جنگها، با تمام ویرانگری و خشونتی که در ذات خود دارند، گاهی کارکردی شگرف در کالبدشکافی و سپس ترمیم روان یک ملت ایفا میکنند. تقابل اخیر و پیروزی تاریخی امت مبعوثشدۀ ایران در برابر تجاوز آشکار محور صهیونیستی-آمریکایی، تنها یک دستاورد نظامی یا ژئوپلیتیک نبود؛ بلکه بهمثابۀ یک شوک احیاگر، الکترودهای خود را بر قلب جامعۀ ایرانی قرار داد تا ضربان کُندشدۀ «انسجام ملی» را به حالت طبیعی بازگرداند. این رویداد فرصتی بینظیر برای بازسازی و ترمیم گسستهای اجتماعی در سایۀ تمسک به «حبلالله» فراهم آورده است.
برای تحلیل درست، ابتدا باید واقعبین باشیم. جامعۀ ما پیش از این کارزار، درگیر نوعی فرسایش اجتماعی و دوقطبیهای کاذب بود. بحثهای تند در فضای مجازی، فاصلههای طبقاتی و برخی ناکارآمدیها، باعث شده بود تا آدمها در حوزههایی از یکدیگر دور شوند. اتاق فکرهای دشمن نیز دقیقاً روی همین گسلها سرمایهگذاری کردند و با یک خطای محاسباتی بزرگ، تصور نمودند جامعۀ ایرانی از درون فروپاشیده و آمادۀ تسلیم است.
عزت ملی؛ کاتالیزور پیوند قلبها
اما یک اصل مهم در جامعهشناسی دینی وجود دارد: وقتی پای موجودیت، شرف و عزت یک ملت در میان باشد، اختلافات داخلی رنگ میبازند و به حاشیه میروند. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در توصیف پیوند مؤمنان میفرمایند: «المؤمنون کالنفس الواحدة»؛ مؤمنان مانند یک پیکر واحدند (تفسیر ابوالفتوح، ج۲، ص۴۵۰) این پیکر واحد، شاید در روزمرگیها دچار کرختی شود یا اعضای آن با هم ناهماهنگ عمل کنند، اما هنگام تهاجم یک ویروس بیگانه، تمام گلبولهای سفید آن برای دفاع متحد میشوند. وقتی جوانی که شاید تا دیروز منتقد سرسخت بسیاری از رویههای داخلی بود، با چشمان خود میبیند که پیشرفتهترین تکنولوژیهای نظامی جهان در برابر ارادۀ کشورش زمینگیر شده است، ناخودآگاه احساس غرور میکند.
این غرور، درمانگر کینههاست. چشیدن طعم این عزت الهی، اثر وضعی دارد؛ غبار کدورتها را میشوید و آدمها را به هم نزدیک میکند. در این لحظات ناب تاریخی، دیگر کسی نمیپرسد که تو به چه جناحی وابستهای یا ظاهر و سلیقۀ تو چقدر با استانداردهای رسمی همخوان است؛ همه زیر چتر بزرگتری به نام «ایران استوار» و «جبهۀ حق» جمع میشوند.
قرآن کریم این تغییر حال و نزدیک شدن قلبها را مستقیماً کار خداوند میداند و میفرماید: «لَو أَنفَقتَ ما فِی الأَرضِ جَمیعًا ما أَلَّفتَ بَینَ قُلوبِهِم وَلٰکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَینَهُم» اگر تمام آنچه را در زمین است خرج میکردی نمیتوانستی میان دلهایشان الفت ایجاد کنی، اما خداوند میان آنها الفت برقرار کرد (سوره انفال:آیه ۶۳). این الفت الهی، در واقع پاداش ملتی است که در برابر مستکبران ایستادگی کرده و ترس را کنار گذاشته است.
چنگ زدن به ریسمان الهی در کف خیابان
خداوند در قرآن دستور میدهد: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»؛ و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید (آلعمران:۱۰۳). مفسران بزرگ، حبلالله را به قرآن، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و ائمه اطهار علیهمالسلام تفسیر کردهاند. اما نمود اجتماعی و سیاسی این تمسک چیست؟
نمود آن، همین ایستادگی دستهجمعی و مؤمنانه در برابر جبهۀ باطل است. وقتی ملت ایران با تمام تنوع سلایق، حول محور دفاع از حق، استکبارستیزی و حمایت از مظلومان متحد میشوند، در واقع به همان ریسمان الهی چنگ زدهاند. این ریسمان، ظرفیت و کشش آن را دارد که تمام گسستهای قومی، طبقاتی و نسلی را بدوزد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله با استفاده از همین ریسمان الهی، توانست قبایل کینهتوز اوس و خزرج را که سالها درگیر خونریزی بودند، در مدینه به برادرانی جانبرکف تبدیل کند. امروز نیز، همان نسخۀ نبوی قابل اجراست.
از هیجان خیابان تا نهادینهسازی همدلی
برای تثبیت این انسجام، باید مکتب امامان معصومین علیهمالسلام را در حوزۀ «مدارا» و «مواسات» بهطور جدی پیاده کرد. ما نیازمند یک گذشت عمومی در حوزۀ روابط اجتماعی هستیم. کسانی که در دوران التهابات گذشته رودرروی هم قرار گرفتند، اکنون در سایۀ این پیروزی عظیم باید به یکدیگر دست برادری بدهند. اهل بیت علیهمالسلام همواره بر «اصلاحِ ذاتالْبَیْن» (رفع کدورتها) بهعنوان بالاترین فضیلتِ اجتماعی تأکید داشتند. امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ إِصْلَاحٌ بَیْنَ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبٌ بَیْنَهُمْ إِذَا تَبَاعَدُوا»؛ صدقهای که خداوند آن را دوست دارد، اصلاح میان مردم است هنگامی که رابطهشان تیره شده، و نزدیک کردن آنها به یکدیگر است هنگامی که از هم دور شدهاند. (مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج ۱، ص ۳۹۷)
رسیدن به این سطح از انسجام، البته نیازمند بلوغ فکری نخبگان، رسانهها و تودۀ مردم است. ما باید بپذیریم که پس از فروکش کردن غبار جنگ، مشکلات اقتصادی و کاستیهای ساختاری همچنان وجود دارند. معجزۀ پیروزی، تورم را یکشبه صفر نمیکند؛ اما «سرمایۀ اجتماعی» لازم برای حل این بحرانها را فراهم میآورد.
سخن پایانی
پیروزی در جنگ رمضان، تنها عقبراندن ناوها و جنگندههای آمریکایی و تحمیل شروط آتشبس نیست؛ پیروزی بزرگتر، غلبه بر پروژۀ «خودتحقیری ملی» و فروپاشی درونی است. ما در زیر بارش آتش، یکدیگر را دوباره پیدا کردیم. اکنون، ضرورت قطعی کشور، پاسداری از این انسجام تازهنفس است.
نخبگان سیاسی، متولیان فرهنگی و تکتک شهروندان باید بدانند که حفظ این خیمۀ برافراشته، تنها با تمسک جمعی به حبلالله، پرهیز از تسویهحسابهای سخیف باندی، و گسترش چتر مواسات ممکن است. ائمه اطهار علیهمالسلام به ما آموختهاند که قدرت واقعی یک امت، نه در طول بُرد موشکهایشان، که در گرهخوردگی قلبهایشان به یکدیگر نهفته است. نگذاریم این دستاورد عظیم، در روزمرگیهای پس از آتشبس گم شود.




پیام شما به ما