغال نشان میدهد، در حالی که «چاونتی دیویس» (یکی از قربانیانی که در آن زمان به عنوان مهماندار در هواپیما کار میکرد) در حال ماساژ دادن شانههای اوست. تصاویری که نشان میدهد که رابطه کلینتون با اپستین، نزدیکتر از یک آشنایی ساده کاری بوده است.
دونالد ترامپ؛ از کلوپهای پالمبیچ تا قطع ارتباطِ مصلحتی
نام دونالد ترامپ هم در این پرونده جایگاه خاصی دارد. رفاقت آنها به دهه ۹۰ برمیگردد، زمانی که هر دو در محافل اعیانی پالمبیچ حضور داشتند. ترامپ در سال ۲۰۰۲ در گفتگویی با مجله نیویورک درباره اپستین گفته بود: «من جفری را پانزده سال است که میشناسم. آدم فوقالعادهای است. او حتی بیشتر از من به زنهای زیبا علاقه دارد و خیلی از آنها در سنین جوانتر هستند.»
اگرچه ترامپ تأکید دارد که از سال ۲۰۰۴ و بعد از یک دعوای مالی بر سر خرید یک زمین در فلوریدا، رابطهاش را با اپستین قطع کرده، اما اسناد جدید سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که شمارههای تماس او تا سالها در دفترچه سیاه اپستین باقی مانده بود. شاهدان میگویند اپستین گاهی به کلوبهای ترامپ میرفت و تا سالها از نام و اعتبار ترامپ برای جذب مدلهای جوان به آژانسهای پوششی خود استفاده میکرد.
بازی تاج و تخت
هیچکس به اندازه «شاهزاده اندرو»، فرزند ملکه سابق بریتانیا، در بین اسامی لیست اپستین مورد توجه رسانهها نبوده است. عکسی که در آن اندرو دستش را دور کمر ویرجینیا جوفره ۱۷ ساله حلقه کرده، به سندی تاریخی از فروپاشی اعتبار سلطنتی تبدیل شد. اندرو در مصاحبهای فاجعهبار با بیبیسی ادعا کرد که «حتی یادش نمیآید با این دختر ملاقات کرده باشد»، اما اسناد افشا شده در سال ۲۰۲۵ نشان دادند که او نهتنها در جزیره حضور داشته، بلکه در عمارت منهتن نیز میهمانِ ویژه اتاقهای ماساژ بوده است. اندرو در نهایت مجبور شد با پرداخت میلیونها دلار غرامت، پرونده را ببندد تا از محاکمه عمومی فرار کند؛ اقدامی که از سوی رسانههای بریتانیایی به عنوان «خریدن سکوت عدالت» توصیف شد.
نقاب نخستوزیر صهیونها
نامهای موجود در لیست سیاه اپستین، تنها به سیاستمداران آمریکایی و خاندانهای سلطنتی اروپا محدود نمیشد. یکی از جنجالیترین اسامی در لایههایِ امنیتی و سیاسی این لیست، ایهود باراک، نخستوزیر سابق رژیم اسرائیل است. تصاویری که پاپاراتزیها در سال ۲۰۱۶ شکار کردند، باراک را در حالی نشان میداد که در یک روز سرد نیویورکی، صورت خود را با یک شالگردن بزرگ پوشانده بود تا شناسایی نشود و با عجله وارد عمارت شماره ۹ اپستین میشد.
اسناد دادگاه فاش کردهاند که باراک نهتنها مهمان مستمر خانه اپستین بوده، بلکه دستکم ۳۶ بار با او دیدار داشته است. او بعدها مدعی شد که این دیدارها صرفاً برای گفتگوهای استراتژیک و اقتصادی بوده و او هرگز در فعالیتهای غیرقانونی اپستین مشارکت نداشته است؛ اما سوالِ بزرگی که در تحقیقات سال ۲۰۲۶ همچنان بیپاسخ مانده، این است چرا یک سیاستمدار تراز اول نظامی، باید با صورت پوشانده به خانه مردی برود که در آن زمان یک «مجرم جنسی محکومشده» بود؟
شبکه بینالمللی و پای ترکیه در پرونده
این شبکه محدود به آمریکا نبود. اپستین با تأمین مالی آژانس مدلینگ MC۲ و همکاری با ژان لوک برونِل (که در زندان خودکشی کرد)، با استفاده از ویزای کاری مدلینگ برای دخترانی (حتی ۱۲ ساله) از اروپا و آمریکای جنوبی و دیگر مناطق، آنها را به آمریکا میآورد و برای روابط جنسی به اپستین و دیگران میداد، و این دختران در وضعیت وابستگی مالی و بدهی سفر قرار میگرفتند، چیزی که آنها را مجبور به ماندن در چرخه میکرد.
اما هفتههای اخیر، نام ترکیه هم به میان آمد. در اسناد تازه شکایتی قدیمی فاش شد که مدعی است اپستین «دختران خردسال از ترکیه و آسیا» را هم جابهجا کرده. این جمله باعث شد دادستانی آنکارا تحقیقاتی را روی میلیونها سند آغاز کند.
در فضای مجازی روایتها تندتر هم شد: «فروش هزاران کودک زلزلهزده به ۲۰۰ میلیون دلار». واقعیت اما تا این لحظه این است؛ ادعای انتقال دختران ترک در اسناد قضایی هست، اما اعداد نجومی یا ارتباط مستقیم با زلزله هنوز در دادگاه اثبات نشده. با این حال، همین اشاره کافی است تا بفهمیم بازوهای این اختاپوس تا خاورمیانه هم کشیده شده بود.
پولشویی شهرت
جفری اپستین خوب میدانست در دنیای امروز، داشتن یک چهره علمی چقدر برای مشروعیت مهم است. اسنادی که طی سالهای اخیر، از جمله در بستههای ۲۰۲۴، منتشر شد نشان میدهد نوام چامسکی، روشنفکر مشهور، در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ چندین بار با او دیدار و حتی برای شام به خانهاش رفته است؛ چامسکی تأیید کرده که برای جابهجایی حدود ۲۷۰ هزار دلار در امور مالی خانوادگی نیز از شبکهی مالی مرتبط با اپستین کمک گرفته، هرچند میگوید «حتی یک پنی» از خود اپستین نگرفته است و وقتی از چامسکی درباره این دیدارها سوال شد، با تندی جواب داد که اینها مسائل شخصی است.
استیون هاکینگ هم در سال ۲۰۰۶ در یک کنفرانس فیزیک درباره گرانش در جزیره سنتتوماس شرکت کرد که هزینهاش را اپستین داده بود؛ او همراه دیگر دانشمندان برای تفریح به جزیرهی خصوصی اپستین برده شد و عکسهایی از حضورش روی قایق و زیردریایی در اطراف آن جزیره منتشر شده است.
اپستین با جذب و دعوت نوابغی مثل هاکینگ و چهرههایی مانند چامسکی، میکوشید خود را حامی علم و روشنفکران نشان دهد و از این شبکهی علمی، بهعنوان یک سپر اعتبار برای پنهان کردن جنبههای تاریک زندگیاش استفاده کند
نفوذ در سیلیکونولی؛ از بیل گیتس تا ایلان ماسک
در سالهای اخیر، تمرکز تحقیقات به سمت غولهای تکنولوژی چرخیده است. اپستین میخواست «هاب مالی» آینده باشد.
گزارشها نشان میدهند که گیتس بارها پس از محکومیت اول اپستین با او دیدار کرده است. گیتس بعدها این دیدارها را «اشتباهی بزرگ» نامید، اما اسناد نشان میدهند که اپستین سعی داشته از این رابطه برای جلب اعتماد سایر خیرین بزرگ جهان استفاده کند.
همچنین اسناد ۲۰۲۶ فاش کردند که اپستین در سال ۲۰۱۸ مدعی شده بود میتواند سرمایهگذاران بزرگی (از جمله صندوقهای حاکمیتی عربستان) را برای تسلا جذب کند. ماسک هرگونه رابطه نزدیک را تکذیب کرده، اما احضاریههای دادگاه نشاندهنده تلاش جدی اپستین برای نفوذ در هیئتمدیره شرکتهای تکنولوژی بود.
چرا این لیست سیاه تمام نمیشود؟
یکی از هولناکترین بخشهای گزارشهای ۲۰۲۶، جزئیات مربوط به «سیستم سیمکشی عمارت» است. عمارتهای او بهطور گسترده با دوربینهای مخفی و سیستم نظارتی پشت آینههای دوطرفه سیمکشی شده بود. چرا؟ چون او میدانست که یک فریم عکس از یک سناتور یا یک مدیر بانکی در موقعیتی آسیبپذیر، تضمینکنندهی دههها سکوت و همکاری است. این «بانک اطلاعات سیاه»، قدرت واقعی اپستین بود. او از قربانیانش برای شکارِ شکارچیانِ بزرگ استفاده میکرد.
پرونده جفری اپستین، داستانی درباره یک فرد نیست؛ داستانی درباره یک «شکستِ ساختاری» است. اسنادی که تا فوریه ۲۰۲۶ منتشر شدهاند، ثابت میکنند که اپستین توانست با استفاده از ضعفهای سیستم قضایی و عطشِ نخبگان برای قدرت و لذت، شبکهای بسازد که در آن «کودکان» قربانیِ «مصونیتِ بزرگان» شدند.
جفری اپستین در سال ۲۰۰۸ با استفاده از همین «لیست وثیقهها»، توانست یکی از عجیبترین توافقهای عدم پیگرد قانونی (NPA) را امضا کند. او مرده است، اما لیست او همچنان مانند یک بمب ساعتی در قلب واشنگتن، لندن و سیلیکونولی تیکتیک میکند. این لیست، آینهای است که در برابر تمدن مدرن گرفته شده؛ آینهای که نشان میدهد وقتی قدرت بالاتر از قانون مینشیند، عدالت اولین قربانی است که در سکوت یک عمارت باشکوه دفن میشود.




پیام شما به ما