القای ناامیدی، بزرگ‌ترین سلاح جنگ روانی نظام استکبار است؛ دشمن متجاوز آمریکایی با این راهبرد می‌کوشد ملت‌ها را پیش از شکست در میدان، در باور و اراده شکست دهد. برای خنثی‌سازی جنگ روانی دشمن، باید شگردهای او در یأس‌آفرینی را بشناسیم.

ابوالقاسم شکوری
دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۱
ترفندهای نظام استکبار برای القای ناامیدی

جنگی که از نهم اسفند ۱۴۰۴ با حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز شد، پس از آتش‌بس شکنندۀ فروردین و تفاهم‌نامۀ خرداد، از هفدهم تیر عملاً از سر گرفته شد؛ ۱۴ شب پیاپی بمباران، تهدید علنی زیرساخت‌ها و پل‌ها، و در سوی دیگر پاسخ موشکی و پهپادی به پایگاه‌ها و مراکز آمریکایی در اربیل، اردن، کویت و بحرین.

دیروز خبر رسید که آمریکا حملات تازه را «متوقف» کرده، اما گزارش‌های میدانی از ادامۀ درگیری حکایت داشت. این تناقض، خودش نخستین سرنخ است: امروز میدان اصلی نبرد، فقط آسمان و پدافند نیست؛ ذهن و روحیۀ مردم است.

درگیری‌هایی که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و با وجود آتش‌بس‌های مقطعی و تفاهم‌های سیاسی ادامه یافت، صرفاً تبادل آتش میان دو طرف نبود. همزمان با حملات نظامی، سیلی از اخبار، تحلیل‌ها، شایعات و روایت‌های متناقض فضای رسانه‌ای را پر کرد. یک روز خبر از توقف حملات منتشر می‌شود و ساعاتی بعد گزارش‌هایی از ادامۀ درگیری به گوش می‌رسد. این تناقض‌ها تصادفی نیست؛ زیرا امروز یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد، افکار عمومی و روحیۀ ملت‌هاست.

ترفند اول: بزرگ‌نمایی دشمن، کوچک‌نمایی خود

روایت غالب رسانه‌های فارسی‌زبان بیرون، بر نابرابری مطلق قوا تأکید می‌کند تا نتیجه بگیرد مقاومت بی‌معناست. قرآن اما معادلۀ دیگری ترسیم می‌کند: «چه گروه‌های کم‌تعدادی بوده‌اند که به‌خواست خدا، بر گروه‌های پرتعداد پیروز شده‌اند.»» (بقره: ۲۴۹). این انکار واقعیات و دعوت به خیال‌بافی نیست. واقع‌بینی یعنی هم قدرت دشمن را بشناسیم و هم ظرفیت‌های خود را دست‌کم نگیریم. بزرگ‌ترین پیروزی جنگ روانی دشمن زمانی رخ می‌دهد که ملت، پیش از آنکه در میدان شکست بخورد، در ذهن خود احساس شکست کند.

ترفند دوم: تولید ترس سازمان‌یافته

بخش مهمی از اقدامات نظامی دشمن، بیش از آنکه اثر عملیاتی داشته باشد، برای ایجاد هراس طراحی می‌شود؛ آرایش نیرو، نمایش ناوهای جنگی، اعلام فهرست اهداف، انتشار تصاویر بمب‌افکن‌ها، شمارش شب‌های حمله و تهدیدهای پی‌درپی، همگی ابزارهایی برای ساختن «احساس شکست» هستند. فرماندهان ارشد ما هم بارها گفته‌اند که استقرار ناوهای آمریکا در خلیج فارس «جنگ روانی برای ساختن حس جنگ قریب‌الوقوع» است.

قرآن کریم این روش را چنین توصیف می‌کند:

«آن نیروی نفوذی دشمن که می‌خواست شما را از سپاه دشمن بترساند، شیطانِ به‌تمام‌معنا بود! اگر ایمانتان واقعی است، از سپاه دشمن نترسید؛ بلکه تنها از من حساب ببرید.» (آل عمران: ۱۷۵).

ترس، اگر از حد طبیعی عبور کند، قدرت تحلیل را از انسان می‌گیرد و او را به تصمیم‌های شتاب‌زده وادار می‌کند. به همین دلیل، ایجاد رعب، گاه از شلیک موشک نیز مؤثرتر است.

ترفند سوم: تبدیل فشار معیشتی به استدلال ناامیدی
تحریم‌های بازگشتۀ شورای امنیت همچنان فعال است، مذاکرات هسته‌ای معلق مانده و آمارها از تورم نقطه‌به‌نقطۀ بالای هشتاد درصد در بازۀ خرداد و دلارِ حدود ۱۹۲ هزار تومان در نخستین روز مرداد خبر می‌دهند. این رنج واقعی است و انکارش خودْ خدمت به دشمن است؛ اما ترفند آنجاست که این رنج به «برهان بی‌فایدگی ایستادگی» ترجمه شود.

قرآن کریم درباره وعده‌های فریبندۀ شیطان می‌فرماید:

«شیطان وعدۀ پوچ به آن‌ها می‌دهد و در دام آرزو گرفتارشان می‌کند؛ حال آنکه وعده‌هایش همه گول‌زننده است.» (نساء: ۱۲۰)

تهدید به فقر و وعدۀ رفاه در ازای تسلیم، دو روی یک سکه‌اند. تجربۀ تاریخی نشان داده است که دولت تروریستی آمریکا هرگاه در مذاکرات امتیازی گرفته‌اند، مطالبات خود را متوقف نکرده‌اند؛ بلکه آن را به سکوی مطالبات جدید تبدیل کرده‌اند. بنابراین، نباید میان پذیرش مشکلات واقعی و نتیجه‌گیری‌های القایی دشمن خلط کرد.

ترفند چهارم: بی‌اعتبارسازی وعده و آینده

شاید کهن‌ترین نمونۀ جنگ روانی در قرآن، ماجرای جنگ احزاب باشد. هنگامی که مسلمانان در محاصرۀ کامل قرار گرفتند، منافقان گفتند: «آن وعده پیروزی که خدا و رسولش به ما داده بودند، وعده سر خرمن بود!» (احزاب: ۱۲).

از آن طرف، مسلمانان واقعی تا دشمنان همدست را دیدند، گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده بودند و خدا و رسولش هم راست گفته‌اند» (احزاب: ۲۲).

نکتۀ مهم آن است که هر دو گروه، یک واقعیت میدانی را می‌دیدند؛ محاصره، کمبود امکانات و فشار دشمن. تفاوت در «اطلاعات» نبود، بلکه در «تفسیر» بود. جنگ روانی، پیش از آنکه جنگ بر سر اخبار باشد، جنگ بر سر تفسیر اخبار است.

راه‌های خنثی کردن این ترفندها

نخست، باید میان «تحلیل» و «تلقین» تفاوت گذاشت. هر خبر یا تحلیلی که ناامیدی تولید می‌کند، دست‌کم سه پرسش را باید پاسخ دهد: منبع آن چیست؟ چه کسی از انتشار آن سود می‌برد؟ آیا منابع مستقل نیز آن را تأیید کرده‌اند؟ در فضای آکنده از شایعات، سرعت انتشار خبر نباید جای دقت در صحت آن را بگیرد.

دوم، صبر فعال و هوشمندانه است. صبر در فرهنگ قرآن و روایات، به معنای انفعال یا دست روی دست گذاشتن نیست؛ بلکه به معنای استقامت همراه با اقدام است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند:

«وَاسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَی إِلَی النَّصْرِ»؛ صبر را همچون جامۀ زیرین وجود خود قرار دهید؛ زیرا بیش از هر چیز، انسان را به پیروزی نزدیک می‌کند. (نهج‌البلاغه، خطبۀ ۲۶)

شارحان نهج‌البلاغه توضیح داده‌اند که تعبیر «استشعار» از «شِعار» به معنای لباس زیرین گرفته شده است؛ یعنی صبر باید به خصلتی درونی تبدیل شود، نه رفتاری ظاهری و موقت. (پیام امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام، ج۲، ص۱۲۱ـ۱۳۰)

سوم، بازگشت به منطق قطعی قرآن دربارۀ ناامیدی است. قرآن، یأس را صرفاً یک حالت روانی نمی‌داند، بلکه انحرافی در نگاه توحیدی معرفی می‌کند:

«از گشایش و رحمت خدا ناامید نشوید که فقط مردم بی‌دین از گشایش و رحمت خدا ناامید می‌شوند.» (یوسف: ۸۷)

یادمان باشد تا دمشن ذهن‌ها را اشغال نکند نمی‌تواند سرزمین‌مان را تصرف کند. هرگاه امید، اعتماد و ارادۀ یک ملت فروبپاشد، حتی بدون پیروزی نظامی نیز بخش مهمی از اهداف دشمن تأمین شده است. از همین رو، حفظ امید، نوعی مقاومت عقلانی و ایمانی در برابر راهبردی است که می‌کوشد پیش از شکست در میدان، ملت‌ها را در ذهن خود شکست‌خورده نشان دهد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها