ساعت سه بامداد است. صدای انفجاری دوردست سکوت شب را میشکند. در اتاقی تاریک، کودکی از خواب میپرد و به سمت اتاق والدین میدود. «مامان، دوباره صدا اومد… جنگه؟»
جنگ شاید کیلومترها دورتر از خانهها رخ دهد، اما اثرش خیلی زود به زندگی روزمره کودکان میرسد؛ از صدای اخبار و اضطراب بزرگترها گرفته تا تغییر برنامههای روزانه و حس ناامنی در شهر. روانشناسان میگویند حتی چند هفته زندگی در فضای پرتنش جنگی میتواند رفتار بسیاری از کودکان را تغییر دهد. تغییراتی که گاهی آرام و نامحسوساند و گاهی ناگهانی و نگرانکننده.
اما آنچه در این میان اهمیت دارد، واکنش بزرگترهاست؛ اینکه چگونه با کودکان درباره جنگ صحبت میکنند و چطور به ترسها و پرسشهای آنها پاسخ میدهند.
وقتی امنیت کودک ترک برمیدارد
برای کودکان، جهان معمولاً ساده و قابل پیشبینی است: خانه امن است، والدین مراقباند و اتفاقات قابل توضیحاند. جنگ این نظم ذهنی را به هم میزند.
بر اساس گزارشهای یونیسف در هفتههای نخست بحرانهای نظامی، بسیاری از کودکان نشانههای مشابهی از اضطراب نشان میدهند؛ نشانههایی که اغلب والدین را غافلگیر میکند.
ترس
یکی از اولین تغییرات، افزایش ترس است. کودکانی که پیشتر بهراحتی میخوابیدند، ناگهان از تنها خوابیدن میترسند. بعضیها به والدین میچسبند و نمیخواهند حتی برای لحظهای از آنها جدا شوند. صداهای بلند، که پیشتر بیاهمیت بودند، حالا میتوانند باعث گریه یا وحشت شوند.
اختلال خواب
از رایجترین واکنشها اختلال خواب است. مطالعهای درباره کودکان اوکراینی در سال ۲۰۲۲ نشان داد بیش از نیمی از آنها در هفتههای نخست جنگ دچار کابوس یا بیخوابی شدند.
اضطراب
در برخی کودکان، اضطراب شکل دیگری پیدا میکند: بازگشت به رفتارهای سنین پایینتر. کودکی که مدتها شبادراری نداشته، دوباره با این مشکل روبهرو میشود. بعضیها بیشتر گریه میکنند یا میخواهند مانند بچههای کوچکتر در آغوش والدین بمانند. روانشناسان این حالت را «پسرفت رشدی» مینامند؛ واکنشی طبیعی وقتی مغز کودک زیر فشار شدید قرار میگیرد.
سکوت و گوشهگیری
در مقابل، برخی کودکان واکنش معکوس نشان میدهند. آنها ساکتتر میشوند، کمتر بازی میکنند یا در خود فرو میروند. گاهی نیز اضطراب به شکل خشم و پرخاشگری بروز میکند؛ دعوا با خواهر و برادر، تحریکپذیری یا ناتوانی در تمرکز.
به گفته انجمن روانشناسی، هیچکدام از این واکنشها غیرعادی نیستند. برای ذهن کودک، جنگ تجربهای مبهم و ترسناک است و این رفتارها راهی برای کنار آمدن با آن است.
بزرگترین اشتباه: سکوت کامل
بسیاری از والدین تصور میکنند اگر درباره جنگ صحبت نکنند، کودک هم کمتر میترسد. اما پژوهشها نشان میدهد سکوت کامل اغلب نتیجه معکوس دارد.
کودکان حتی وقتی توضیحی نمیشنوند، نشانههای بحران را میبینند: چهره نگران بزرگترها، اخبار تلویزیون، گفتوگوهای بزرگسالان یا صداهای غیرعادی. در چنین شرایطی ذهن کودک شروع به پر کردن خلأ اطلاعات میکند؛ و معمولاً بدترین سناریوها را تصور میکند.
متخصصان توصیه میکنند به جای پنهانکاری، توضیحی ساده و متناسب با سن کودک داده شود. برای مثال میتوان گفت:
«گاهی بین کشورها اختلاف پیش میآید و ممکن است درگیری شود، اما آدمهای زیادی تلاش میکنند اوضاع را کنترل کنند و ما هم مراقب هستیم.»
مهمتر از توضیح، لحن آرام است. کودکان بیش از کلمات، احساسات بزرگترها را دریافت میکنند.
اجازه بدهید کودک سؤال بپرسد
یکی از ویژگیهای کودکان در شرایط بحران، تکرار سؤالهاست. ممکن است بارها بپرسند: «جنگ نزدیکه؟» یا «برای ما اتفاقی میافته؟»
این پرسشها نشانه اضطراب است، اما در عین حال بخشی از روند آرام شدن ذهن کودک محسوب میشود. پاسخها بهتر است کوتاه، صادقانه و بدون جزئیات ترسناک باشند.
کارشناسان تأکید میکنند احساسات کودک نباید نادیده گرفته شود. جملههایی مثل «چیزی نیست، نترس» یا «این که ترس نداره» میتواند باعث شود کودک فکر کند احساساتش جدی گرفته نمیشود. در عوض میتوان گفت:
«میفهمم که این صداها ممکنه ترسناک باشه.»
روتینهای ساده، سپری در برابر اضطراب
در روزهایی که اخبار و اتفاقات غیرقابل پیشبینیاند، برنامههای ساده روزانه میتوانند حس ثبات ایجاد کنند. زمان مشخص برای خواب، غذا، درس یا بازی به کودک کمک میکند احساس کند هنوز چیزهایی در زندگی قابل پیشبینی است.
روانشناسان کودک میگویند همین نظمهای کوچک یکی از مهمترین عوامل حفظ احساس امنیت در بحرانهاست.
کودکان و اخبار جنگ
یکی از نگرانیهای مهم متخصصان، مواجهه کودکان با تصاویر خشن جنگ است. شبکههای اجتماعی و تلویزیون میتوانند صحنههایی را نشان دهند که برای ذهن کودک بسیار سنگین است.
بازی؛ زبان پنهان احساسات کودک
کودکان اغلب نمیتوانند ترسها و نگرانیهای خود را به زبان بیاورند، اما آنها را در بازی یا نقاشی نشان میدهند. ممکن است در بازیهایشان از جنگ یا صداهای انفجار حرف بزنند.
روانشناسان میگویند این رفتار بخشی از فرآیند پردازش تجربههای استرسزا است. بازی در واقع به کودک کمک میکند احساساتش را تخلیه و کنترل کند.
چه زمانی باید کمک تخصصی گرفت؟
اگر نشانههایی مانند کابوسهای شدید، گوشهگیری طولانی، ترس شدید از جدا شدن از والدین یا پرخاشگری شدید بیش از چند هفته ادامه داشته باشد، بهتر است از مشاور یا روانشناس کودک کمک گرفته شود.
مداخله زودهنگام میتواند از تبدیل اضطراب موقت به مشکلات عمیقتر جلوگیری کند.
پیامی که کودکان بیشتر از هر چیز نیاز دارند
در نهایت، مهمترین عامل برای حفظ سلامت روان کودک در شرایط جنگی، حضور بزرگسالان حمایتگر است.
کودکان ممکن است بسیاری از جزئیات جنگ را درک نکنند، اما یک چیز را خیلی خوب میفهمند: آیا بزرگترها کنارشان هستند یا نه.
پیامی که بیش از هر توضیحی میتواند به کودک آرامش بدهد ساده است:
«تو تنها نیستی. ما مراقب تو هستیم.»
منابع:
UNICEF – Children’s Mental Health in Emergencies
American Psychological Association (APA) – Talking to Children About War
Save the Children – Psychological Impact of Armed Conflict on Children
Harvard Center on the Developing Child – Toxic Stress and Child Development





پیام شما به ما