نوجوانی را تصور کنید که با دیدن عکسهای دهه ۶۰ یا ۷۰، گوش دادن به موسیقیهای قدیمی، دیدن یک دوربین آنالوگ یا تصاویر یک خیابان قدیمی میگوید: «کاش من آن زمان زندگی میکردم.» او هیچ خاطره واقعی از آن دوره ندارد، اما چیزی در آن گذشته برایش آشنا، گرم و دوستداشتنی به نظر میرسد.
این احساس نامی دارد: «آنِمویا» (Anemoia)؛ دلتنگی برای زمانی که هرگز در آن زندگی نکردهایم.
این واژه نخستینبار در سال ۲۰۱۲ توسط جان کونیگ، نویسنده پروژه «فرهنگ لغت غمهای مبهم»، ساخته شد و به نوعی حس نوستالژی برای زمانی اشاره دارد که فرد شخصاً آن را تجربه نکرده است. در سالهای اخیر نیز، آنِمویا بهویژه در میان نوجوانان و جوانان نسل Z بیشتر مورد توجه رسانهها و تحلیلگران فرهنگی قرار گرفته است.
اما سؤال اصلی اینجاست: چرا نوجوانی که تقریباً تمام زندگیاش در دنیای دیجیتال گذشته، برای زمانی دلتنگ میشود که حتی هرگز آن را ندیده است؟
آنِمویا؛ دلتنگی برای خاطرهای که مال ما نیست
نوستالژی معمولاً با خاطرات شخصی گره خورده است؛ بوی غذای مادربزرگ، آهنگی که ما را به دوران مدرسه میبرد یا خیابانی که کودکیمان را در آن گذراندهایم. اما در آنِمویا، خاطره شخصی وجود ندارد. فرد برای تصویری از گذشته دلتنگ میشود؛ تصویری که از فیلمها، موسیقی، عکسها، روایت خانواده یا شبکههای اجتماعی ساخته شده است.
یک پژوهش دانشگاهی درباره رابطه جوانان، رسانه و نوستالژی نشان میدهد که رسانهها نقش مهمی در شکلگیری تصور نسل جوان از گذشته دارند؛ حتی گذشتهای که خودشان هرگز آن را تجربه نکردهاند. به بیان دیگر، نوجوان امروز لازم نیست یک دهه را تجربه کرده باشد تا از طریق فیلم، موسیقی و تصاویر رسانهای، احساس نزدیکی عاطفی با آن پیدا کند.
در واقع، گذشته برای نسل جدید فقط چیزی نیست که دیگران دربارهاش خاطره تعریف میکنند؛ گذشته امروز دائماً در تلفن همراه نوجوانان بازسازی و بازنشر میشود.
گذشتهای که در شبکههای اجتماعی زیباتر میشود
بخش بزرگی از گذشتهای که نوجوانان امروز میبینند، لزوماً گذشته واقعی نیست؛ گذشتهای انتخابشده و زیباتر شده است.
در شبکههای اجتماعی، دهههای گذشته معمولاً با بهترین موسیقیها، لباسها، فیلمها و لحظههایشان بازسازی میشوند. یک ویدئوی کوتاه ممکن است دهه ۹۰ یا اوایل دهه ۲۰۰۰ را دورانی ساده، آرام و صمیمی نشان دهد، اما خبری از بسیاری از مشکلات و پیچیدگیهای واقعی آن دوره نیست.
گزارشها و تحلیلهای فرهنگی منتشرشده درباره آنِمویا، از جمله گزارش رسانه Shots، به همین موضوع اشاره کردهاند: نسل جوان بیش از هر چیز با نسخهای بازسازیشده و رمانتیک از گذشته روبهرو است؛ نسخهای که میتواند احساس دلتنگی برای دورانی را ایجاد کند که فرد هرگز تجربه نکرده است.
به همین دلیل، شاید نوجوانان امروز گذشته را با واقعیت زندگی امروز مقایسه نمیکنند؛ بلکه زندگی امروز را با بهترین نسخه انتخابشده از گذشته مقایسه میکنند.
وقتی زندگی همیشه آنلاین خستهکننده میشود
برای فهم محبوبیت آنِمویا در میان نسل جدید، نمیتوان از خستگی دیجیتال و زندگی دائماً آنلاین گذشت.
طبق گزارش مرکز پژوهشی Pew Research Center در سال ۲۰۲۴، حضور آنلاین بخش بزرگی از زندگی روزمره نوجوانان را تشکیل میدهد و بسیاری از آنها تقریباً بهطور دائمی از اینترنت و تلفن هوشمند استفاده میکنند. همان پژوهش نشان میدهد نوجوانان رابطهای پیچیده با شبکههای اجتماعی و تلفن همراه دارند؛ از یک طرف این ابزارها بخش مهمی از ارتباطات روزمره آنها هستند و از طرف دیگر، نگرانیهایی درباره تأثیر آنها بر زندگی و حال روحی نوجوانان وجود دارد.
در چنین فضایی، گذشته برای برخی از نوجوانان جذابتر به نظر میرسد؛ گذشتهای که در تصور آنها خبری از اعلانهای دائمی، الگوریتمها، اسکرول بیپایان و فشار حضور همیشگی در فضای آنلاین نیست.
برخی گزارشهای فرهنگی منتشرشده در سالهای اخیر، از جمله تحلیلهای رسانههای اروپایی درباره نسل Z، همین «خستگی از فناوری» را یکی از دلایل گرایش جوانان به دوربینهای آنالوگ، صفحههای موسیقی وینیل و سبک زندگی نوستالژیک میدانند.
شاید به همین دلیل باشد که برای بخشی از نسل جدید، گذشته جذاب به نظر میرسد؛ نه لزوماً چون واقعاً بهتر بوده، بلکه چون آفلاینتر به نظر میرسد.
نوجوانان واقعاً دنبال چه چیزی هستند
پژوهشهای روانشناسی درباره نوستالژی میتوانند بخشی از این معما را توضیح دهند. مطالعات علمی سالهای گذشته نشان دادهاند که نوستالژی میتواند با احساس پیوند اجتماعی، تداوم هویت و یافتن معنا در زندگی ارتباط داشته باشد.
به زبان سادهتر، نگاه کردن به گذشته گاهی به انسان کمک میکند احساس کند به داستانی بزرگتر از زندگی روزمره خودش تعلق دارد.
البته باید یک نکته مهم را در نظر گرفت: پژوهشهای مستقیم درباره خودِ «آنِمویا» هنوز بسیار محدود هستند. بر اساس بررسی منابع دانشگاهی موجود، آنِمویا هنوز یک سازه تثبیتشده در روانشناسی مانند نوستالژی نیست و تحقیقات تجربی گستردهای درباره آن انجام نشده است.
برای نمونه، یکی از پژوهشهای دانشگاهی اولیه درباره این مفهوم، پایاننامهای در دانشگاه خرونینگنِ هلند بود که رابطه میان آنِمویا، نوستالژی و خلقوخو را بررسی کرد.
نتایج این مطالعه با وجود نمونه محدود، نشان داد که هنوز نمیتوان با قطعیت درباره اثرات روانشناختی آنِمویا نتیجهگیری کرد.
اما همین محدود بودن تحقیقات هم نکته مهمی را نشان میدهد: آنِمویا پدیدهای نسبتاً تازه است و دانش ما درباره آن هنوز بیشتر از تحلیلهای فرهنگی و رسانهای میآید تا آزمایشهای گسترده روانشناختی.
شاید نوجوانان دلتنگ گذشته نیستند
وقتی نوجوانی میگوید «کاش در دهههای قبل زندگی میکردم»، شاید واقعاً عاشق یک سال یا دهه مشخص نباشد. شاید او به دنبال احساسی باشد که تصور میکند در گذشته وجود داشته است؛ آرامش، ارتباط واقعیتر، سادگی، آزادی یا حس تعلق.
گزارشهایی که در سالهای اخیر درباره گرایش نسل Z به فرهنگ آنالوگ منتشر شدهاند نیز نشان میدهند که این علاقه فقط به موسیقی یا لباس قدیمی محدود نیست. برای برخی از جوانان، خرید دوربین فیلمی یا گوش دادن به موسیقی با صفحههای قدیمی گرامافون تلاشی برای تجربه نوعی زندگی متفاوت از ریتم سریع و دیجیتالی امروز است.
در این میان، آنِمویا میتواند به نوعی پناهگاه خیالی تبدیل شود؛ جایی که فرد برای مدتی از فشارهای زمان حال فاصله میگیرد و خودش را در گذشتهای تصور میکند که سادهتر و قابلکنترلتر به نظر میرسد.
آنِمویا؛ فرار از حال یا راهی برای فهمیدن خود؟
آنِمویا همیشه چیز بدی نیست. علاقه به گذشته میتواند نوجوانان را به تاریخ، موسیقی، هنر و تجربههای فرهنگی نسلهای دیگر نزدیک کند. حتی ممکن است باعث شود نسلها بیشتر با یکدیگر گفتوگو کنند؛ نوجوانی که به موسیقی قدیمی علاقهمند شده، شاید از پدر یا مادرش درباره خاطرات آن دوران بپرسد و همین گفتوگو، نوعی پیوند میان نسلها ایجاد کند.
مشکل زمانی شروع میشود که گذشته خیالی، به معیاری برای بیارزش دیدن زمان حال تبدیل شود. هیچ دورهای به اندازه نسخهای که بعدها از آن در عکسها، فیلمها و روایتها ساخته میشود، ساده و بیدغدغه نبوده است.
آنِمویا را میتوان یکی از نشانههای جالب زندگی در عصر دیجیتال دانست؛ عصری که دسترسی ما به گذشته از هر زمان دیگری بیشتر شده، اما شاید همین دسترسی باعث شده بتوانیم برای گذشتههایی دلتنگ شویم که هیچوقت متعلق به ما نبودهاند.
نوجوان امروز با چند کلیک به موسیقی، فیلم، عکس و روایت چند دهه قبل دسترسی دارد و میتواند از دل این تصاویر، گذشتهای شخصی برای خودش بسازد؛ گذشتهای که هرگز در آن نبوده، اما احساس میکند به آن تعلق دارد.
شاید به همین دلیل، آنِمویا فقط «دلتنگی برای یک زمان ندیده» نیست. این احساس در واقع میتواند پرسشی درباره زمان حال باشد: وقتی نوجوانان مدام آرزوی گذشتهای را میکنند که هرگز تجربه نکردهاند، شاید بد نباشد بپرسیم در زندگی امروز چه چیزی کمرنگ شده که گذشته، حتی در شکل خیالیاش، اینقدر جذاب به نظر میرسد؟



پیام شما به ما