در مهمانی‌ها شبیه لیلی و مجنون‌اند، اما در ماشین مسیر برگشت و پشت درهای بسته خانه، دو غریبه خاموش! چرا؟

طاهره چک
سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۸
سندروم «آبروداری» یا وظیفه اجتماعی خوب بودن؟

تصویر برای بسیاری از ما آشناست؛ زوجی که در یک مهمانی خانوادگی یا دورهمی دوستانه با کلمات محبت‌آمیز یکدیگر را صدا می‌زنند، برای هم غذا می‌کشند و مدام به هم لبخند می‌زنند. اما به محض اینکه مهمانی تمام می‌شود، صدای بسته شدن در ماشین، آغازگر یک سکوت سنگین یا حتی تنشی پنهان است. در خانه، هر کس به گوشه‌ای می‌خزد، یکی غرق در گوشی موبایل می‌شود و دیگری خود را با تلویزیون سرگرم می‌کند.

روانشناسان و جامعه‌شناسان برجسته جهان از جمله جان گاتمن (John Gottman) و اروینگ گافمن (Erving Goffman) سال‌هاست روی این پدیده که در روانشناسی به آن «شکاف خود عمومی و خود خصوصی» می‌گویند، مطالعه کرده‌اند.
در عصر شبکه‌های اجتماعی، پدیده‌ای به نام «صمیمیت نمایشی» شکل گرفته است. برخی افراد، ارزش و اعتبار رابطه خود را نه در احساس درونی خود، بلکه در میزان تأیید دیگران (لایک‌ها، کامنت‌ها و نگاه‌های تحسین‌آمیز در مهمانی‌ها) جستجو می‌کنند.
 مکانیسم «حفظ آبرو» و مدیریت تأثیر
اروینگ گافمن، جامعه‌شناس نامدار، نظریه‌ای به نام «نمایشنامه زندگی» دارد. او معتقد است انسان‌ها در اجتماع روی «صحنه» هستند و در خانه، در «پشت صحنه».
در فرهنگ ما ایرانی‌ها، مفهوم «آبروداری» و «حفظ ظاهر» به شدت درونی شده است. بسیاری از زوج‌ها از کودکی آموخته‌اند که «مسائل درون خانه نباید به بیرون درز کند». این باور درست، گاهی به شکلی افراطی و بیمارگونه اجرا می‌شود.
برای مثال زوجی که به خاطر فشارهای مالی یا دخالت خانواده‌ها از هم به شدت دلخورند، پیش از زنگ زدن در خانه میزبان، دعوا را متوقف می‌کنند و نقاب خوشبختی می‌زنند. آن‌ها در مهمانی به هم محبت می‌کنند تا کسی متوجه نشود رابطه‌شان در لبه پرتگاه است و از نگاه‌های ترحم‌آمیز یا قضاوت‌های فامیل در امان بمانند. این مهربانی، از سر عشق نیست، از سر ترس قضاوت است.

فرسودگی عاطفی و تله «نقطه امن»
بر اساس تحقیقات انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، انسان‌ها در طول روز برای رعایت آداب معاشرت با همکاران، رئیس و حتی افراد غریبه در خیابان، انرژی روانی زیادی صرف می‌کنند. وقتی فرد به خانه (که آن را نقطه امن می‌داند) می‌رسد، دیگر انرژی و انگیزه‌ای برای «خوب بودن» ندارد و اصطلاحاً ماسک خود را برمی‌دارد.
مثلا مردی که از صبح درگیر ترافیک، چالش با مدیر و چک و سفته بوده، تمام لبخندها و انرژی‌اش را در محیط کار خرج کرده است. او در جمع دوستان همسرش در رستوران می‌درخشد و خوش‌صحبت است، چون آن را ادامه‌ وظیفه اجتماعی‌اش می‌داند؛ اما وقتی به خانه می‌رسد، خانه را نه فضایی برای «پرورش رابطه»، بلکه صرفاً یک «خوابگاه برای استراحت مطلق» می‌بیند. در نتیجه، برای همسرش چیزی جز سکوت و خستگی باقی نمی‌گذارد.

صمیمیت نمایشی
در عصر شبکه‌های اجتماعی، پدیده‌ای به نام «صمیمیت نمایشی» (Performative Intimacy) شکل گرفته است. برخی افراد، ارزش و اعتبار رابطه خود را نه در احساس درونی خود، بلکه در میزان تأیید دیگران (لایک‌ها، کامنت‌ها و نگاه‌های تحسین‌آمیز در مهمانی‌ها) جستجو می‌کنند.
زن و شوهری که در یک کافه زیبا نشسته‌اند. زن از قهوه‌ها و دستان گره‌خورده‌شان عکس می‌گیرد، کپشنی عاشقانه می‌نویسد و استوری می‌کند. اما در یک ساعت بعد، هر دو در سکوت کامل در حال چک کردن اینستاگرام و شمردن ری‌اکشن‌ها هستند. آن‌ها از نشان دادن عشق لذت می‌برند، نه از تجربه کردن آن. در خانه که تماشاچی‌ای وجود ندارد، دلیلی هم برای مهربانی نمی‌بینند.


 استفاده از جمع به عنوان «پناهگاه»
گاهی اوقات، مهربانی در جمع یک استراتژی ناخودآگاه برای فرار از حل مشکلات عمیق است. وقتی زوجی در خلوت با هم مشکل دارند، فضای دونفره برایشان به شدت تنش‌زا و اضطراب‌آور است.
 زنی که از بی‌توجهی‌های همسرش عمیقاً خشمگین است، در خلوت با او حرف نمی‌زند (آنچه گاتمن به آن دیوار سنگی یا Stonewalling می‌گوید). اما همین زن در جمع دوستان، همسرش را با القاب محبت‌آمیز صدا می‌زند. چرا؟ چون حضور دیگران یک «منطقه امن» است؛ در حضور مهمان‌ها، همسرش نمی‌تواند بحث‌های تلخ گذشته را پیش بکشد. مهربانی در جمع، در واقع دیواری است که فرد دور خود می‌کشد تا از رویارویی دردناک در خلوت فرار کند.

خشم پنهان (پرخاشگری منفعلانه)
گاهی این تضاد رفتاری، یک نوع تنبیه پنهان است. یکی از زوجین متوجه شده است که همسرش به تصویر اجتماعی‌اش بسیار اهمیت می‌دهد. بنابراین، در جمع با او عالی برخورد می‌کند تا نشان دهد «من همسر بی‌نقصی هستم»، اما در خانه با سردی و بی‌تفاوتی او را شکنجه روانی می‌کند. این رفتار به فرد این حس پیروزی کاذب را می‌دهد که: «همه فکر می‌کنند من چقدر خوبم، پس اگر در رابطه‌مان مشکلی هست، قطعاً مقصر تویی!»

 چه باید کرد؟
برای درمان این «سرماخوردگی مزمن خانگی»، روانشناسان زوج‌درمانگر راهکارهای زیر را پیشنهاد می‌دهند:

 سم‌زدایی از مفهوم آبرو: باید بپذیریم که داشتن یک رابطه معمولی اما واقعی در خانه، هزار بار ارزشمندتر از یک رابطه هالیوودی در نگاه دیگران است. نیازی نیست در مهمانی‌ها نقش رومئو و ژولیت را بازی کنید؛ رفتار محترمانه و عادی کافی است. انرژی خود را برای خانه نگه دارید.

 قانون ۲۰ دقیقه: گاتمن پیشنهاد می‌کند وقتی خسته به خانه می‌رسید، ۲۰ دقیقه به خودتان زمان بدهید. لباس عوض کنید، دوش بگیرید، در سکوت چای بنوشید تا از نقش‌های اجتماعی خارج شوید. سپس با شریک زندگی‌تان ارتباط برقرار کنید. خانه نباید سطل زباله‌ خستگی‌های بیرون باشد.


خلق آیین‌های کوچک خلوت: به جای استوری کردن عاشقانه‌ها، یک قانون بگذارید: روزی ۱۵ دقیقه چای خوردن دونفره بدون حضور موبایل. این آیین‌های کوچک به مرور زمان، صمیمیت واقعی را جایگزین صمیمیت نمایشی می‌کنند.

مواجهه با فیل درون تاریکی: اگر دلیل سردی در خانه، یک دعوای کهنه یا کینه‌ حل‌نشده (مثل مسائل مالی، دخالت خانواده‌ها یا خیانت) است، بازی «ما چقدر خوشبختیم» را تمام کنید. شجاعت به خرج دهید و در صورت نیاز با کمک یک زوج‌درمانگر، دمل چرکین رابطه را باز کنید.


خانه‌ای که نمای بیرونی‌اش از مرمر لوکس ساخته شده اما ستون‌های داخلی‌اش موریانه خورده است، با اولین زلزله فرو می‌ریزد. عشق واقعی، نیازی به تماشاچی ندارد. گرمای یک رابطه باید ابتدا دیوارهای خانه را گرم کند و سپس، اگر چیزی اضافه ماند، از پنجره‌ها به بیرون بتابد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها