رسانه‌های غربی حالا به افزایش چشمگیر دقت و قدرت موشک‌های ایرانی اذعان می‌کنند؛ موشک‌هایی که با سرعت و دقتی قابل‌توجه به اهداف اصابت می‌کنند. تصاویر منتشرشده از محل برخوردها نیز مهر تاییدی بر این اعتراف است.

مهسا زحمتکش
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۳
گزارش وال‌استریت ژورنال از نقطه‌زنی موشک‌های ایران

تحلیل تحولات میدانی و فنی در منازعات اخیر میان ایران و ایالات متحده، نشان‌دهنده یک جهش راهبردی در دکترین موشکی و هوافضایی ایران است. اگر تا پیش از این، محور اصلی بحث‌های نظامی بر روی «کمیّت» و برد جغرافیایی پرتابه‌های ایرانی متمرکز بود، امروز معادله به‌طور کامل تغییر کرده و تمرکز ناظران بین‌المللی بر سه فاکتور کلیدی «دقت فوق‌العاده»، «ارتقای سرعت به رده هایپرسونیک» و «ناکارآمدسازی پدافند چندلایه‌ حریف» قرار گرفته است؛ متغیرهایی که موازنه بازدارندگی را به سود تهران سنگین‌تر کرده‌اند.

ارزیابی تحلیلی رسانه‌های غربی، به‌ویژه روزنامه‌هایی مانند وال استریت ژورنال، نشان می‌دهد که دستیابی ایران به این میزان از دقت و اثربخشی میدانی، حاصلِ دو چیز است: اول اینکه دقیقاً می‌دانند هدف کجاست (با دوربین‌های ماهواره‌ای)، و دوم اینکه ساختار و شکل موشک طوری تغییر کرده که در هوا عالی حرکت کند و قابل درجازدن یا غافلگیر کردن پدافند باشد.

رصد فضایی

یکی از محورهای مورد تاکید رسانه‌های غربی، چرخش ایران به سمت ابزارهای نوین آگاهی فضایی است. بنا بر ادعای تحلیلگران بین‌المللی، بهره‌گیری از داده‌های دقیق تصویربرداری ماهواره تجاری TEE-۰۱B با تفکیک‌پذیری ۵۰ سانتی‌متری در کنار داده‌های سنجش از دور ماهواره «خیام»، به فرماندهی عملیات سپاه این امکان را داده است تا پیش از حمله، اهداف استراتژیک و متحرک (مانند سامانه‌های راداری، آواکس‌ها و هواپیماهای سوخت‌رسان) را با حداکثر دقت نقطه‌یابی کند.

ماهواره خیام یک ماهواره سنجش از دور ملی و پیشرفته با تفکیک‌پذیری بالا (حدود ۱ متر) است که در مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین قرار دارد و برای پایش‌های زیرساختی، زیست‌محیطی و نقشه‌برداری دقیق استفاده می‌شود؛ در مقابل، ماهواره TEE-۰۱B یک ماهواره تجاری تصویربرداری ساخت کشور چین است که در مدار پایین زمین (LEO) فعالیت می‌کند و با ارائه تصاویری با کیفیت بالاتر (حدود ۵۰ سانتی‌متر)، جزئیات دقیق‌تری از تغییرات سطحی و موقعیت تجهیزات ارائه می‌دهد. ترکیب داده‌های این دو ماهواره امکان شناسایی دقیق اهداف و ارزیابی سریع وضعیت را قبل و بعد از هر عملیات فراهم می‌سازد.

مزیت راهبردی این ابزارها تنها به پیش از حمله محدود نمی‌شود؛ چرخه بازخورد یا همان «ارزیابی خسارت پس از نبرد» نقطه‌عطف این فرایند است. دریافت سریع تصاویرِ پس از اصابت، امکان اصلاح آنی مختصات جغرافیایی و بهینه‌سازی الگوریتم‌های پروازی را برای موج‌های بعدی حملات فراهم می‌سازد؛ مسئله‌ای که نرخ خطای پرتابه‌ها را به حداقل ممکن رسانده است.

دیگر فقط ایران نیست که از دقت موشک‌هایش می‌گوید؛ رسانه‌های غربی هم از موشک‌هایی می‌نویسند که سریع‌تر، مانورپذیرتر و دقیق‌تر از گذشته شده‌اند. کافی است تصاویر محل اصابت‌ها را ببینید؛ پرتابه‌هایی که این بار درست روی نقطه هدف فرود آمده‌اند

 مانورپذیری در فاز نهایی و عبور از سقف پدافندی

از منظر آیرودینامیک (دانشی که به مطالعه اجسام متحرک در هوا می‌پردازد)، موشک‌های نسل جدید ایران (نظیر خانواده خیبرشکن و فتاح) از فاز کلاهک‌های سنتی فاصله گرفته و به «کلاهک‌های مانورپذیر» و پرتابه‌های هایپرسونیک مجهز شده‌اند. این کلاهک‌ها پس از جدایش در فاز نهایی شیرجه، ناگهان تغییر مسیر داده و الگوهای پروازی غیرقابل‌پیش‌بینی اتخاذ می‌کنند. این مسئله عملاً سامانه‌های پدافندی برد بلند و میان‌برد غربی مانند «پاتریوت» را که عمدتاً برای درگیری با اهدافِ با مسیر بالستیک پیش‌بینی‌پذیر و سرعت‌های زیر ۵ ماخ طراحی شده‌اند، کاملاً بی‌دفاع می‌سازد.

کورسازی شبکه راداری و پیش‌اخطار دشمن

 دقت بالا بدون حذف یا تضعیف چتر پدافندی حریف کامل نمی‌شود. در عملیات‌های اخیر، راهبرد ایران تنها متکی بر «دقت پرتابه» نبوده، بلکه بر «کاهش زمان واکنش حریف» استوار شده است. منهدم کردن رادارهای پیش‌اخطار برد بلند مانند رادار استراتژیک AN/FPS-۱۳۲ در قطر و رادارهای تخصصی سامانه «تاد» در منطقه، باعث ایجاد نقاط کور وسیع در شبکه کشف شناسایی آمریکا شده است. وقتی سیستم‌های هشدار اولیه از مدار خارج شوند، سامانه‌های پدافندی باقی‌مانده تنها چند ثانیه پیش از اصابت موفق به کشف هدف می‌شوند که این زمان برای رهگیری و درگیری بسیار کوتاه است.

اتمام ذخایر راهبردی و خلاء سامانه‌های برد بلند

 از سوی دیگر، هزینه‌های بالا و محدودیت شدید در تولید موشک‌های رهگیر سامانه تاد، باعث تخلیه تدریجی ذخایر پدافندی ارتش آمریکا در منطقه شده است. حذف عملیاتی سامانه تاد، بار دفاعی را به تمامه روی دوش پاتریوت انداخته است؛ سامانه‌ای که اصولاً از نظر پوشش زاویه‌ای و توان پردازش اهداف مانوردهنده هایپرسونیک، دچار محدودیت‌های ساختاری است.

 موفقیت‌های موشکی اخیر را نباید صرفاً ناشی از یک عامل منفرد دانست. افزایش دقت پرتابه‌های ایرانی حاصل یک «زنجیره ارزش نظامی» است که از رصد و تصویربرداری باکیفیت فضایی آغاز می‌شود، با کورسازی سامانه‌های راداری حریف ادامه می‌یابد و در نهایت با سرعت هایپرسونیک و مانورپذیری کلاهک‌ها به اصابت دقیق به هدف ختم می‌شود. مجموع این عوامل، معادلات نبرد در فضای ماورای جو و سطح را به نفع نفوذپذیری بیشتر پرتابه‌های ایرانی تغییر داده است.

https://www.wsj.com/politics/irans-missiles-have-gotten-faster-and-deadlier-the-big-question-is-how-۴۱c۸۱ad۷?utm_source=chatgpt.com

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها