تبلیغات دیگر فقط بین برنامه‌های تلویزیونی پخش نمی‌شوند؛ گاهی وسط بازی، ویدیو یا هر محتوای دیگری ظاهر می‌شوند. بنابراین باید به کودکان آموزش دهیم تا تبلیغات را تشخیص دهند.

فاطمه روستا
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۱
کودک آگاه در جهان رنگارنگ تبلیغات

«مامان، من اینو می‌خوام! همه دارن ازش استفاده می‌کنن!»

این جمله برای بسیاری از والدین آشنا است. کودک مشغول تماشای ویدیوی موردعلاقه‌اش است. بین آن ویدئویی پخش می‌شود که فردی یک اسباب‌بازی، خوراکی، لباس یا بازی جدید را معرفی می‌کند. محصول آن‌قدر جذاب معرفی می‌شود که چند دقیقه بعد، کودک دیگر فقط یک ویدیو ندیده؛ حالا احساس می‌کند که به آن محصول نیاز دارد.

اما اکنون یک سؤال مهم مطرح می‌شود: آیا کودک می‌داند چیزی که دیده، یک تبلیغ بوده؟

برای یک بزرگسال، تشخیص تبلیغ ساده‌تر است. ما می‌دانیم که یک برند برای معرفی محصولش پول پرداخت می‌کند. اما برای یک کودک، مرز میان «محتوای سرگرم‌کننده» و «تبلیغ» معمولا واضح نیست.

تبلیغات آنلاین هم روزبه‌روز هوشمندانه‌تر می‌شوند. این تبلیغات دیگر شبیه تبلیغ‌های قدیمی نیستند. گاهی در قالب یک ویدیوی سرگرم‌کننده، معرفی توسط یک بلاگر محبوب یا حتی بخشی از یک بازی ظاهر می‌شوند.

پس سؤال اصلی این نیست که چطور کودک را از تمام تبلیغات دور کنیم. بلکه این است که چطور به او یاد بدهیم وقتی یک تبلیغ می‌بیند، قبل از تصمیم‌گیری کمی فکر کند؟

چرا کودکان بیشتر تحت تأثیر تبلیغات قرار می‌گیرند؟

تبلیغات برای جلب توجه طراحی شده‌اند. کودکان نیز مخاطبان بسیار خوبی برای این نوع محتوا هستند. رنگ‌های جذاب، شخصیت‌های محبوب، موسیقی، داستان‌پردازی و وعده‌های هیجان‌انگیز احساسات کودک را به‌سرعت درگیر می‌کنند.

از طرف دیگر، کودکان هنوز در حال یادگیری مهارت‌هایی مانند تفکر انتقادی و تشخیص نیت افراد هستند. مثلا وقتی مجری محبوب کودک در یک ویدیو می‌گوید «این محصول فوق‌العاده است»، کودک تصور می‌کند که این فرد صرفاً به دلیل علاقه شخصی‌اش آن را پیشنهاد می‌کند.

به همین دلیل، آموزش سواد تبلیغاتی باید بخشی از آموزش سواد رسانه‌ای کودکان باشد. در ادامه چند روش کاربردی برای این‌که برای کودک مفهوم تبلیغات را توضیح دهید، آورده‌ایم.

برای کودک توضیح دهید که تبلیغ چیست!

برای توضیح مفهوم تبلیغات لازم نیست که از اصطلاحات پیچیده‌ای استفاده کنید. می‌توانید بگویید: «تبلیغ پیامی است که یک شرکت یا فرد می‌سازد تا ما را تشویق کند محصولی را بخریم یا این‌که درباره آن محصول و برند نظر خوبی پیدا کنیم.»

بعد از کودک بپرسید:

  • فکر می‌کنی چرا این تبلیغ ساخته شده؟
  • چه کسی از اینکه تو این محصول را بخری، سود می‌برد؟
  • این محتوا چه احساسی در تو ایجاد می‌کند؟
  • آیا همه چیزهایی که در تبلیغ می‌بینیم، واقعاً همین‌طور هستند؟

همین سؤال‌های ساده به کودک کمک می‌کنند تا از یک تماشاگر منفعل به یک مخاطب فکرکننده تبدیل شود.

در ضمن لازم نیست که آموزش تشخیص تبلیغات را تا زمانی که کودک صاحب تلفن همراه یا حساب شبکه اجتماعی شود، به تأخیر بیندازیم. کودکان امروزی از همان سال‌های ابتدایی زندگی با پیام‌های تجاری روبه‌رو می‌شوند. آن‌ها به‌تدریج می‌توانند تفاوت میان یک محتوای سرگرم‌کننده و یک تبلیغ را تشخیص دهند. فقط نیاز است که در این مسیر، آموزش‌های کافی را به آن‌ها بدهیم و راهنمایی‌شان کنیم.

هم‌چنین برای آموزش این مفهوم، لازم نیست که منتظر رسیدن کودک به سن خاصی باشید. بهترین زمان برای شروع، زمانی است که خودش سؤال می‌پرسد. اگر مثلاً درباره تصویر یک شخصیت کارتونی روی بسته پفک سؤال کرد، از این فرصت برای آموزش استفاده کنید: «شرکت سازنده می‌دونه بچه‌ها این شخصیت رو دوست دارن. وقتی عکسش رو روی بسته می‌ذاره، ممکنه بچه‌ها بیشتر اون محصول رو بخرند.»

به کودک نشان دهید که هدف تبلیغات فقط «خریدن» نیست!

گاهی کودک تصور می‌کند که تبلیغ، یعنی فردی مستقیماً بگوید: «این محصول را بخرید!» اما بسیاری از تبلیغات چنین جمله‌ای ندارند.

گاهی هدف تبلیغ این است که کودک یک برند را دوست داشته باشد و آن را به خاطر بسپارد. گاهی هم هدفش این است که کودک احساس کند محصول موردنظر «باحال»، محبوب یا متعلق به افراد موفق است.

استفاده از شخصیت‌های کارتونی، موسیقی، داستان، افراد مشهور و بلاگرها همه بخشی از همین استراتژی هستند. مثلاً وقتی یک مجری یا بازیگر محبوب محصولی را معرفی می‌کند، شاید کودک به این نتیجه برسد: «اگر او این را دوست دارد، پس حتماً خوب است.»

در اینجا تبلیغ الزاماً مستقیماً کودک را به خرید دعوت نکرده، بلکه ابتدا اعتماد و علاقه او به برند را ایجاد کرده است. بهتر است که این مفهوم را هم برای کودکان توضیح دهید. در این مسیر، شاید بد نباشد که چند تبلیغ جالب را با کودکتان بررسی کنید.

تبلیغات را به یک فرصت آموزشی تبدیل کنید!

ویدیوهای رونمایی (آنباکسینگ)، بررسی محصول و محتوای گیمرها برای کودکان مخصوصا کودکان با سن بیشتر معمولا جذاب است. اما کودک لزوما اطلاع ندارد که فرد بابت معرفی محصول، پول گرفته یا شاید به عنوان پاداش، محصول را به‌صورت رایگان دریافت کرده باشد.

هنگام تماشای چنین ویدیوهایی، لازم نیست که فوراً بگویید «این تبلیغه و نباید باورش کنی». بهتر است کودک را به فکر کردن دعوت کنید. مثلاً بپرسید:

  • فکر می‌کنی این فرد خودش این محصول رو خریده یا ممکنه شرکت برایش فرستاده باشه؟
  • اگر بابت معرفی محصول پول گرفته باشه، ممکنه روی نظرش تأثیر بذاره؟
  • اگر همین آدم درباره معایب محصول هم صحبت می‌کرد، نظرت درباره معرفی‌اش چه فرقی می‌کرد؟

این پرسش‌ها به کودک کمک می‌کنند تا متوجه شود گاهی حتی محتوایی که شبیه یک توصیه دوستانه به نظر می‌رسد، با انگیزه تجاری تولید شده است. فراموش نکنید که هدف از این کار، ایجاد بدبینی نسبت به کل محتواهای آنلاین نیست! هدف این است که کودک منبع پیام و انگیزه پشت آن را بررسی کند.

آموزش تفاوت «توصیه» و «تبلیغ» به کودکان

اگر دوست کودک بگوید «من این بازی را دوست دارم»، احتمالاً نظر شخصی خودش را بیان می‌کند. اما اگر یک شرکت به فردی پول بدهد تا درباره همان بازی در فضای مجازی صحبت کند، آن محتوا علاوه بر نظر شخصی، یک هدف تبلیغاتی هم دارد. این تفاوت همیشه برای کودکان واضح نیست.

به زبان ساده برای او توضیح دهید: «وقتی دوستت درباره چیزی حرف می‌زنه، ممکنه فقط نظر خودش رو بگه. اما وقتی یک شرکت از کسی می‌خواد محصولش رو معرفی کنه، ممکنه هدفش این باشه که ما هم محصول رو بخریم یا برند رو دوست داشته باشیم.»

این گفت‌وگو به کودک کمک می‌کند تا متوجه شود اعتماد به گوینده نباید به معنی پذیرفتن بدون فکر تمام حرف‌های او باشد.

قانون طلایی اول فکر، بعد تصمیم‌گیری

کودکان معمولا بعد از دیدن تبلیغ فوراً می‌گویند: «من این را می‌خواهم!»

در چنین لحظه‌ای به جای پاسخی فوری مانند «نه، لازم نداری»، مکث کنید. سپس از کودک بپرسید:

  • واقعاً به این محصول نیاز داری؟
  • اگر این تبلیغ را نمی‌دیدی، باز هم آن را می‌خواستی؟
  • آیا دلیل خوبی برای انتخابش داری یا فقط چون جذاب به نظر می‌رسد؟

این روش به کودک کمک می‌کند تا هنگام تصمیم‌گیری، آگاهانه‌تر فکر کند.

تعریف کودک از «باحال بودن» را به چالش بکشید!

یکی از قدرتمندترین ابزارهای تبلیغات، ایجاد این احساس است که داشتن یک محصول خاص، ما را جذاب‌تر و محبوب‌تر می‌کند. هم‌چنین کمک می‌کند تا شبیه آدم‌هایی شویم که دوستشان داریم. بنابراین گاهی بهتر است به جای صحبت مستقیم درباره «خرید نکردن»، درباره مفهوم «باحال بودن» با کودک گفت‌وگو کنیم.

از او بپرسید:

  • تا حالا شده چون چیزی رو نداشتی، احساس کنی از بقیه عقب افتادی؟
  • فکر می‌کنی داشتن یک محصول خاص باعث می‌شود بقیه بیشتر دوستت داشته باشند؟

هدف این پرسش‌ها این نیست که کودک را نسبت به خرید یا ظاهر خودش حساس کنیم. بلکه می‌خواهیم متوجه شود که تبلیغات گاهی احساسات و نیاز ما به پذیرفته شدن را هدف قرار می‌دهند.

«همه دارند» همیشه به معنی «همه دارند» نیست!

یکی از تکنیک‌های رایج در تبلیغات، ایجاد حس عقب ماندن از دیگران است. کودک گاهی تصور می‌کند که اگر فلان اسباب‌بازی، لباس یا بازی را نداشته باشد، از دوستانش عقب می‌ماند.

در این مواقع مفهوم فشار همسالان را برای او توضیح دهید: «تبلیغ طوریه که انگار همه این محصول رو دارن. اما از کجا مطمئن هستی؟ واقعاً همه دوستات اون رو دارن؟»

این سؤال ساده به کودک یاد می‌دهد تا ادعاهای تبلیغاتی را بدون بررسی نپذیرد.

درباره تصویر بدن و کلیشه‌هایی که تبلیغات می‌سازند، صحبت کنید!

کودکان و نوجوانان در تبلیغات با تصاویری مواجه می‌شوند که استانداردهای غیرواقعی درباره زیبایی، بدن، لباس یا ظاهر ایجاد می‌کنند. هم‌چنین خود محصولات در تبلیغات نیز معمولا زرق و برق بیشتری نسبت به دنیای واقعی دارند.

اگر کودک نداند این تصاویر چگونه ساخته شده‌اند، تصور می‌کند که آنچه می‌بیند، کاملاً واقعی و دست‌یافتنی است. به زبان ساده این موضوع را برای کودکتان توضیح دهید: «این چیزی که می‌بینی، لزوماً تصویر واقعی آدم‌ها و محصولات در زندگی روزمره نیست. این تصویر برای تبلیغ یک محصول ساخته شده و قبل از اینکه ما ببینیمش، با نور، دوربین، گریم یا ویرایش تغییر کرده.»

این گفت‌وگوها کمک می‌کنند تا کودک درک کند که تصویری که تبلیغات از «زیبایی»، «محبوبیت» یا «موفقیت» نشان می‌دهند، لزوماً بازتاب واقعیت نیست.

و در پایان

در کنار آموزش سواد تبلیغاتی به کودکان،  کاهش مواجهه غیرضروری کودکان با تبلیغات نیز مفید است. در صورت امکان، برای کودکان محتوایی را انتخاب کنید که تبلیغات کمتری دارد.   همچنین ابزارهای مسدودکننده تبلیغات و تنظیمات حریم خصوصی نیز میزان مواجهه با برخی تبلیغات مزاحم و روش‌های ردیابی آنلاین را کاهش می‌دهند.

با این حال، هیچ ابزار یا فیلتری کودک را برای همیشه از تبلیغات دور نگه نمی‌دارد. او بالاخره در مدرسه، فروشگاه، خیابان، تلویزیون، بازی، شبکه‌های اجتماعی یا از طریق دوستانش با پیام‌های تجاری روبه‌رو خواهد شد. بنابراین فیلتر کردن تبلیغات باید در کنار آموزش تشخیص تبلیغات باشد، نه جایگزین آن.

هدف نهایی هم، بزرگ کردن کودکی نیست که از تبلیغات می‌ترسد یا از همه برندها دوری می‌کند. هدف، پرورش کودکی است که وقتی با یک پیام تبلیغاتی، حتی در قالب حرف‌های مجری محبوبش، روبه‌رو می‌شود، بتواند یک قدم عقب برود، سؤال بپرسد و بعد تصمیم بگیرد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها