جنگ «رمضان» با تمام فراز و نشیبهایش به یک نقطۀ عطف رسید. توقف موقت درگیریها و اعلام آتشبس دوهفتهای میان ایران و محور متجاوز صهیونیستی-آمریکایی، نفس تازهای به جغرافیای ملتهب منطقه دمید. روایت پیروزی مقاومت در این کارزار پیچیده، بیشک غرورآفرین است؛ اما هرگز نباید در باد این پیروزی خوابید.
آتشبس، لزوماً به معنای پایان جنگ نیست؛ بلکه در بسیاری از مواقع، صرفاً انتقال میدان نبرد از فاز نظامی و سخت، به فاز اطلاعاتی و جنگ روانی است. سوال اینجاست: در جهان بیقانونی که معاهدات بینالمللی بهراحتی نقض میشوند، چه چیزی میتواند بقای این آتشبس را تضمین کند و مانع از غافلگیری استراتژیک شود؟
پاسخ را نباید تنها روی میز دیپلماتها جستوجو کرد، بلکه واقعیت بازدارندگی در کف خیابانها نهفته است؛ مفهومی عمیق که میتوان آن را با الهام از ادبیات دینی، «رباط شهری» نامید.
از مرزهای جغرافیایی تا مرزهای شناختی
در فرهنگ نظامی اسلام، «رباط» به معنای مرزبانی، حفظ آمادگی، و چشم بیدار داشتن در برابر تحرکات احتمالی دشمن است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در تبیین جایگاه استراتژیک این هوشیاری میفرمایند: «رباط یَومٍ و لَیلَةٍ خَیرٌ من صیام شَهرٍ و قیامه»؛ یک شبانهروز مرزبانی در راه خدا، از یک ماه روزهداری و شبزندهداری برتر است (الکافی، ج۵، ص۷۱).
در دهههای گذشته، مفهوم رباط منحصراً در قلعههای مرزی، خاکریزها و پادگانهای نظامی معنا مییافت؛ اما امروز، در عصر جنگهای ترکیبی (هیبریدی)، مختصات مر بهشدت تغییر کرده است. وقتی ماشین جنگی صهیونیستی-آمریکایی تلاش میکند پیش از انهدام پایگاههای نظامی، روان جامعه، اقتصاد و ثبات داخلی ایران را هدف قرار دهد، «خیابانهای شهر» مستقیماً به خط مقدم نبرد و سنگر رباط تبدیل میشوند. حضور هوشیارانه، شاداب و مقتدرانۀ مردم در بستر اجتماع، دقیقاً همان مرزبانی نوینی است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله قرنها پیش بر لزوم حفظ آن تأکید داشتهاند.
توهّم صلح و دیپلماسی بیاعتمادی
برای درک چرایی اهمیت خیابانهای بیدار، باید ماهیت آتشبس اخیر را بدون تعارف کالبدشکافی کرد. تجربۀ تاریخی اثبات کرده است که محور استکبار، هرگز از سر انساندوستی و صلحطلبی تن به توقف جنگ نمیدهد. آنها آتشبس را صرفاً بهعنوان یک «توقف تاکتیکی» برای تجدید قوا، ارزیابی خسارات خود، و مهمتر از همه، سنجش تابآوری داخلی حریف میپذیرند. در چنین شرایطی، خالی کردن میدان اجتماع، فرو رفتن در پیلۀ انفعال و خوشخیالی نسبت به امضای آمریکاییها، مهلکترین خطای محاسباتی است.
مکتب امنیتی اهل بیت علیهمالسلام در این خصوص بسیار قاطع و واقعبینانه عمل میکند. امیرالمؤمنین علیهالسلام با درایتی بینظیر که پایۀ روانشناسی نظامی امروز است، هشدار میدهند: «لا تَأمَنَّ عَدُوّا وإن شَکَرَ»؛ هیچگاه از دشمنت ایمن مباش، حتی اگر از تو تشکر کرد و روی خوش نشان داد (میزانالحکمه، ج۷، ص۱۲). این قاعدۀ طلایی به ما میآموزد که در دورۀ صلح موقت، سطح رصد و هشیاری ملی باید بهمراتب بالاتر از زمان غرش موشکها باشد.
خیابان؛ ماشین تولید بازدارندگی
اما حضور مردم در خیابان چگونه مانع از نقض آتشبس میشود؟ پاسخ در مفهوم «بازدارندگی مردمی و شناختی» است. سیستمهای اطلاعاتی غرب و ماهوارههای جاسوسی، بلافاصله پس از اعلام آتشبس، لنزهای خود را روی رفتار اجتماعی مردم تنظیم کردهاند. آنها بهشدت در پی یافتن نشانههایی از فروپاشی روانی، احتکار، شکافهای اجتماعی، ترس و ناامیدی در خانۀ ایرانیان هستند.
اگر یک جامعه پس از نبرد، دچار انزوای جمعی، هرجومرج یا بیتفاوتی شود، دشمن به این نتیجه میرسد که ضربات روانیاش کارساز بوده و برای نقض آتشبس ترغیب میگردد. در نقطۀ مقابل، وقتی خیابانها مملو از جریان عادی زندگی، همبستگی ملی و آمادگی روانی باشد، پیامی قاطع به اتاقفکرهای واشنگتن و تلآویو مخابره میشود: «جامعه نترسیده و جنگ شناختی شما شکست خورده است».
قرآن کریم این تولید قدرت چندوجهی را یک فریضه میداند و میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ منْ قُوَّةٍ وَمنْ رباط الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ به عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ» (انفال:۶۰). واژۀ کلیدی «قوّت» در این آیۀ شریفه، تنها به زرادخانههای موشکی و پدافندی محدود نمیشود، بلکه انسجام بینظیر اجتماعی و روحیۀ جمعی را نیز در بر میگیرد؛ همان قدرتی که باعث رعب و وحشت دشمنان میشود و دست آنها را از روی ماشه دور نگه میدارد.
آزمون بیداری در عصر غیبت موشکها
آتشبس دوهفتهای، زنگ تفریح نیست؛ بلکه یک آزمون ملی برای اثبات بیداری است. در این برهه، نخبگان، رسانهها و آحاد مردم وظیفه دارند از این توقف نظامی، برای ترمیم گسلهای احتمالی، افزایش مواسات و تقویت شبکۀ روابط اجتماعی استفاده کنند. ائمه اطهار علیهمالسلام همواره جامعه را به پویایی، تعاون و حضور مؤثر در بستر اجتماع فرامیخواندند. ما حق نداریم سرنوشت امنیت ملی را تنها به تصمیمات دیپلماتیک در پشت درهای بسته بسپاریم.
در نهایت، باید این واقعیت میدانی را پذیرفت که جنگ رمضان ثابت کرد هیمنۀ تکنولوژیک محور صهیونی-آمریکایی در برابر مقاومت مؤمنانه کاملاً شکننده است؛ اما تثبیت این دستاورد، نیازمند مراقبت دائم است. تضمین توافقنامهها در دنیای امروز، مرکّب روی کاغذ نیست، بلکه استحکام درونی ملتهاست. تا زمانی که خیابانهای شهر زنده، بیدار و حامی مدافعان مرزها باشند، هیچ دشمنی جرأت برهمزدن معادلات را نخواهد داشت. بقای این آتشبس و پیروزی نهایی، مستقیماً به ضربان قدمهای آگاهانۀ ما در همین کوچهها و خیابانها گره خورده است.




پیام شما به ما