قرار نیست هر مادری بعد از تولد نوزاد، همیشه شاد و سرشار از انرژی باشد. گاهی پشت خستگی، اضطراب و سکوت یک مادر، افسردگی پس از زایمان پنهان شده است؛ اما حمایت درست می‌تواند شروع مسیر بهبود باشد.

مریم مرادیان
شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۰
چگونه از فرد مبتلا به افسردگی پس از زایمان حمایت کنیم؟

تولد نوزاد معمولاً با تصویری آشنا همراه است: خانواده‌ای خوشحال، مادری که نوزادش را در آغوش گرفته و روزهایی پر از هیجان و عشق. اما واقعیت همیشه این‌طور نیست. ممکن است مادری که به‌تازگی زایمان کرده، در کنار علاقه به فرزندش، احساس غم، بی‌انرژی بودن، اضطراب، بی‌علاقگی یا ناتوانی در لذت بردن از چیزهایی داشته باشد که قبلاً برایش مهم بوده‌اند. ممکن است از دیگران فاصله بگیرد یا احساس کند از عهده نقش جدیدش برنمی‌آید.

این وضعیت به معنای «مادر بد بودن» نیست. افسردگی پس از زایمان یک مشکل واقعی سلامت روان است و می‌تواند به ارزیابی و درمان حرفه‌ای نیاز داشته باشد. سازمان جهانی بهداشت نیز بر اهمیت مراقبت از سلامت روان در دوران بارداری و پس از زایمان و ایجاد محیطی حمایتگر تأکید دارد. اما خانواده و دوستان چه کاری از دستشان برمی‌آید؟ پاسخ فقط «روحیه دادن» نیست. گاهی بهترین کمک، گوش دادن، کم کردن بخشی از کارهای روزمره، همراهی برای دریافت مراقبت حرفه‌ای و ادامه دادن حمایت در هفته‌ها و ماه‌های بعد است.

غم پس از زایمان با افسردگی پس از زایمان یکی نیست

در روزهای نخست پس از تولد نوزاد، تغییرات خلقی نسبتاً شایع‌اند. فرد ممکن است زود گریه کند، تحریک‌پذیر شود، احساس خستگی یا نگرانی داشته باشد یا خلقش مرتب تغییر کند. این وضعیت که معمولاً با عنوان Baby Blues یا «غم پس از زایمان» شناخته می‌شود، اغلب کوتاه‌مدت است. اما اگر علائم شدید باشند، ادامه پیدا کنند، رو به بدتر شدن باشند یا زندگی روزمره و عملکرد فرد را مختل کنند، باید احتمال افسردگی یا سایر مشکلات سلامت روان دوران پس از زایمان جدی گرفته شود.

افسردگی پس از زایمان ممکن است با غمگینی مداوم، از دست دادن علاقه و لذت، خستگی، اختلال خواب یا اشتها، مشکل در تمرکز، احساس بی‌ارزشی یا ناامیدی، کناره‌گیری از دیگران و دشواری در برقراری ارتباط عاطفی با نوزاد همراه باشد. در برخی افراد نیز اضطراب و نگرانی مداوم، بخش برجسته‌ای از مشکل است.

نکته مهم این است که مشکلات سلامت روان لزوماً بلافاصله بعد از تولد ظاهر نمی‌شوند. به همین دلیل، توجه به وضعیت روانی مادر نباید فقط به روزهای اول پس از زایمان محدود شود. WHO نیز بر ادامه مراقبت پس از زایمان و توجه به سلامت روان مادر تأکید کرده است.

لازم نیست اول تشخیص بدهید؛ اول حال او را بپرسید

اگر احساس می‌کنید حال یک مادر تازه‌زایمان‌کرده مثل گذشته نیست، لازم نیست خودتان تشخیص دهید که او افسردگی دارد یا نه. به‌جای گفتن «تو افسردگی پس از زایمان داری»، از چیزی که مشاهده کرده‌اید شروع کنید:

  • «مدتیه خیلی خسته و تحت فشاری. واقعاً حالت چطوره؟»
  • «به نظرم این روزها خیلی سخت می‌گذره. دوست داری درباره‌ش حرف بزنیم؟»
  • «چه چیزی این روزها بیشتر از همه اذیتت می‌کنه؟»
  • «چه کاری می‌تونم انجام بدم که امروز کمی سبک‌تر بگذره؟»

گاهی یک سؤال ساده و بدون قضاوت، فرصتی ایجاد می‌کند که فرد برای نخستین بار درباره چیزی صحبت کند که مدت‌ها پنهان کرده است. همچنین نباید فرض کنیم نزدیک‌ترین فرد، لزوماً بهترین فرد برای شروع این گفت‌وگوست. ممکن است مادر با خواهر، دوست، ماما، روان‌شناس، پزشک یا فرد دیگری احساس امنیت بیشتری داشته باشد.

با احساسات او بحث نکنید

وقتی فرد می‌گوید: «من مادر خوبی نیستم.» ممکن است اطرافیان سریع پاسخ دهند: «این‌طور نیست! تو فوق‌العاده‌ای.» نیت این جمله خوب است، اما همیشه کمک‌کننده نیست. فردی که درگیر افسردگی است ممکن است واقعاً چنین احساسی داشته باشد و پاسخ فوری اطرافیان را نوعی نادیده گرفتن تجربه خود تلقی کند. بهتر است ابتدا احساس او را بشنوید: «به نظر میاد واقعاً داری دوران خیلی سختی رو می‌گذرونی.» یا: «خوشحالم که اینو به من گفتی. لازم نیست جلوی من وانمود کنی که همه‌چیز خوبه.» این به معنای تأیید افکار منفی فرد نیست؛ یعنی شما رنج او را جدی می‌گیرید.

بهتر است از جمله‌هایی مانند این‌ها نیز فاصله بگیریم:

  • «باید از این دوران لذت ببری.»
  • «همه مادرها این مرحله رو می‌گذرونن.»
  • «فقط مثبت فکر کن.»
  • «به بچه‌ات نگاه کن، دلیلی برای ناراحتی نداری.»
  • «تو که همه‌چیز داری، چرا ناراحتی؟»

افسردگی را نمی‌توان صرفاً با نصیحت یا اراده برطرف کرد. این وضعیت قابل درمان است، اما ممکن است به حمایت و مراقبت حرفه‌ای نیاز داشته باشد.

اگر درباره افکار یا تجربه‌های اضطراب‌آور صحبت کرد، آرام بمانید

برخی افراد در دوران پس از زایمان ممکن است افکار یا تصاویر ناخواسته و اضطراب‌آوری را تجربه کنند. وجود یک فکر ناخواسته، به‌تنهایی به معنای قصد انجام آن نیست؛ بااین‌حال، اگر نگرانی جدی درباره ایمنی مادر یا نوزاد وجود دارد، موضوع باید با متخصص سلامت روان یا پزشک در میان گذاشته شود. اگر فرد چنین تجربه‌ای را با شما در میان گذاشت، واکنش شدید، سرزنش یا قطع گفت‌وگو ممکن است باعث شود در آینده از بیان مشکل خودداری کند. در عین حال، باید میان افکار ناخواسته و روان‌پریشی پس از زایمان تفاوت گذاشت.

گیجی شدید، از دست دادن تماس با واقعیت، توهم، باورهای غیرواقعی یا تغییرات بسیار شدید و ناگهانی در رفتار و خلق می‌تواند نشانه روان‌پریشی پس از زایمان باشد. این وضعیت نادر است، اما یک فوریت پزشکی محسوب می‌شود و به ارزیابی و مراقبت فوری نیاز دارد.  در چنین شرایطی نباید منتظر ماند تا مشکل خودبه‌خود برطرف شود؛ باید از خدمات اورژانسی یا نزدیک‌ترین مرکز درمانی کمک گرفت.

کمک واقعی یعنی بخشی از بار زندگی را بردارید

کمک را طوری ارائه کنید که نیاز به میزبانی نداشته باشد: «من شام رو می‌ذارم پشت در. لازم نیست ازم پذیرایی کنی.» یا: «اگر دوست داری میام و کمی از بچه مراقبت می‌کنم؛ اگر هم ترجیح میدی تنها باشی، حله.» کمک خوب، بار تازه‌ای روی دوش فرد نمی‌گذاردیکی از واکنش‌های رایج این است که به مادر بگوییم: «اگر کاری داشتی به من بگو.» این جمله مهربانانه است، اما از فردی که ممکن است همین حالا توان تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی محدودی داشته باشد می‌خواهد خودش تشخیص دهد چه کاری لازم است و چه زمانی درخواست کمک کند. کمک مشخص معمولاً کاربردی‌تر است:

  • «امشب شام میارم؛ ساعت شش مناسبه؟»
  • «فردا میام یک ساعت از بچه مراقبت می‌کنم تا کمی استراحت کنی.»
  • «این هفته خرید خونه رو من انجام می‌دم.»
  • «اگر موافقی، برای وقت پزشک همراهت میام.»
  • «من امروز لباس‌ها رو می‌شورم؛ تو لازم نیست کاری انجام بدی.»

البته کمک نباید به معنای گرفتن کنترل زندگی فرد باشد. بهتر است قبل از انجام کارهای مهم، بپرسیم چه چیزی برای او راحت‌تر است.

گاهی بهترین کمک، ایجاد فرصت برای استراحت است

خواب ناکافی، خستگی و فشار مراقبت از نوزاد می‌توانند شرایط را دشوارتر کنند. البته گفتن «فقط بیشتر بخواب» راه‌حل ساده‌ای نیست؛ والدِ نوزاد همیشه امکان استراحت کافی ندارد. خانواده می‌توانند بخشی از مسئولیت را به عهده بگیرند تا فرصت استراحت واقعی ایجاد شود:

  • بخشی از مراقبت از نوزاد را بر عهده بگیرند.
  • وعده‌های غذایی ساده فراهم کنند.
  • کارهای خانه را موقتاً تقسیم کنند.
  • رفت‌وآمدهای غیرضروری را کاهش دهند.
  • فرد را از پذیرایی از مهمان یا انجام کارهای غیرضروری معاف کنند.

WHO نیز بر حمایت از مادر، مشارکت شریک زندگی و توجه هم‌زمان به سلامت جسمی، روانی و اجتماعی در مراقبت‌های پس از زایمان تأکید دارد.

کمک نباید خودش به یک فشار تبدیل شود

گاهی اطرافیان برای کمک کردن، مرتب به خانه سر می‌زنند، توصیه می‌کنند یا درباره شیوه نگهداری از نوزاد نظر می‌دهند. اما مادری که افسرده یا مضطرب است ممکن است حتی توان پذیرایی از یک مهمان را نداشته باشد. کمک را طوری ارائه کنید که نیاز به میزبانی نداشته باشد: «من شام رو می‌ذارم پشت در. لازم نیست ازم پذیرایی کنی.» یا: «اگر دوست داری میام و کمی از بچه مراقبت می‌کنم؛ اگر هم ترجیح میدی تنها باشی، حله.» کمک خوب، بار تازه‌ای روی دوش فرد نمی‌گذارد.

مسیر دریافت درمان را ساده‌تر کنید

افسردگی پس از زایمان قابل درمان است. بسته به شدت علائم و شرایط فرد، درمان می‌تواند شامل روان‌درمانی، دارو یا ترکیبی از روش‌های درمانی باشد. انتخاب درمان باید با توجه به شرایط فرد و نظر متخصص انجام شود. برای فردی که افسرده است، حتی یک تماس تلفنی برای پیدا کردن متخصص ممکن است دشوار باشد. خانواده می‌توانند بخش‌های اجرایی را ساده‌تر کنند:

  • پیدا کردن چند گزینه برای دریافت مراقبت
  • کمک به گرفتن وقت
  • همراهی تا مرکز درمانی
  • مراقبت از نوزاد هنگام جلسه درمان
  • کمک به رفت‌وآمد
  • یادآوری وقت‌ها، در صورت تمایل فرد
  • پیگیری حال او پس از شروع درمان

بهتر است به‌جای تصمیم‌گیری به جای او، انتخاب‌ها را پیش پایش بگذاریم: «اگر موافقی، من چند گزینه پیدا می‌کنم و با هم یکی رو انتخاب می‌کنیم.»

غربالگری می‌تواند یک قدم مهم باشد

یکی از نکات مهم در مراقبت از سلامت روان پس از زایمان این است که منتظر نمانیم مشکل به مرحله‌ای برسد که زندگی روزمره را کاملاً مختل کند. افراد باید در دوران بارداری و پس از زایمان از نظر افسردگی و اضطراب با ابزارهای استاندارد و معتبر غربالگری شوند و در صورت شناسایی مشکل، مسیر مشخصی برای ارزیابی، درمان و پیگیری وجود داشته باشد. ابزارهایی مانند EPDS و PHQ-۹ از جمله ابزارهای معتبر مورد استفاده در این زمینه هستند. این پرسشنامه‌ها ابزار تشخیص قطعی برای استفاده شخصی نیستند؛ نتیجه آن‌ها باید در کنار ارزیابی بالینی متخصص تفسیر شود. اگر فردی چندین علامت افسردگی یا اضطراب را تجربه می‌کند، مراجعه به پزشک، ماما، روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند نقطه شروع مناسبی باشد.

اگر خودش کمک نمی‌خواهد، چه کنیم؟

گاهی فرد می‌گوید: «چیزی نیست.» یا: «خودم درستش می‌کنم.» اگر علائم خفیف و گذرا هستند، ممکن است حمایت و پیگیری کافی باشد. اما اگر تغییرات واضح، پایدار یا نگران‌کننده‌اند، بهتر است موضوع را نادیده نگیریم. می‌توان گفت: «لازم نیست قبول کنی که افسردگی داری. من فقط نگرانتم و دوست دارم یک متخصص هم باهات صحبت کنه.» اگر فرد شریک زندگی دارد، او نیز می‌تواند نگرانی‌هایش را با پزشک یا ارائه‌دهنده خدمات درمانی در میان بگذارد و آنچه در خانه مشاهده کرده، دقیق و بدون اغراق توضیح دهد. در عین حال، حفظ حریم خصوصی و احترام به فرد مهم است. هدف، حمایت از اوست؛ نه کنترل زندگی‌اش.

بعد از چند هفته ناپدید نشوید

توجه خانواده و دوستان معمولاً در روزهای اول پس از تولد نوزاد زیاد است و بعد کاهش پیدا می‌کند. اما مشکلات سلامت روان ممکن است مدت بیشتری ادامه داشته باشند. به همین دلیل، حمایت را به یک اتفاق یک‌باره تبدیل نکنید. گاهی یک پیام کوتاه کافی است: «امروز به یادت بودم. لازم نیست جواب بدی.» یا: «فردا خرید دارم؛ چیزی لازم داری؟» یا: «شنبه میام؛ اگر دوست داشتی کمی از بچه مراقبت می‌کنم تا استراحت کنی.» پیگیری منظم و بدون فشار برای پاسخ دادن می‌تواند نشان دهد که حمایت شما فقط مربوط به روزهای اول نیست.

فقط مادر را نبینید؛ کل خانواده را ببینید

تولد نوزاد تغییر بزرگی برای کل خانواده است و شریک زندگی نیز ممکن است تحت فشار روانی قرار بگیرد. بنابراین بهتر است مسئولیت مراقبت از نوزاد و کارهای خانه میان افراد بیشتری تقسیم شود. این تغییر ساده یک پیام مهم دارد: مراقبت از مادر، بخشی از مراقبت از نوزاد است. WHO نیز بر مشارکت شریک زندگی و خانواده و ایجاد یک تجربه پس از زایمان همراه با حمایت و اطلاعات تأکید کرده است.

چه زمانی باید کمک فوری گرفت؟

بیشتر مشکلات خلقی پس از زایمان به معنای یک وضعیت اورژانسی نیستند و با دریافت حمایت و درمان مناسب قابل مدیریت‌اند. اما برخی نشانه‌ها نیازمند اقدام فوری هستند؛ به‌ویژه وقتی فرد:

  • ارتباط خود را با واقعیت از دست داده است؛
  • به‌شدت گیج یا آشفته شده است؛
  • دچار توهم یا باورهای غیرواقعی شده است؛
  • تغییرات بسیار شدید و ناگهانی در رفتار یا خلق دارد؛
  • یا نگرانی جدی درباره ایمنی خود یا نوزاد وجود دارد.

در چنین شرایطی، منتظر وقت معمول پزشک یا بهتر شدن خودبه‌خودی نباشید. از خدمات اورژانسی یا نزدیک‌ترین مرکز درمانی کمک بگیرید. روان‌پریشی پس از زایمان یک وضعیت اورژانسی است و نیازمند ارزیابی فوری است.

چند کار ساده که می‌تواند واقعاً کمک‌کننده باشد

اگر بخواهیم این توصیه‌ها را خلاصه کنیم:

  • بپرسید، اما قضاوت نکنید.  به‌جای «چرا خوشحال نیستی؟» بپرسید «این روزها واقعاً چه حسی داری؟»
  • بیشتر گوش کنید تا نصیحت کنید.  قرار نیست تمام مشکلات را در یک گفت‌وگو حل کنید.
  • احساسات او را کوچک نکنید.   «همه مادرها خسته‌اند» لزوماً کمک‌کننده نیست.
  • کمک مشخص پیشنهاد دهید.  غذا، خرید، نظافت، مراقبت از نوزاد یا همراهی برای مراجعه پزشکی.
  • برای استراحت او فرصت ایجاد کنید.  استراحت را فقط توصیه نکنید؛ در ایجاد فرصت آن کمک کنید.
  • مسیر دریافت درمان را ساده‌تر کنید.  پیدا کردن متخصص و گرفتن وقت ممکن است برای فرد افسرده دشوار باشد.
  • بعد از شروع درمان هم پیگیر بمانید.  بهبود ممکن است فوری نباشد و فرد به حمایت مداوم نیاز داشته باشد.
  • علائم شدید و غیرمعمول را جدی بگیرید.  در شرایط اورژانسی، منتظر نمانید و کمک فوری بگیرید.

مهم‌ترین نکته: قرار نیست شما درمانگر او باشید

دوست، همسر، خواهر، مادر یا هر عضو دیگری از خانواده نمی‌تواند جای متخصص سلامت روان را بگیرد. اما می‌تواند کاری بسیار مهم انجام دهد: تنها نگذارد. افسردگی پس از زایمان نشانه ضعف یا «مادر بد بودن» نیست و نباید انتظار داشت فرد صرفاً با «قوی بودن» از آن عبور کند. شناسایی زودهنگام، دسترسی به مراقبت حرفه‌ای و حمایت اجتماعی می‌توانند نقش مهمی در روند بهبود داشته باشند. WHO نیز بر ایجاد محیطی تأکید می‌کند که زنان بتوانند بدون ترس از قضاوت درباره مشکلات سلامت روان خود صحبت کنند. برای اطرافیان، شاید مهم‌ترین تغییر این باشد که به‌جای پرسیدن «چطور حالش را خوب کنیم؟»، سؤال دیگری بپرسیم: «چطور می‌توانیم بخشی از باری را که الان به‌تنهایی حمل می‌کند، از دوشش برداریم؟» گاهی پاسخ، یک گفت‌وگوی صمیمانه است. گاهی یک وعده غذا، چند ساعت مراقبت از نوزاد، همراهی تا مطب یا یک پیام ساده در روزی سخت و گاهی مهم‌ترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که به او نشان دهیم برای دریافت کمک، لازم نیست ابتدا ثابت کند که «مادر خوبی» است.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها