بارداری منحصر به نه ماه تغییر در اندازه شکم، افزایش وزن و نوسان هورمونها نیست. در این دوره، یکی از پیچیدهترین اندامهای بدن یعنی مغز هم وارد مرحلهای از تغییر و سازگاری میشود؛ تغییری که آنقدر گسترده است که پژوهشگران میتوانند آن را با تصویربرداری مغزی مشاهده کنند.
اما چندی است جملهای در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود: «مغز مادر در بارداری کوچک میشود.» جملهای که اگرچه از نظر علمی ریشه در یک یافته واقعی دارد، اما میتواند تصویری اشتباه ایجاد کند؛ انگار بارداری بخشی از مغز را از بین میبرد یا تواناییهای ذهنی مادر را کاهش میدهد!
در حالیکه واقعیت پیچیدهتر و بسیار جذاب است. پژوهشها نشان میدهند در دوران بارداری، حجم ماده خاکستری و ضخامت قشر مغز در بخشهای گستردهای کاهش پیدا میکند؛ در مقابل، برخی ویژگیهای ماده سفید افزایش مییابد و ارتباطات عصبی نیز دستخوش تغییر میشوند. به بیان سادهتر، مغز لزوماً «کم» نمیشود؛ بلکه «دوباره سازماندهی میشود».
«کوچکشدن مغز» دقیقاً یعنی چه؟
برای فهم این یافته ابتدا باید بدانیم ماده خاکستری چیست. ماده خاکستری بخشهایی از مغز را تشکیل میدهد که سلولهای عصبی و ارتباطات میان آنها در آن قرار دارند. وقتی پژوهشگران از کاهش حجم ماده خاکستری صحبت میکنند، منظورشان این نیست که سلولهای مغزی در حال نابودیاند یا مغز آسیب دیده است.
مطالعهای که در سال ۲۰۲۴ در مجله Nature Neuroscience منتشر شد، برای نخستینبار تغییرات مغز یک زن را تقریباً بهصورت لحظهبهلحظه در طول بارداری دنبال کرد. این پژوهش از ۲۶ نوبت تصویربرداری MRI استفاده کرد؛ از سه هفته پیش از بارداری تا دو سال پس از زایمان. نتیجه، تصویری بسیار پویا از مغز در دوران بارداری بود.
پژوهشگران دریافتند حجم ماده خاکستری و ضخامت قشر مغز در طول بارداری بهطور گسترده کاهش پیدا میکند. این کاهش در بسیاری از شبکهها و نواحی مغز دیده شد و با افزایش هورمونهای بارداری، بهویژه استرادیول و پروژسترون، ارتباط داشت.
اما اینجا همان نقطهای است که باید مراقب تفسیرهای سادهانگارانه باشیم: کاهش حجم با آسیب مغزی یکی نیست.
مغز مادر در حال تخصصیشدن است
یکی از توضیحهای مهم برای این تغییرات، مفهوم «انعطافپذیری عصبی» یا Neuroplasticity است؛ یعنی توانایی مغز برای تغییر ساختار و عملکرد خود در پاسخ به شرایط جدید.
بارداری یکی از بزرگترین تغییرات فیزیولوژیک زندگی یک زن است. سطح برخی هورمونها بهشدت بالا میرود و بدن باید خود را برای زایمان، مراقبت از نوزاد و پاسخ به نیازهای جدید آماده کند. مغز نیز از این فرایند جدا نیست.
در واقع، ممکن است بخشی از این تغییرات شبیه بازآرایی یک شبکه باشد: بعضی ارتباطها تقویت میشوند، بعضی مسیرها تغییر میکنند و برخی بخشها تخصصیتر میشوند. بنابراین، کاهش ماده خاکستری را نمیتوان بهتنهایی نشانه بدترشدن عملکرد مغز دانست.
این فرایند دقیقاً شبیه به هرس کردن درخت است؛ شاخههای اضافی کوتاهتر میشوند تا شاخههای اصلی و کاربردیتر بهتر رشد کنند (فرایندی که در علم اعصاب به آن Syncaptic Pruning یا هرس سیناپسی میگویند).
طبق مقاله نیچر، در حالی که حجم ماده خاکستری و ضخامت قشر مغز در دوران بارداری کاهش پیدا میکرد، یک ویژگی مهم در ماده سفید مغز افزایش یافت: یکپارچگی میکروساختاری ماده سفید بیشتر شد. ماده سفید را میتوان تا حدی مانند شبکهای از مسیرهای ارتباطی تصور کرد که بخشهای مختلف مغز را به یکدیگر متصل میکند.
پس تصویر کامل، فقط «کاهش» نیست؛ همزمان، تغییرات متفاوتی در بخشهای مختلف مغز اتفاق میافتد.
پژوهشهای جدید نشان میدهند مغز زنان در دوران بارداری دستخوش تغییرات ساختاری و بازسازماندهی گستردهای میشود؛ فرآیندی پویا که بر خلاف باورهای رایج در فضای مجازی، به معنای آسیب یا کاهش هوش نیست، بلکه آمادگی مغز برای مادری را رقم میزند
مغز چطور پس از زایمان بازسازی میشود؟
پژوهش منتشرشده در نشریه رسمی موسسات ملی سلامت آمریکا (NIH Research Matters) نیز نشان میدهد که حجم ماده خاکستری و ضخامت قشر مغز در دوران بارداری کاهش یافت و پس از زایمان تا حدی به وضعیت قبلی بازگشت. این تغییرات در بیشتر قشر مغز و بسیاری از شبکههای بزرگ مغزی مشاهده شد.
اما نکته جالبتر این بود که ماجرا به ماده خاکستری محدود نمیشد. طبق همین گزارش، یکپارچگی ماده سفید در دو سهماهه نخست و دوم بارداری افزایش پیدا کرد و پس از زایمان دوباره به سطح پایه برگشت. حجم مایع مغزینخاعی و بطنهای مغز نیز در بخشهایی از بارداری افزایش یافت و پس از زایمان کاهش پیدا کرد.
این یعنی مغز در دوران بارداری یک وضعیت ثابت ندارد؛ بلکه مانند یک سیستم پویا، در حال تغییر، سازگاری و سپس بازتنظیم است.
آیا این تغییرات برای مادر شدن مفیدند؟
هنوز نمیتوان با قطعیت گفت هر تغییر ساختاری دقیقاً چه اثر رفتاری دارد. پژوهشگران معتقدند این تغییرات میتوانند بخشی از سازگاری مغز با مرحله جدید زندگی باشند، اما نباید از یک اسکن مغزی مستقیماً به نتیجهای درباره بهتر یا بدترشدن تواناییهای شناختی رسید.
با این حال، یافتهها با مجموعهای از پژوهشهای قبلی درباره تغییرات مغز در دوران گذار به مادری همراستا هستند. برخی مطالعات پیشین نیز تغییرات ماده خاکستری را پس از بارداری، بهخصوص در نواحی مرتبط با پردازش اجتماعی و درک وضعیت ذهنی دیگران، گزارش کرده بودند. مقاله نیچر اشاره میکند که برخی از این تغییرات حتی سالها پس از زایمان قابل مشاهده بودهاند.
این موضوع یک احتمال جذاب را مطرح میکند: شاید مغز مادر برای مواجهه با مجموعهای کاملاً جدید از محرکها و نیازها، خود را بازتنظیم میکند؛ از تشخیص نشانههای نوزاد گرفته تا توجه به نیازهای او و پردازش بهتر اطلاعات اجتماعی.
پس علت حواسپرتیهای بارداری چیست؟
فراموشکردن قرارها، گمکردن وسایل، حواسپرتی یا دشواری در تمرکز در دوران بارداری تجربهای است که بسیاری از زنان درباره آن صحبت میکنند. اما نباید این تجربهها را مستقیماً به کاهش ماده خاکستری نسبت داد.
به عبارت دیگر، اسکن مغز به ما میگوید ساختار در حال تغییر است؛ اما بهتنهایی نمیگوید مادر چه میزان باهوشتر یا کمهوشتر شده است.
اما این پایان داستان نیست
آنچه پژوهشها نشان میدهند، بیشتر شبیه یک بازسازی گسترده است. مغز در برابر موج عظیم تغییرات هورمونی و نیازهای تازه زندگی، ساختار و ارتباطات خود را تغییر میدهد. همزمان با کاهش ماده خاکستری، تغییراتی در ماده سفید، مایع مغزینخاعی و سایر شاخصهای مغزی رخ میدهد.
گزارش دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا نیز این یافتهها را نشانهای از Neuroplasticity یا انعطافپذیری چشمگیر مغز در بزرگسالی میداند؛ یعنی مغز حتی در بزرگسالی نیز میتواند در پاسخ به یک تغییر بزرگ زندگی، خود را بازآرایی کند.
شاید بنابراین بهتر باشد به جای اینکه بگوییم «مغز مادر کوچک میشود»، بگوییم: مغز در بارداری خودش را برای یک زندگی تازه آماده میکند.
این تفاوت در بیان، فقط بازی با کلمات نیست؛ تفاوت میان تصور «از دست دادن» و درک یک فرایند پیچیده زیستی است. بارداری همانطور که بدن را دگرگون میکند، مغز را هم وارد مرحلهای از بازسازماندهی میکند؛ مرحلهای که علم تازه شروع به فهمیدن ابعاد آن کرده است.



پیام شما به ما