«مامان، من این معلم رو دوست ندارم!» این جمله میتواند ذهن والد را پر از حدس و نگرانی کند؛ «حتماً باهاش بد حرف زده»، «حتماً بین بچهها فرق میگذاره»، «نکنه بچهام رو دوست نداره؟» اما قبل از تماس با مدرسه، بهتر است اول بفهمیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده است.

اول حرفش را بشنویم
در چنین موقعیتی نه سریع بگوییم «اشتباه میکنی» و نه بگوییم «چه معلم بدی!». اول بفهمیم چه چیزی باعث شده کودک چنین حسی پیدا کند. بپرسیم: «چی شد که این حس رو کردی؟» یا «معلم دقیقاً چی گفت؟» این سؤالها کمک میکنند بین احساس کودک و اتفاقی که واقعاً افتاده، تفاوت بگذاریم.

سختگیری با بدرفتاری فرق دارد
هر تذکر یا قانون سختگیرانهای به معنی «معلم بد» نیست؛ اما تحقیر، تمسخر، توهین، تهدید، برچسبزدن و تبعیض را نباید به حساب سختگیری گذاشت. حتی اگر از رفتار معلم عصبانی شدهایم، نگوییم «این معلم هیچی حالیش نیست!» کودک نباید احساس کند برای حمایت از او باید وارد جنگ با معلم یا مدرسه شود.

حمایت کنیم، اما زود قضاوت نکنیم
به کودک بگوییم: «میفهمم ناراحتت کرده و حرفت برام مهمه؛ بذار ببینیم دقیقاً چی شده.» این جمله هم به کودک اطمینان میدهد که شنیده شده و هم فرصت بررسی ماجرا را باقی میگذارد.

اول با معلم صحبت کنیم
اگر مسئله یک اتفاق موردی یا سوءتفاهم است، بهتر است ابتدا محترمانه با خود معلم صحبت کنیم؛ نه با لحن اتهامی، بلکه با توضیح دقیق چیزی که کودک تعریف کرده و پرسیدن نظر معلم درباره ماجرا. هدف این نیست که ثابت کنیم چه کسی مقصر است. مهم این است که تصویر کاملتری از ماجرا پیدا کنیم و ببینیم چطور میشود شرایط کودک را بهتر کرد.

بعضی نشانهها را جدیتر بگیریم
اگر کودک مدام از مدرسه رفتن امتناع میکند، قبل از مدرسه اضطراب شدیدی دارد، مرتب از ترس یک معلم خاص میگوید، موضوع فقط «دوست نداشتن معلم» نیست و باید جدیتر پیگیری شود و میتوان موضوع را با مدیر یا مسئول مربوط در مدرسه مطرح و پیگیری کرد.

قرار نیست کسی برنده شود
هدف ما نباید شکست دادن معلم یا اثبات اشتباه مدرسه باشد؛ هدف این است که کودک بتواند در کلاس، هم احساس امنیت و احترام داشته باشد و هم فرصت یادگیری و رشدش را از دست ندهد.




پیام شما به ما