فدراسیون هایی که فقط هزینه می کنند
این روزها انتقاد از وضعیت ورزش به بالاترین سطح خود رسیده؛ اما کمتر کسی از خود میپرسد نقش مدیران فدراسیونها در این بحرانها چیست.

کافی است صفحات روزنامه ها و خبرگزاری ها را ورق بزنید تا شاهد انواع مصاحبه ها و انتقادات از وضعیت کنونی ورزش باشید. از رئیس فدراسیون تا ورزشکار، از نداری می گویند و تبعات آن. این موضوع به یک اتفاق عادی در ورزش کشور تبدیل شده که بازتابی همیشگی نیز در رسانه ها دارد؛ اما باید دانست که این همه ماجرا نیست.
اگرچه مشکلات مالی فدراسیون ها اتفاقی است که در چند وقت اخیر شاهد جدی تر شدن آن هستیم؛ اما نقش فدراسیون ها در این وضعیت چیست؟ مدیران فدراسیون ها چه نقشی در شکل گیری وضعیت کنونی دارند؟ آیا نباید به عنوان نهادهای مردم نهاد، در سال های اخیر تغییری در روند حرکتی خود ایجاد می کردند؟ اگر قرار باشد دولت بودجه دهد و عده ای بر سمند باشند، فلسفه وجودی مدیران چیست؟ آیا این نمودی از یک مدیریت موفق است؟
مروری بر نام فدراسیون های منتقد نشان از آن دارد که عموما در اختیار اشخاصی است که سابقه ای دیرینه در مدیریت ورزش دارند. نمونه مشخص آن ناطق نوری رئیس بوکس است که مدت هاست سکان هدایت این رشته را برعهده دارد. آیا آنها در این سال ها نتوانسته اند به درآمدهایی پایدار دست یابند؟ ...
مدیرانی که فقط خرج می کنند
کشتی، بوکس، فوتبال، جودو و ...، کار را به جایی رسانده اند که گاها اتفاقات عجیبی در آنها روی می دهد. در جودو کار به جایی رسیده که در کوتاه ترین زمان ممکن ایپو می شوند. بوکسورها حتی نمی توانند غذای روزمره خود را تامین کنند. کشتی که به یک تراژدی با ابعادی ملی تبدیل شده است. در فوتبال نیز هر چه می شود، از نرسیدن پول دولت می گویند. در بقیه فدراسیون ها نیز وضع چندان متفاوت نیست؛ مگر انگشت شماری که ساز و کاری مشخص و منظم دارند.
کشتی، بوکس، فوتبال، جودو و ...، کار را به جایی رسانده اند که گاها اتفاقات عجیبی در آنها روی می دهد. در جودو کار به جایی رسیده که در کوتاه ترین زمان ممکن ایپو می شوند. بوکسورها حتی نمی توانند غذای روزمره خود را تامین کنند. کشتی که به یک تراژدی با ابعادی ملی تبدیل شده است. در فوتبال نیز هر چه می شود، از نرسیدن پول دولت می گویند. در بقیه فدراسیون ها نیز وضع چندان متفاوت نیست؛ مگر انگشت شماری که ساز و کاری مشخص و منظم دارند
مروری بر نام فدراسیون ها نشان از آن دارد که عموما در اختیار اشخاصی است که سابقه ای دیرینه در مدیریت ورزش دارند. نمونه مشخص آن ناطق نوری رئیس فدراسیون بوکس است که مدت های مدیدی است سکان هدایت این رشته را برعهده دارد. آیا آنها در این سال ها نتوانسته اند به درآمدهایی پایدار دست یابند؟ در سنوات گذشته چگونه بوده است؟ آیا اداره یک فدراسیون با بودجه بیت المال، امری ویژه و ناشدنی از سوی دیگران بوده است؟ در حقیقت، شرایط کنونی دارای این پیام نیز بوده که در نبود بودجه دولت، فدراسیون هایی مانند کشتی و فوتبال که از ظرفیت های بی بدیلی برای درآمدزایی برخوردارند، با مدیران کنونی توانایی اداره روزمره خود را هم ندارند.

ورزش و آینده ای مبهم
این روزها هشداری جدی نیز برای ورزش و تصمیم سازان اصلی دوبت جدید دارد. خروجی این پدیده اجتماعی با این هزینه های یک سویه چه بوده است؟ اگر دولت سالانه میلیاردها تومان هزینه ورزش می کند، چه عایدی در قبال آن داشته است؟ روابط متقابل این دو در سال به چه شکل است؟ و ... این پرسش ها پیشروی مدیرانی قرار دارد که سال هاست در راس قرار گرفته و از مزایای این وضعیت منتفع شده اند. حا باید از آنها پرسید که در سال های اخیر چه کرده اند.
در دوران دولت جدید، تحقیق و تدبیری در این راستا صورت گیرد که چرا ورزش باید در اختیار مدیرانی باشد که مهمترین شاخصه آنها، هزینه های یکسویه است. بد نیست گزارشی از درآمدزایی فدراسیون ها در یک سال اخیر منتشر شود تا مشخص شود مدیریت ها بر چه طریقی بوده است. فدراسیون هایی که سالانه میلیاردها تومان هزینه می کنند و شمار معدودی نیز بهره مند از مزایای آن هستند، در چه افقی قدم بر می دارند؟
منبع: مشرق


