موج فزاینده حیوان‌دوستی در شهرهای ایران، پرسشی جدی پیش روی ما گذاشته است: مرز «احسان به حیوان» و «رعایت حق انسان» کجاست؟ آیا نیت خیر می‌تواند نادیده گرفتن حقوق عمومی را توجیه کند؟

ابوالقاسم شکوری
دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۶
گربه‌های کافه‌نشین و حقوق عمومی؛ دین چه می‌گوید؟

عصر یک روز تعطیل، فضای باز کافه‌ای شلوغ، گوشه‌ای از پارک یا پیاده‌روی یک مجتمع مسکونی را تصور کنید. فردی ظرفی از غذای خشک یا باقی‌مانده غذای خانگی را مقابل چند گربه می‌گذارد؛ گربه‌هایی که ظاهراً به این ضیافت روزانه عادت کرده‌اند. از نگاه او، این کار نشانه مهربانی با مخلوقات خداست؛ اما همان صحنه برای همسایه‌ای که از بوی پسماند آزرده می‌شود، خانواده‌ای که درباره پاکیزگی محیط بازی کودک خود نگرانی دارد یا شهروندی که تجمع حیوانات را مزاحم می‌داند، معنای دیگری پیدا می‌کند.

مناقشه، درست از همین‌جا آغاز می‌شود: آیا نیت مهربانانه برای اخلاقی و مشروع بودن یک رفتار کافی است؟ یا انسان در برابر نتایج قابل پیش‌بینی رفتار خود نیز مسئول است؟

در منطق اسلام، حیوان موجودی بی‌ارزش و صرفاً در خدمت انسان نیست. قرآن حیوانات را «امت‌هایی همانند شما» معرفی می‌کند: «وَما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَلا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ» (انعام:۳۸). این آیه مستقیماً درباره غذا دادن به حیوانات سخن نمی‌گوید، اما نگاه مؤمن را از بی‌اعتنایی و خشونت نسبت به دیگر جانداران دور می‌کند. سیراب کردن حیوان تشنه، سیر کردن حیوان گرسنه و پرهیز از آزار بی‌دلیل او، با روح رحمت اسلامی سازگار است.

اما اسلام فقط دین احسان نیست؛ دین عدالت و مسئولیت نیز هست. قرآن این دو را کنار یکدیگر قرار می‌دهد: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسانِ» (نحل:۹۰). این همراهی معنادار است: احسان زمانی فضیلت کامل است که از مرز عدالت عبور نکند. نمی‌توان به نام نیکی به یک مخلوق، هزینه‌ای ناخواسته بر دیگران تحمیل کرد و همچنان رفتار خود را بدون قیدوشرط «کار خیر» نامید.

در اینجا قاعده مشهور «لاضرر» اهمیت پیدا می‌کند: «لَا ضَرَرَ وَلَا ضِرَارَ» (الکافی، ج۵، ص۲۹۲). این قاعده در فقه امامیه، یکی از مبانی مهم مواجهه با رفتارها و موقعیت‌های زیان‌بار است. البته معنای آن این نیست که هر ناراحتی جزئی، هر ترس شخصی یا هر مخالفت سلیقه‌ای فوراً عنوان «ضرر شرعی» پیدا می‌کند. باید میان احساس ناخوشایند، ایجاد مزاحمت، احتمال عقلایی ضرر، تحقق زیان و تضییع حق دیگران تفاوت گذاشت. حکم هر وضعیت نیز به شدت، تداوم، عرف محل و رابطه میان رفتار و پیامد آن وابسته است.

اگر غذادهی بی‌ضابطه به گربه‌های ولگرد، باعث بوی نامطبوع، کثیفی محسوس، جلب جانوران موذی مثل سوسک و ...، انتقال عفونت انگلی توکسوپلاسموز و تهدید سلامت زنان باردار یا ایجاد خطری شود که متخصصان آن را قابل اعتنا می‌دانند، آنگاه این مساله، تحت حاکمیت قاعده «لا ضرر» شمرده می‌شود. در این صورت عامل رفتار نمی‌تواند با تکیه بر نیت خیر، مسئولیت خود را نادیده بگیرد.

همچنین اگر کسی به بهانۀ دلسوزی و مهربانی با حیوانات، غذایی را در مشاعات مسکونی رها کند و بدون جمع‌آوری ظرف و پسماند محل را ترک کند و این رفتار او مزاحمت قابل توجهی برای همسایگان ایجاد کند، این دیگر احسان نیست، آزار نارواست.

البته ممکن است غذایی در نقطه‌ای مناسب، با رضایت ساکنان و بدون باقی گذاشتن آلودگی گذاشته شود و هیچ ضرر قابل اعتنایی پدید نیاورد. در چنین وضعی، نمی‌توان صرف علاقه نداشتن یک فرد به گربه‌ها را دلیل کافی برای نامشروع دانستن رفتار دیگران شمرد. حق‌الناس مفهومی جدی است؛ نباید آن را به ابزاری برای تحمیل سلیقه شخصی تبدیل کرد، همان‌گونه که نباید با نام حیوان‌دوستی از کنار حق همسایگان گذشت.

صورت دوم، حضور و غذادهی به گربه‌ها در کافه‌ها و رستوران‌هاست. مسئولیت مدیر یک مرکز عرضه غذا سنگین‌تر است؛ زیرا مشتری با اعتماد به رعایت ضوابط بهداشتی وارد آنجا می‌شود. حضور حیوان به‌خودی‌خود اثبات‌کننده انتقال بیماری نیست؛ اما اگر حیوان روی میز و صندلی پذیرایی قرار گیرد، به فضای آماده‌سازی غذا وارد شود یا ضوابط رسمی بهداشتی نادیده گرفته شود، دیگر نمی‌توان موضوع را صرفاً «سلیقه متفاوت» دانست. اگر احتمال زیان به‌صورت عقلایی و تخصصی احراز شود، کافه‌دار موظف به پیشگیری است؛ و اگر بر اثر تقصیر، خسارتی محقق و رابطه سببیت اثبات شود، مسئله ضمان نیز مطرح خواهد شد.

حقوق موضوعه نیز نسبت به آسیب ناشی از سهل‌انگاری و تهدید بهداشت عمومی بی‌تفاوت نیست. ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی، تهدید علیه بهداشت عمومی را جرم‌انگاری کرده است؛ بنابراین نمی‌توان مقررات عمومی را به نام جذابیت تجاری یا بازاریابی احساسی کنار گذاشت.

در برابر این دو وضعیت، راه سومی نیز وجود دارد: مهربانی مسئولانه. غذادهی در محل مناسب، رعایت حقوق ساکنان و صاحبان مکان، جمع‌آوری ظرف و پسماند، هماهنگی با نهادهای مسئول و سپردن امور تخصصی به افراد واجد صلاحیت، می‌تواند میان شفقت به حیوان و حق مردم تعادل برقرار کند. چنین رفتاری نه حیوان را به وسیله‌ای برای نمایش عاطفه تبدیل می‌کند و نه آسایش دیگران را بهای مهربانی خود می‌سازد.

مسئله، انتخاب میان احسان مسئولانه و احساس‌گرایی بی‌ضابطه است. دین از ما نمی‌خواهد نسبت به حیوان گرسنه بی‌رحم باشیم، اما اجازه هم نمی‌دهد هزینه مهربانی خود را بی‌رضایت از جیب آسایش، سلامت یا حق دیگران بپردازیم.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها