بعد از تولد فرزند، بسیاری از والدین احساس می‌کنند نقش همسری کمرنگ شده و حریم خصوصی‌شان از بین رفته است. این بی‌مرزی نه تنها رابطه زوجین را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه می‌تواند باعث وابستگی بیش از حد کودک و مشکلات رشد هیجانی او شود.

مهسا زحمتکش
دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۵
خوابیدن کودک بین پدر و مادر چه مشکلاتی ایجاد می‌کند؟

بعد از تولد فرزند، بسیاری از زوج‌ها با تغییراتی در زندگی مشترک مواجه می‌شوند که کمتر درباره آن صحبت می‌شود. یکی از رایج‌ترین چالش‌ها این است که نقش همسری، به‌تدریج زیر سایه نقش والد بودن محو می‌شود و زوج‌ها احساس می‌کنند حریم خصوصی خود را از دست داده‌اند. در جلسات مشاوره و گفت‌وگوهای خانوادگی معمولاً شنیده می‌شود که زوج‌ها می‌گویند: «بعد از مادر یا پدر شدن، همسر بودن فراموش شده است.» این احساس معمولاً از بی‌علاقگی یا مشکل عاطفی شروع نمی‌شود، بلکه ریشه در کاهش یا از بین رفتن حریم خصوصی والدین دارد.

در بسیاری از خانواده‌ها، این مشکل در خواب کودک خود را نشان می‌دهد؛ وقتی کودک، شب‌ها بین پدر و مادر می‌خوابد، فرصت با هم بودن زوج‌ها کاهش می‌یابد و رابطه زناشویی به مرور سرد می‌شود. ادامه‌دار شدن این وضعیت می‌تواند هم به رابطه زوجین آسیب بزند و هم باعث وابستگی بیش از حد کودک شود. تصور رایج این است که کودک «کوچک است و متوجه نمی‌شود»، اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد حتی در این سن، شکل‌گیری عادت‌ها و وابستگی‌ها روی رشد هیجانی کودک اثر می‌گذارد. توجه به حفظ حریم خصوصی والدین و ایجاد مرزهای سالم بین کودک و والد، یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای پیشگیری از این آسیب در خانواده است.

چرا حفظ حریم والدین برای سلامت روان کودک مهم است؟

حریم خصوصی والدین به کودک یاد می‌دهد که هر فرد نیاز به فضای شخصی دارد. وقتی والدین در اتاق خود تنها هستند یا درِ اتاق را می‌بندند، کودک به‌طور ناخودآگاه می‌فهمد که هر کسی حق دارد برای خودش زمان و مکان داشته باشد. این مرزبندی به تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس کودک کمک می‌کند و باعث می‌شود او در تصمیم‌گیری و تجربه کردن استقلال داشته باشد. روانشناسان می‌گویند رعایت حریم والدین از همان دوران کودکی، پایه‌ای مهم برای رشد روانی سالم کودک است.

وابستگی ناسالم کودک از کِی شروع می‌شود و چه نشانه‌هایی دارد؟

وابستگی به والدین در سال‌های ابتدایی زندگی طبیعی و ضروری است. کودک باید بداند والدینش در دسترس‌اند و در زمان نیاز پاسخ می‌دهند. اما این وابستگی زمانی ناسالم می‌شود که فرصت مستقل شدن از کودک گرفته شود و والدین ناخواسته هر نشانه‌ ناراحتی یا اضطراب او را به‌طور کامل رفع کنند. این الگو معمولاً از همان سال‌های اول زندگی و به‌ویژه در عادت‌های مربوط به خواب شکل می‌گیرد؛ جایی که کودک یاد می‌گیرد بدون حضور والد نمی‌تواند آرام شود یا بخوابد.

با ادامه این روند، کودک در موقعیت‌های جدا شدن دچار اضطراب می‌شود، تنها خوابیدن برایش سخت می‌شود، شب‌ها بارها بیدار می‌شود و برای آرام شدن به حضور والد نیاز دارد. هنگام ورود به مهد یا مدرسه ممکن است اضطراب شدیدی تجربه کند، در تصمیم‌گیری‌های ساده در بازی یا تعامل با همسالان ضعف نشان دهد و حتی برخی کودکان این وابستگی را به شکل رفتارهای بازگشتی مثل خیس کردن رخت‌خواب یا مکیدن انگشت نشان می‌دهند. حتی در سنین بالاتر، این وابستگی می‌تواند باعث ناتوانی در تصمیم‌گیری، اضطراب اجتماعی یا وابستگی هیجانی شدید به والدین شود.

مرز سالم بین کودک و والدین کجاست؟

مرز سالم بین کودک و والدین یعنی هر کس جای خود را در خانواده داشته باشد؛ کودک، کودک بماند و والدین، علاوه بر پدر و مادر بودن، زوج باقی بمانند. کودک باید بداند دوست‌داشتنی و امن است، اما همه زندگی عاطفی و جسمی والدین حول او نمی‌چرخد. برای مثال، طبیعی است کودک شب‌ها نیاز به توجه داشته باشد، اما والدین هم باید فضایی هرچند کوچک برای خلوت و رابطه خود داشته باشند.

وقتی این مرزها کم‌رنگ می‌شود، بی‌مرزی شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که در آن کودک ناخواسته وارد حریم بزرگ‌ترها می‌شود. مثلاً کودکی که همیشه هنگام خواب بین پدر و مادر است یا شاهد گفت‌وگوها و تنش‌های زناشویی، ناخواسته نقش همدل یا آرام‌کننده یکی از والدین را می‌گیرد. در این شرایط، کودک بیش از سنش مسئولیت هیجانی به دوش می‌کشد و والدین هم به‌تدریج از نقش همسری فاصله می‌گیرند. ادامه این بی‌مرزی‌ها علاوه بر مشکلات برای کودک، می‌تواند برای والدین نیز احساس فرسودگی و کمرنگ شدن رابطه عاطفی در پی داشته باشد.

حریم خصوصی والدین به کودک یاد می‌دهد که هر فرد نیاز به فضای شخصی دارد. وقتی والدین در اتاق خود تنها هستند یا درِ اتاق را می‌بندند، کودک به‌طور ناخودآگاه می‌فهمد که هر کسی حق دارد برای خودش زمان و مکان داشته باشد

اشتباهات رایج والدین در خواب کودک که ناخواسته وابستگی می‌سازد

وابستگی‌های ناسالم کودک اغلب از محبت و دلسوزی والدین شکل می‌گیرد؛ به‌ویژه در موضوع خواب. والدین برای آرام کردن کودک و جلوگیری از گریه، راه‌هایی انتخاب می‌کنند که در لحظه جواب می‌دهد، اما اگر ادامه‌دار شود، کودک به حضور دائمی والد وابسته می‌شود. یکی از رایج‌ترین این عادت‌ها، خوابیدن کودک بین پدر و مادر است. تصور والدین این است که کودک متوجه نمی‌شود، اما کودک یاد می‌گیرد تنها در کنار والدین احساس امنیت کند و خوابیدن تنها برایش سخت می‌شود.

در بسیاری از موارد، والدین با هر بیداری کودک، سریع او را بغل می‌کنند یا به تخت خود می‌آورند. در این شرایط، کودک فرصت پیدا نمی‌کند یاد بگیرد چطور خودش آرام شود و به خواب برگردد. همچنین در برخی خانواده‌ها، والد تبدیل به تنها راه خواباندن کودک می‌شود؛ مثلاً کودک فقط وقتی در آغوش است، با شیر خوردن یا تکان خوردن می‌خوابد. این روش‌ها در کوتاه‌مدت آرامش‌بخش هستند، اما کودک را به خواب مستقل و مدیریت خواب عادت نمی‌دهد.

بی‌نظمی در زمان خواب نیز نقش مهمی دارد. وقتی ساعت خواب هر شب متفاوت است یا روند مشخصی برای خوابیدن وجود ندارد، کودک دچار اضطراب می‌شود و برای احساس امنیت بیشتر به والد وابسته‌تر می‌شود. نکته مهم دیگر این است که اگر همیشه فقط یکی از والدین مسئول خواب کودک باشد، هم آن والد خسته و فرسوده می‌شود و هم کودک وابستگی شدیدی به یک نفر پیدا می‌کند. تقسیم مسئولیت‌ها هم به تعادل خانواده کمک می‌کند و هم استقلال تدریجی کودک را تقویت می‌کند.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها