نوجوانان برای گذشتهای دلتنگ شدهاند که هرگز در آن زندگی نکردهاند؛ برای خاطراتی که مربوط به آنها نیست و روزهایی که فقط در فیلمها، موسیقیها و روایت دیگران دیدهاند. نام این حس عجیب «آنِمویا» است.
گرایش نوجوان به همسالان، پدیدهای طبیعی و بخشی از روند سالم بلوغ است. اما فاصلهگرفتن افراطی او از ارزشهای خانواده و غرق شدن در ارزشهای گروه همسالان معمولاً نتیجه مجموعهای از اشتباهات ارتباطی و تربیتی است که قابل اصلاحاند.
در دنیایی که نوجوانان با یک لمس ساده صفحهنمایش به محتوای جنسی دسترسی پیدا میکنند، والدین اغلب با چالش بزرگی در برابر کنجکاوی فرزندانشان روبهرو میشوند.
نسل Z به دنبال استقلال و معنا در کار است، اما هنوز به تجربه و پشتیبانی خانواده نیاز دارد. خانوادهها باید یاد بگیرند بهجای بازگرداندن فرزند به قالبهای قدیمی شغلی، او را در ساختن مسیرهای نو حمایت کنند.
ترندهای جهانی با سرعتی سرسامآور وارد زندگی نوجوانان جهان و ایران شدهاند. این موجها فقط سلیقه یا مد نیستند، بلکه سبک زندگی و هویت را هدف گرفتهاند و پرسش اصلی این است که ما بهعنوان والدین چطور میتوانیم فرزندی تربیت کنیم که بهجای موجسواری، مسیر خودش را پیدا کند؟
این روزها که رتبههای کنکور اعلام شده؛ انتخاب رشته احتمالا برای خیلی از نوجوانها به یکی از پراضطرابترین تجربههای زندگی تبدیل شود. به خصوص وقتی زمان محدود باشد و هیجان و فشار دیگران جای علاقه و آگاهی را بگیرد!
تحقیقات نشان میدهد که رفتارهایی مانند جستجوی استقلال، نوسانات عاطفی، و حتی رفتارهای پرخطر ممکن است بخشی از رشد سالم نوجوانان باشند، اما والدین گاهی آنها را سرزنش میکنند.
در عصری که بیتفاوتی و اطلاعات نادرست به چالشی بزرگ تبدیل شده، نوجوانان با بهرهگیری از ظرفیتهای فضای مجازی و الهام از ارزشهای عاشورایی میتوانند «اصحاب مجازی» امروز باشند.
آیا نسل جدید کارمندان، با انتظارات و ارزشهای متفاوتشان، نظم کاری را مختل میکنند یا فضای سازمانها را به سمت تحول و نوآوری سوق میدهند؟ شاید جواب این سؤال پیچیدهتر از چیزی باشد که فکر میکنید.


