جنگ تحمیلی رمضان یک عملیات احیای موفق برای قلب تپندۀ جامعۀ ایران بود. طعم عزتی که امروز در کام ملت نشسته، گرانبهاترین سرمایه برای ترمیم زخمهای گذشته است. اگر با هوشمندی، این شادی مشترک را به عنوان کانون وفاق ملی تعریف کنیم و با تمسک به حبلالله دست در دست هم دهیم، هیچ قدرت خارجی و هیچ فتنۀ داخلی نخواهد توانست این دژ مستحکم را فرو بریزد.
آتشبس دوهفتهای در جنگ رمضان، به معنای پایان نبرد با محور صهیونیستی-آمریکایی نیست. دشمن پیمانشکن همواره منتظر است تا با مشاهدۀ انفعال و عقبنشینی جامعه، توافق را نقض کند. این گزارش نشان میدهد که چرا حضور آگاهانه و باصلابت مردم در خیابانها، در قالب مفهوم استراتژیک «رباط شهری»، بزرگترین سد در برابر جنگ شناختی دشمن و ضامن قطعی بقای این آتشبس است.
عملیات ۴۸ ساعتۀ آمریکا برای نجات خلبانش در کوههای زاگرس که به نابودیِ نیممیلیارد دلار تجهیزات و خودزنیِ حقارتبارِ کماندوهای زبده ختم شد، فراتر از یک شکست نظامی است. این واقعه، تجلی عینیِ نبردِ باستانیِ «داوود و جالوت» و تحققِ دوبارۀ معجزۀ طبس است. در این مقاله میخوانیم که چگونه یک «برنوی» ساده، هیمنۀ مدعیترین ارتش تکنولوژیک دنیا را به سخره میگیرد.
در ماه رمضان امسال، با حمله جنایتکارانه آمریکا و صهیونیستها به ایران اسلامی، جنگی با عنوان جنگ رمضان آغاز شد. عنوان «جنگ رمضان» تنها یک نام نیست؛ بلکه نشانه لحظههایی است که در آن ایمان، اراده و اتحاد، باید در برابر فشار و توطئه و جنایات مهاجمین دوام بیاورد. اما در چنین نبردی، دشمن فقط با سلاح پیش نمیآید؛ گاهی از مسیر روان، گاهی از راه تصمیمهای نابههنگام و گاهی با دستکاری حقیقت وارد میشود.


