راهاندازی یک کافه برای بسیاری از افراد با یک تصویر جذاب شروع میشود؛ یک فضای زیبا، دستگاه اسپرسو، عطر قهوه و مشتریانی که پشت میزها نشستهاند. همین تصویر باعث شده راه اندازی کافه برای بسیاری از سرمایهگذاران، در نگاه اول کسبوکاری ساده و دوستداشتنی به نظر برسد.
اما واقعیت این است که پشت یک کافه موفق، مجموعهای از تصمیمهای اقتصادی، اجرایی و تخصصی قرار دارد. انتخاب اشتباه مکان، خرید تجهیزات نامناسب، طراحی منوی غیرمنطقی یا حتی برآورد نادرست سرمایه موردنیاز میتواند هزینه زیادی به سرمایهگذار تحمیل کند.
به همین دلیل، قبل از اینکه برای اجاره ملک، طراحی دکوراسیون یا خرید دستگاه اسپرسو اقدام کنید، بهتر است با مهمترین اشتباهاتی که ممکن است در مسیر راهاندازی کافه اتفاق بیفتد آشنا شوید.

۱. قبل از مشخص کردن مدل کافه، ملک انتخاب نکنید
یکی از اشتباهات رایج این است که فرد ابتدا یک ملک مناسب پیدا میکند و بعد تصمیم میگیرد چه نوع کافهای در آن راهاندازی کند.
در حالی که ترتیب منطقی تصمیمگیری باید تا حد زیادی برعکس باشد.
ابتدا باید مشخص کنید قرار است چه نوع کافهای داشته باشید، مشتری هدف شما چه کسی است، منوی شما چه ویژگیهایی دارد و مدل درآمدی کسبوکار چگونه خواهد بود. سپس بر اساس این اطلاعات میتوان درباره موقعیت، متراژ و ویژگیهای ملک تصمیم گرفت.
برای مثال، نیازهای یک کافه بیرونبر با یک کافه خانوادگی، کافهرستوران یا کافهای که قرار است فضای طولانیمدت برای مشتری فراهم کند کاملاً متفاوت است.
موقعیت جغرافیایی، میزان رفتوآمد، دسترسی، امکان توقف خودرو، شرایط ملک، متراژ و حتی وضعیت رقبا در اطراف آن، همگی باید قبل از عقد قرارداد بررسی شوند.
یک ملک زیبا لزوماً یک ملک مناسب برای کافه نیست.
۲. خرید تجهیزات را قبل از طراحی منو شروع نکنید
دومین اشتباه، خرید تجهیزات بر اساس علاقه شخصی یا فهرستهای آماده اینترنتی است.
گاهی سرمایهگذار قبل از اینکه بداند چه نوشیدنیهایی قرار است در کافه سرو شود، اقدام به خرید دستگاه اسپرسو، آسیاب، بلندر، یخچال و دهها وسیله دیگر میکند.
این کار میتواند باعث شود بخش قابل توجهی از سرمایه در تجهیزاتی صرف شود که یا کاربرد مناسبی در پروژه ندارند یا ظرفیت آنها با میزان فروش مورد انتظار کافه هماهنگ نیست.
بهتر است ابتدا منو مشخص شود و بعد تجهیزات موردنیاز بر اساس منو، ظرفیت فروش، فضای بار، تعداد پرسنل و بودجه پروژه انتخاب شوند.
در یک پروژه حرفهای، حتی محل قرارگیری تجهیزات نیز باید قبل از خرید مشخص باشد. مسیر حرکت باریستا، دسترسی به یخچال، سینک، دستگاه اسپرسو، آسیاب، محل آمادهسازی و تحویل سفارش همگی روی سرعت و کیفیت سرویس تأثیر دارند.
۳. تمام سرمایه را صرف افتتاح کافه نکنید
یکی از خطرناکترین اشتباهات در زمان شروع کسبوکار، محاسبه نکردن سرمایه در گردش است.
فرض کنید تمام هزینههای ملک، دکوراسیون، تجهیزات، مجوز و خرید اولیه را محاسبه کردهاید و سرمایه موردنیاز برای افتتاح را کنار گذاشتهاید.
اما بعد از افتتاح چه اتفاقی میافتد؟
کافه از روز اول الزاماً به فروش ایدهآل نمیرسد. هزینه حقوق پرسنل، خرید مواد اولیه، قبوض، تعمیرات، تبلیغات، هزینههای جاری و بسیاری از مخارج دیگر همچنان ادامه دارند.
بنابراین سرمایه موردنیاز برای راهاندازی کافه فقط هزینه افتتاح نیست. باید برای ماههای ابتدایی فعالیت نیز منابع مالی کافی در نظر گرفته شود.
به بیان ساده، نباید روز افتتاح، آخرین روز توان مالی شما باشد.
هزینههای پنهان یکی از موضوعاتی است که معمولاً کمتر دیده میشود و میتواند فشار زیادی به یک کافه تازهتأسیس وارد کند. هزینههایی مانند تعمیر و نگهداری تجهیزات، آموزش نیروها، تبلیغات، بیمه، نرمافزارهای مدیریتی، ضایعات مواد اولیه و هزینههای پیشبینینشده باید در برنامه مالی دیده شوند.
برای آشنایی دقیقتر با این موضوع، مطالعه مقاله هزینههای راهاندازی کافه میتواند تصویر کاملتری از هزینههایی که ممکن است در ابتدای کار نادیده گرفته شوند ارائه دهد.
۴. دکوراسیون را مهمتر از عملیات کافه ندانید
ظاهر کافه اهمیت زیادی دارد، اما یک کافه فقط یک فضای زیبا نیست.
گاهی بخش بزرگی از سرمایه صرف طراحی دکوراسیون میشود، در حالی که طراحی بار، انبار، مسیر حرکت پرسنل، محل تجهیزات و فرآیند آمادهسازی سفارشها به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد.
نتیجه ممکن است یک کافه بسیار زیبا باشد که کارکنان در آن دائماً در حال برخورد با یکدیگر هستند، مسیر دسترسی به تجهیزات طولانی است و آمادهسازی سفارشها بیشتر از زمان استاندارد طول میکشد.
دکوراسیون باید در خدمت مدل کسبوکار باشد، نه اینکه تمام کسبوکار در خدمت دکوراسیون قرار بگیرد.
در طراحی یک کافه حرفهای باید همزمان به تجربه مشتری و تجربه کارکنان توجه شود.

۵. منو را بیش از حد بزرگ نکنید
یکی دیگر از اشتباهات متداول، تلاش برای ارائه تعداد بسیار زیادی آیتم در منو است.
ممکن است سرمایهگذار تصور کند هرچه تعداد نوشیدنیها و غذاها بیشتر باشد، مشتریان بیشتری جذب خواهند شد. اما منوی بزرگتر الزاماً به معنای فروش بیشتر نیست.
هر آیتم منو نیازمند مواد اولیه، تجهیزات، فضای نگهداری، دستور تهیه، آموزش پرسنل و کنترل کیفیت است.
منوی مناسب باید با کانسپت کافه، مخاطب هدف، توان عملیاتی آشپزخانه یا بار و قدرت خرید مشتریان هماهنگ باشد.
گاهی یک منوی کوچک اما دقیق، با آیتمهایی که کیفیت و حاشیه سود مناسبی دارند، میتواند عملکرد بسیار بهتری از یک منوی شلوغ داشته باشد.
۶. نیروی انسانی را در آخرین مرحله به فکر نیندازید
حتی بهترین تجهیزات و زیباترین دکوراسیون هم بدون نیروی انسانی مناسب نمیتوانند یک کافه موفق بسازند.
برای هر پروژه باید از ابتدا مشخص شود که چه تعداد نیرو نیاز است، هر فرد چه وظایفی دارد، چه مهارتهایی باید داشته باشد و آموزش او چگونه انجام خواهد شد.
باریستا باید علاوه بر توانایی تهیه نوشیدنی، با تجهیزات، استانداردهای کاری و دستورهای تهیه منو آشنا باشد. نیروهای سالن نیز باید فرآیند سفارشگیری، ارتباط با مشتری و استانداردهای سرویس را بدانند.
از طرف دیگر، هزینه نیروی انسانی فقط حقوق نیست. استخدام، آموزش، بیمه، جایگزینی نیرو و زمان مدیریت کارکنان نیز بخشی از هزینه واقعی این بخش هستند.
۷. بدون برنامه مالی و بررسی بازار شروع نکنید
شاید مهمترین اشتباه، شروع یک پروژه صرفاً بر اساس علاقه به کافه و قهوه باشد.
علاقه به قهوه میتواند انگیزه خوبی برای ورود به این صنعت باشد، اما برای اداره یک کسبوکار کافی نیست.
قبل از شروع باید به پرسشهایی مانند اینها پاسخ داده شود:
مشتری اصلی کافه چه کسی است؟
رقبای منطقه چه کسانی هستند؟
میانگین قیمت محصولات در منطقه چقدر است؟
کافه قرار است چه مزیت رقابتی داشته باشد؟
سرمایه اولیه چقدر است؟
هزینههای ثابت و متغیر چقدر خواهند بود؟
چه میزان فروش برای رسیدن به نقطه سربهسر لازم است؟
اگر فروش کمتر از پیشبینی باشد، سرمایه کافی برای ادامه فعالیت وجود دارد؟
پاسخ دادن به این پرسشها قبل از شروع پروژه، میتواند بسیاری از تصمیمهای اشتباه را از همان ابتدا حذف کند.
راهاندازی کافه از کجا باید شروع شود؟
راهاندازی یک کافه موفق از خرید دستگاه اسپرسو یا انتخاب رنگ دیوارها شروع نمیشود.
ابتدا باید مدل کسبوکار مشخص شود، بازار و رقبا بررسی شوند، مشتری هدف تعریف شود، مکان مناسب انتخاب شود، منو طراحی شود و سپس بر اساس نیازهای واقعی پروژه درباره تجهیزات، طراحی، نیروی انسانی و بودجه تصمیمگیری شود.
اگر این مراحل به شکل درست و به ترتیب انجام شوند، سرمایهگذار قبل از صرف بخش عمده سرمایه خود میتواند بسیاری از مشکلات احتمالی را شناسایی کند.
در مقابل، تصمیمهای عجولانه در ابتدای پروژه معمولاً هزینهای چند برابر برای اصلاح اشتباهات ایجاد میکنند.
برای آشنایی با جزئیات مراحل، هزینهها، تجهیزات، انتخاب مکان و سایر بخشهای پروژه، میتوانید راهنمای کامل راهاندازی کافه را مطالعه کنید.
این نوع برنامهریزی بهخصوص برای افرادی اهمیت بیشتری دارد که اولین تجربه خود را در صنعت کافه و رستوران دارند و ممکن است بسیاری از جزئیات اجرایی را از قبل نشناسند.
آیا برای راهاندازی کافه به مشاور نیاز است؟
استفاده از مشاور به این معنی نیست که تمام تصمیمهای پروژه باید توسط شخص دیگری گرفته شود.
نقش یک مشاور حرفهای این است که سرمایهگذار را در تصمیمهایی که میتواند هزینه یا ریسک بالایی داشته باشد همراهی کند.
بررسی مدل کسبوکار، انتخاب مکان، طراحی منو، انتخاب تجهیزات، چیدمان بار، برآورد هزینهها، استخدام و آموزش نیروها و کنترل فرآیند اجرا از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند در یک پروژه راهاندازی کافه اهمیت زیادی داشته باشند.
تجربه پروژههای قبلی نیز در این مسیر ارزشمند است، زیرا بسیاری از مشکلات واقعی کافهداری فقط از طریق مطالعه یا مشاهده ظاهری یک کافه قابل تشخیص نیستند.
رضا پورمحمودیان، فعال حوزه کافه و صنعت خوراک و نوشیدنی، در زمینه آموزش، مشاوره و اجرای پروژههای کافه فعالیت دارد و بخشی از تجربه خود را در قالب مطالب آموزشی و تخصصی منتشر کرده است.
اگر قصد شروع یک پروژه جدید را دارید، پیش از اجاره ملک یا خرید تجهیزات میتوانید برای مشاوره راهاندازی کافه اطلاعات بیشتری دریافت کنید و شرایط پروژه را از نظر اجرایی و مالی بررسی کنید.
جمعبندی
راهاندازی کافه میتواند یک کسبوکار جذاب باشد، اما جذابیت ظاهری این صنعت نباید باعث شود تصمیمهای اقتصادی و اجرایی آن نادیده گرفته شوند.
انتخاب عجولانه ملک، خرید تجهیزات قبل از طراحی منو، اختصاص تمام سرمایه به افتتاح، توجه بیش از حد به دکوراسیون، طراحی منوی بزرگ، استخدام بدون برنامه و شروع کار بدون بررسی بازار از جمله اشتباهاتی هستند که میتوانند هزینه زیادی برای سرمایهگذار ایجاد کنند.
هرچه تصمیمهای اصلی قبل از شروع پروژه دقیقتر گرفته شوند، احتمال اینکه سرمایهگذار در مراحل بعدی مجبور به پرداخت هزینه برای اصلاح اشتباهات شود کمتر خواهد بود.
در نهایت، یک کافه موفق فقط محلی برای سرو قهوه نیست؛ یک کسبوکار است که باید از نظر بازار، مالی، عملیاتی و تجربه مشتری بهدرستی طراحی و مدیریت شود.



پیام شما به ما