نقطه عطف واقعی در صعود اپستین، ملاقات سرنوشت‌ساز او با «لزلی وکسنر» بود.

نگین روزبهانی
یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۸
صید نهنگ بزرگ

وکسنر، بنیان‌گذار امپراتوری خرده‌فروشی L Brands (شامل برند مشهور ویکتوریا سکرت)، یکی از قدرتمندترین و ثروتمندترین مردان آمریکا در دهه ۸۰ بود.

 او اپستین را در اواخر دهه ۸۰ به عنوان مشاور مالی، از طریق دوستان مشترک، استخدام کرد. وکسنر در نامه‌ای به بنیاد خیریه‌اش توضیح داده بود که چگونه چند دوست، اپستین را به عنوان یک متخصص مالی «مورد اعتماد» به او معرفی کردند. این اعتماد به تدریج عمق گرفت. وکسنر، مدیریت کامل دارایی‌های شخصی‌اش را به اپستین سپرد؛ تا جایی که به او «وکالت تام» در امور مالی و حقوقی خود داد.

زندگی به سبک میلیاردرها

این رابطه، یک دگرگونی عظیم در زندگی اپستین ایجاد کرد. او در عمل کنترل بخش‌هایی از ثروت و املاک وکسنر را به‌دست گرفت. عمارت عظیم منهتن، که بعدها به نام او ثبت شد و سال‌ها به عنوان یکی از بزرگ‌ترین خانه‌های مسکونی خصوصی نیویورک شناخته می‌شد، در ابتدا متعلق به وکسنر بود. گزارش‌ها و تحقیقات بعدی نشان می‌دهد که اپستین از این رابطه برای «زندگی مثل یک میلیاردر، بدون این‌که خودش میلیاردر باشد» استفاده کرد. او با جت خصوصی وکسنر به سفرهای سراسر جهان می‌رفت، در املاک مجلل او اقامت می‌کرد و از شبکه روابطی که از طریق این میلیاردر شکل گرفت، بهره‌مند می‌شد. او دیگر مجبور نبود با ابهام برندسازی کند؛ حالا «جفری اپستین» به معنای واقعی کلمه، بدلِ لزلی وکسنر در جامعه نخبگان شده بود.

سال‌ها بعد، وکسنر مدعی شد که اپستین «مبالغ قابل‌توجهی» از او اختلاس کرده است. او در نهایت برای بخشی از این پول‌ها غرامت گرفت؛ اسناد مالی نشان می‌دهد که اپستین در سال ۲۰۰۸ حدود ۴۶ میلیون دلار به یک بنیاد خیریه مرتبط با وکسنر منتقل کرده است. اما این روابط تا چه اندازه فراتر از یک مشاوره مالی ساده بود؟ آیا وکسنر از ماهیت فعالیت‌های اپستین خبر داشت؟ این‌ها سوالاتی است که هنوز هم پاسخ‌های کامل و شفافی ندارند. اما آنچه مسلم است، این رابطه، سکوی پرتاب اپستین از یک مشاور موفق، به شبحی با نفوذ غیرقابل‌سنجش بود. او حالا نه تنها ثروت، که «دسترسی» به لایه‌هایی از جامعه را داشت که برای بسیاری رؤیایی دست‌نیافتنی باقی می‌ماند.

مشتریان مخفی دیگر؛ لئون بلک و معمای صدها میلیون دلار

سال‌ها، منبع اصلی ثروت اپستین در رسانه‌ها به عنوان «نامعلوم» توصیف می‌شد. اما بررسی‌های مالی بعدی، از جمله گزارش‌های تحقیقی فوربس و گاردین، پرده از یک واقعیت مهم برداشت؛ اپستین، علاوه بر وکسنر، برای چند میلیاردر دیگر نیز کار می‌کرد که در تأمین ثروت او نقش حیاتی داشتند.

یکی از مهم‌ترین این افراد، «لئون بلک»، هم‌بنیان‌گذار صندوق سرمایه‌گذاری عظیم Apollo Global Management بود. اسناد نشان می‌دهد بلک صدها میلیون دلار کارمزد بابت مشاوره مالی، برنامه‌ریزی مالیاتی، مدیریت آثار هنری و املاک شخصی به اپستین پرداخت کرده است. این مبالغ به قدری بالا بود که در برخی سال‌ها، تقریباً تمام درآمد شرکت اپستین از همین کارمزد بلک تأمین می‌شد. تصور کنید؛ یک مرد، تقریباً تمام نیازهای مالی و مشاوره‌ای یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران جهان را برعهده داشت. این رابطه نه تنها منبع ثروت هنگفتی برای اپستین بود، بلکه به او نفوذ و ارتباطات تازه‌ای در دنیای مالی می‌بخشید.

گزارش‌ها همچنین به نقش «اِلیزابت (لیبت) جانسون»، وارث بخشی از ثروت شرکت Johnson & Johnson، به عنوان یکی دیگر از مشتریان مهم اپستین اشاره کرده‌اند. با انتشار بخش‌هایی از «اپستین فایلز» در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، نام دو میلیاردر دیگر نیز به عنوان مشتریان بزرگ او مطرح شده؛ «مورتایمر زاکرمن» (سرمایه‌دار املاک و رسانه) و «آریان دو روچیلد» (وارث از طریق ازدواج در خاندان روچیلد). جمع‌بندی تحقیقات نشان می‌دهد که بخش عمده ثروت اپستین، نه از مدیریت سبدهای گسترده برای ده‌ها مشتری، بلکه از کارمزدهای سنگین همین چند مشتری خاص و استفاده از شکاف‌های مالیاتی (به ویژه در حوزه مالیات بر درآمد و ارث) به‌دست آمده است. اپستین یک سوپراستار سرمایه‌گذاری عمومی نبود؛ او یک مشاور خصوصی و بسیار محرمانه برای چند فوق‌ثروتمند بزرگ بود که همین تعداد محدود اما پرپول، سکوی پرتاب او شد.

 خریدِ مغزها؛ کارواشِ اعتبار در هاروارد و MIT

اپستین می‌دانست که در دنیای نخبگان، پول به‌تنهایی کافی نیست. او به «اعتبار» نیاز داشت؛ اعتباری که جای خالی مدرک دانشگاهی را پر کند و او را به عنوان یک «بشردوست» یا «نابغه علمی» معرفی کند. استراتژی او ساده بود؛ خریدن مغزها و نام‌های بزرگ.

او به جای معاشرت صرف با پولدارهای معمولی، ترجیح می‌داد دور و برش پر از برندگان جایزه نوبل، فیزیکدانان برجسته و نوابغ علمی باشد. او مبالغ سنگینی به افرادی مثل استیون هاوکینگ، ماروین مینسکی (یکی از پدران هوش مصنوعی) و جورج چرچ (ژنتیک‌دان معروف) نزدیک شد یا از پروژه‌های تحقیقاتی آن‌ها حمایت کرد. این روابط، به او هاله‌ای از احترام و مشروعیت می‌بخشید.

یکی از جنجالی‌ترین موارد، کمک‌های مالی او به دانشگاه MIT بود. اپستین صدها هزار دلار به این دانشگاه اهدا کرد، به ویژه به «آزمایشگاه رسانه» (Media Lab). پس از محکومیت سال ۲۰۰۸ او به اتهام جرائم جنسی، افشا شد که مدیران وقت Media Lab، «نیکلاس نگروپونته» و «جویی ایتو»، حتی بعد از آن، همچنان از او پول می‌گرفتند و نام او را در لیست‌های عمومی کمک‌کنندگان مخفی می‌کردند تا حساسیت‌زا نشود. این یک رسوایی بزرگ برای MIT بود که نشان داد اعتبار علمی، چگونه می‌تواند قربانی عطش پول شود.

هاروارد نیز از کمک‌های اپستین بی‌بهره نماند؛ او بیش از ۹ میلیون دلار به این دانشگاه کمک کرد. نکته عجیب‌تر این بود که هاروارد به اپستین (که هیچ مدرکی نداشت) یک دفتر اختصاصی در ساختمان تکامل بیولوژیک اختصاص داده بود. او در این دفتر با دانشمندان ملاقات می‌کرد و خود را به عنوان یک «متفکر» و «حامی علم» معرفی می‌کرد. این دقیقاً همان چیزی بود که اپستین می‌خواست؛ او می‌خواست وقتی نامش در گوگل جستجو می‌شود، کنار واژه‌هایی مثل «بشردوست» و «حامی علم» بیاید، نه «دلال روابط» یا «مجرم جنسی». این «پول‌شویی شهرت»، یکی از زیرکانه‌ترین تاکتیک‌های او برای نفوذ به لایه‌هایی از جامعه بود که از هر نوع آلودگی دوری می‌کردند.

جزایر ویرجین و خرید لیتل سنت جیمز

ثروت افسانه‌ای که اپستین از وکسنر، بلک و دیگران به دست آورد، باید در جایی دور از دسترس و چشم نهادهای مالیاتی پنهان می‌شد. در دهه ۹۰، او استراتژی جدیدی را پیش گرفت؛ انتقال اقامت خود به «جزایر ویرجین آمریکا». او در سال ۱۹۹۶ ساکن آنجا شد و در سال ۱۹۹۸ شرکت «Financial Trust Company» را تأسیس کرد. این شرکت و ساختارهای مشابه، به او اجازه دادند تا از مشوق‌های مالیاتی سخاوتمندانه جزایر ویرجین بهره‌مند شود؛ یعنی کارمزدهای هنگفتی که از میلیاردرها می‌گرفت یا سود سرمایه‌گذاری‌هایش، با نرخ‌های بسیار پایین‌تری مشمول مالیات می‌شد. این به معنای میلیون‌ها دلار سود خالص بیشتر در هر سال بود.

در همین دوره بود که اپستین جزیره خصوصی «لیتل سنت جیمز» را به قیمت حدود ۸ میلیون دلار خرید. جزیره‌ای دورافتاده و خوش‌منظره در کارائیب که بعدها نه تنها محل زندگی لوکس او شد، بلکه طبق اسناد کیفری تکان‌دهنده به بخشی جدایی‌ناپذیر از شبکه قاچاق و سوءاستفاده جنسی جفری اپستین تبدیل شد. ترکیب شرکت مشاوره مالی خصوصی، اقامت مالیاتی در جزیره و چند مشتری میلیاردر پرپول باعث شد تا هنگام مرگ، ارزش خالص دارایی‌های او به حدود ۵۷۰ تا ۶۰۰ میلیون دلار برسد. این شامل چند ملک بسیار گران‌قیمت در نیویورک، فلوریدا، پاریس و دو جزیره خصوصی در کارائیب، به علاوه نقدینگی و سرمایه‌گذاری‌ها بود. در واقع بخشی از زندگی جفری اپستین که نشان می‌داد چگونه قواعد رسمی نظام مالیاتی آمریکا، می‌توانند ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به ثروت یک مجرم جنسی شوند.

پایان پرده اول؛ ثروت و پرسش‌های بی‌پاسخ

جفری اپستین، از معلمی گمنام در بروکلین تا ارباب یک عمارت منهتن و صاحب جزایری خصوصی در کارائیب، یک مسیر غیرعادی را طی کرد. او می‌دانست چطور از عطش محرمانگی ثروتمندان و نیاز نهادهای علمی به پول استفاده کند تا برای خود هاله‌ای از قدرت و نفوذ بسازد. او حفره‌های سیستم را شناسایی کرد؛ از استخدام در مدرسه دالتون گرفته تا گریزگاه‌های مالیاتی در جزایر ویرجین. اما این ثروت عظیم، این نفوذ گسترده و این شبکه ارتباطی مرموز، برای چه هدفی جمع‌آوری شده بود؟

هنوز سوالات بی‌پاسخ زیادی وجود دارد؛ آیا او فقط یک مشاور مالی زیرک بود یا رازهای تاریک‌تری از مشتریانش می‌دانست که به او چنین قدرتی می‌بخشید؟ آیا پول‌های هنگفت او، تنها از راه‌های مرسوم کسب شده بود؟ پاسخ این سوالات، ما را به مکانی می‌برد که این ثروت و این آدم‌ها، به تاریک‌ترین شکل ممکن دور هم جمع می‌شدند. گزارش بعدی ما، پرده از «جغرافیای جرم» برمی‌دارد؛ ورود به جزیره خصوصی لیتل سنت جیمز و عمارت‌های خوفناکی که تبدیل به صحنه اصلی جنایات او شدند. جایی که افسانه‌ها با واقعیت‌های کابوس‌وار در هم می‌آمیزند!

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها