دانش‌آموزی را تصور کنید که از درس خواندن و تکرار روزمره خسته شده و فقط می‌خواهد از ملال فرار کند. در گذشته شاید این بی‌حوصلگی او را به سمت دوستان، مدرسه یا یک فعالیت تازه می‌برد. اما امروزه ساده‌ترین راه، برداشتن گوشی و گشتن در فضای مجازی است.

فاطمه روستا
جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۳
دانش‌آموز امروزی؛ اسیر چرخه بی‌حوصلگی و گشت‌وگذار اینترنتی

دانش‌آموزی را تصور کنید که حوصله درس خواندن ندارد. کتاب را باز می‌کند، چند خط می‌خواند و دوباره می‌بندد. از خانه و والدینش هم خسته شده و دلش می‌خواهد از این فضای تکراری بیرون برود. شاید در گذشته همین بی‌حوصلگی، او را برای رفتن به مدرسه مشتاق می‌کرد؛ نه لزوما برای درس خواندن، بلکه برای دیدن دوستان، حرف زدن، بازی کردن یا حتی فقط فرار از ملال خانه.

اما امروز یک گزینه دیگر هم وجود دارد: چرخیدن در فضای مجازی.

کافی است گوشی را بردارد و وارد اینستاگرام، تیک‌تاک یا یوتیوب شود. دیگر لازم نیست از خانه بیرون برود تا اتفاقی برایش بیفتد. دیگران برای او سرگرمی، سفر، دوستی، هیجان و حتی رؤیا تولید می‌کنند و او فقط تماشا می‌کند.

و مشکل دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود!

ملال لزوماً احساس بدی نیست!

وقتی حوصله‌مان سر می‌رود، ممکن است به سراغ یک دوست برویم، از خانه بیرون برویم، کتابی برداریم، ورزش کنیم یا حتی شروع به خیال‌پردازی کنیم. مقاله‌ای در سال ۲۰۲۴ در مجله EMBO Reports منتشر شده است که کسالت را به عنوان یک «احساس منحصر به فرد انسانی» توصیف می‌کند. احساسی که اگر به خوبی مدیریت شود، می‌تواند الهام‌بخش تأمل، خلاقیت و حتی زندگی‌های پربارتر باشد.

اما گوشی یک راه بسیار ساده‌تر پیش پای ما می‌گذارد: هیچ کاری نکن؛ فقط اسکرول کن!

نوجوانی که حوصله ندارد کاری انجام دهد، اسکرول می‌کند. اسکرول کردن ملال را برای چند دقیقه می‌پوشاند اما الزاماً فعالیت معناداری ایجاد نمی‌کند. به این ترتیب، ملال دیگر نقطه شروع یک فعالیت نیست؛ بلکه به سکویی برای مصرف منفعلانه محتوا تبدیل شود.

در واقع فضای مجازی به نوجوان اجازه می‌دهد تا بدون اینکه واقعاً کاری انجام دهد، احساس کند که در حال تجربه کردن است:

  • سفر دیگران را می‌بیند؛ بدون سفر کردن.
  • مهمانی دیگران را می‌بیند؛ بدون معاشرت کردن.
  • موفقیت دیگران را می‌بیند؛ بدون اینکه خودش کاری برای رسیدن به موفقیت انجام داده باشد.
  • ورزش کردن دیگران را می‌بیند؛ بدون اینکه از جای خود بلند شود.

به عبارتی، زندگی دیگران به سرگرمی او تبدیل می‌شود. ویدئو بعدی هم همیشه در دسترس است. بنابراین دیگر لازم نیست برای غلبه بر بی‌حوصلگی، دست به عمل بزند. صرفا کافی است که تماشا کند. اینجاست که فضای مجازی رخوت را تشدید می‌کند.

اسکرول بی‌پایان و ملال فزاینده

شاید در نگاه اول، رفتن از یک ویدیو به ویدیوی دیگر راه ساده‌ای برای فرار از بی‌حوصلگی به نظر برسد؛ اما پژوهشی که توسط انجمن روان‌شناسی آمریکا منتشر شده، تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. این پژوهش نشان می‌دهد که جابه‌جا شدن مداوم میان ویدیوهای آنلاین، لزوماً ملال را از بین نمی‌برد. بلکه ممکن است آن را بیشتر کند و میزان لذت و درگیری فرد با محتوایی را که می‌بیند، کاهش دهد.

این مطالعه در قالب هفت آزمایش و با مشارکت بیش از ۱۲۰۰ نفر از ایالات متحده و دانشجویان دانشگاه تورنتو انجام شد. در آزمایش‌های اولیه، پژوهشگران مشاهده کردند که وقتی افراد حوصله‌شان سر می‌رود، تمایل دارند مرتب از یک ویدیو به ویدیوی دیگر بروند. نکته جالب این بود که خود افراد نیز تصور می‌کردند با عوض کردن مداوم ویدیوها، کمتر احساس کسالت خواهند کرد؛ گویی محتوای بعدی قرار است بالاخره همانی باشد که حوصله‌شان را سر جایش می‌آورد.

اما نتیجه برخلاف این انتظار بود. پژوهش نشان داد که «تعویض دیجیتال»، یعنی تماشای بخش‌های کوتاه ویدیوها، جلو زدن از آنها یا پریدن مداوم از محتوایی به محتوای دیگر می‌تواند احساس کسالت را افزایش دهد. به گفته کیتی تام، نویسنده اصلی مطالعه و پژوهشگر فوق‌دکترا در دانشگاه تورنتو، این جابه‌جایی مداوم باعث نمی‌شود که فرد بیشتر در محتوا درگیر شود؛ بلکه فرصت تجربه کردن و غرق شدن در آن را از او می‌گیرد.

این یافته برای فهم رابطه نوجوانان با فضای مجازی قابل توجه است. اگر هر بار که حوصله‌مان سر می‌رود، به جای انجام دادن کاری سراغ اسکرول کردن برویم، ممکن است وارد یک چرخه شویم. برای فرار از کسالت، مدام به دنبال محتوای تازه می‌گردیم. اما همین مصرف پراکنده و سطحی، لزوماً ملال را از بین نمی‌برد. حتی ممکن است آن را بیشتر کند.

در این حالت، گوشی دیگر راهی برای فرار از بی‌حوصلگی نیست. خودش به بخشی از چرخه‌ای تبدیل می‌شود که بی‌حوصلگی و انفعال را بازتولید می‌کند.

فضای مجازی تشدیدکننده دغدغه‌های دانش‌آموزان

اما اگر مسئله را فقط به عادت اسکرول کردن تقلیل دهیم، بخش مهمی از ماجرا را از دست داده‌ایم. نوجوان امروز فقط از ملال فرار نمی‌کند؛ او گاهی از مواجهه با آینده‌ای فرار می‌کند که برایش مبهم و نگران‌کننده است.

اگر جنگ و پیش‌بینی‌های پیرامون شروع دوباره آن را کنار بگذاریم، هنوز هم مسائل زیادی وجود دارند که باعث نگران شدن نوجوانان می‌شوند. مثلا:

  • دغدغه نوجوان پیرامون از بین رفتن مشاغل با هوش مصنوعی: چرا برای آینده‌ای نامعلوم درس بخوانم؟
  • دغدغه نوجوان پیرامون وضعیت اقتصادی: با درس خواندن، قرار است چه میزان حقوق بگیرم؟
  • دغدغه نوجوان پیرامون بی‌ارزش شدن مدرک دانشگاهی: با وجود این همه فارغ‌التحصیل و این‌که مدرک دانشگاهی دیگر تضمین‌کننده شغل نیست، چرا باید این همه سال برای گرفتن مدرک تلاش کنم؟
  • دغدغه نوجوان پیرامون مقایسه با همسالان: چرا بعضی هم‌سن‌وسال‌های من همین حالا پول درمی‌آورند، سفر می‌روند و زندگی جذابی دارند، در حالی که من باید چند سال دیگر هم درس بخوانم؟
  • و ...

همه ما در چنین شرایطی تمایل داریم که فردی بهمان آرامش دهد و از آینده‌ای بهتر خبر دهد. ولی وقتی نوجوان وارد فضای مجازی می‌شود، چنین خبری نیست.

یک روز ویدئویی درباره این می‌بیند که هوش مصنوعی قرار است شغل‌های زیادی را از بین ببرد. روز دیگر فردی از سختی پیدا کردن کار می‌گوید. روز بعد، زندگی مجلل یک بلاگر را می‌بیند که در همان سن‌وسال، ظاهراً به موفقیتی رسیده که خودش حتی تصورش را هم نمی‌تواند بکند. چند دقیقه بعد، ویدئویی درباره مهاجرت، درآمد دلاری، موفقیت، بدن ایده‌آل یا سبک زندگی دیگران جلوی چشمش ظاهر می‌شود.

او در مدرسه با یک آینده نامعلوم مواجه است و در گوشی با صدها تصویر از آینده‌هایی که ظاهراً دیگران به آن رسیده‌اند. و این ترکیب بسیار فرساینده است. همین فرسایش انرژی و روحیه باعث رخوت بیشتر نوجوان می‌شود.

مقابله با ملال دیجیتال؛ از محدودیت تا انتخاب

اگر فضای مجازی به بخشی از چرخه ملال و رخوت فرزندتان تبدیل شده، راه‌حل لزوماً حذف کامل آن نیست. در زمانی که بخش بزرگی از آموزش از طریق تلفن همراه انجام می‌شود، چگونه می‌خواهید آن را از زندگی فرزندتان حذف کنید؟

کیتی دیویس، پژوهشگر دانشگاه واشنگتن، میان دو نوع استفاده از شبکه‌های اجتماعی تفاوت می‌گذارد: «حواس‌پرتی‌های بی‌هدف» و «رفتارهای هدفمند». تماشای مداوم ریلزها و بالا و پایین کردن اکسپلور نمونه‌ای از نوع اول است. در مقابل، صحبت با یک دوست، پیدا کردن اطلاعات مشخص، دنبال کردن یک علاقه یا یادگیری مهارتی خاص، استفاده‌ای هدفمند محسوب می‌شود.

پژوهش دیویس نشان می‌دهد که استفاده هدفمند بیشتر با احساساتی مانند اعتمادبه‌نفس، غرور، اعتماد و قدردانی همراه بوده است. البته قرار نیست هر بار ورود به شبکه‌های اجتماعی هدفی جدی داشته باشد. گاهی یک ویدیوی کوتاه هم می‌تواند سرگرم‌کننده باشد. مشکل از جایی شروع می‌شود که چند دقیقه سرگرمی به اسکرول بی‌پایان تبدیل شود.

یکی از راه‌های ساده برای جلوگیری از این اتفاق، مکث کردن پیش از باز کردن برنامه است. دو سؤال می‌تواند کمک‌کننده باشد:

  • الان چرا می‌خواهم این برنامه را باز کنم؟
  • بعد از اینکه از آن خارج شدم، قرار است چه کار کنم؟

همین مکث کوتاه می‌تواند استفاده‌ای عادت‌وار را به انتخابی آگاهانه تبدیل کند. ممکن است نوجوان واقعاً بخواهد با دوستی صحبت کند، مطلبی یاد بگیرد یا محتوای مشخصی را ببیند. اما اگر متوجه شود فقط می‌خواهد از ملال فرار کند، شاید انتخاب بهتری وجود داشته باشد: قدم زدن، ورزش، صحبت با یک دوست، انجام دادن کاری عقب‌افتاده یا حتی تحمل چند دقیقه بی‌حوصلگی.

در مطالعه‌ای که دیویس و همکارانش انجام دادند، نوجوانان با دریافت یادآوری کوتاهی پیش از ورود به شبکه‌های اجتماعی، درباره هدف خود فکر می‌کردند؛ مثلاً «چه چیزی باعث می‌شود زمانی که در اینستاگرام هستم برایم ارزشمند باشد؟» یا «بعد از استفاده از این برنامه چه کار خواهم کرد؟» پس از دو هفته، آنها کاهش استفاده بی‌فکرانه و افزایش احساس استفاده معنادار و کنترل بر رفتار خود را گزارش کردند.

بنابراین شاید برای مقابله با رخوت دیجیتال، به جای جنگیدن مستقیم با گوشی، باید قصد و انتخاب را به لحظه‌ای برگردانیم که دستمان به سمت گوشی می‌رود. هدف این نیست که نوجوان بابت استفاده از گوشی احساس گناه کند؛ بلکه باید بتواند تفاوت میان «می‌خواهم کاری انجام دهم» و «فقط نمی‌خواهم حوصله‌ام سر برود» را تشخیص دهد.

در کنار این، والدین باید برای فعالیت‌های واقعی هم فرصت و امکانات فراهم کنند. صرفاً گفتنِ «کمتر از شبکه‌های اجتماعی استفاده کن» کافی نیست. اگر نوجوان بعد از کنار گذاشتن گوشی نداند با وقت و انرژی خود چه کند، احتمالاً دوباره به سراغ آن خواهد رفت.

نوجوان به فرصت‌هایی نیاز دارد که در آنها کاری انجام دهد، مطلبی یاد بگیرد، با دیگران ارتباط برقرار کند و نتیجه تلاشش را ببیند؛ از ورزش و فعالیت‌های هنری گرفته تا بازی‌های گروهی، سفر، اردو یا حتی مسئولیت‌های روزمره خانه.

در واقع، قرار نیست فقط یک سرگرمی را از نوجوان بگیریم. مسئله این است که تجربه «انجام دادن» را دوباره وارد زندگی او کنیم. در شبکه‌های اجتماعی، نوجوان عمدتاً تماشاگر زندگی دیگران است. اما در فعالیت‌های واقعی، خودش انتخاب می‌کند، تلاش می‌کند، شکست می‌خورد، دوباره امتحان می‌کند و در نهایت چیزی را تجربه یا خلق می‌کند.

به همین دلیل، کاهش استفاده از شبکه‌های اجتماعی زمانی مؤثرتر است که با افزایش فرصت‌های واقعی برای زندگی کردن، تجربه کردن و ارتباط گرفتن همراه شود. اگر فقط گوشی را از نوجوان بگیریم، ممکن است یک خلأ ایجاد کنیم؛ اما اگر جایگزین‌های واقعی داشته باشیم، کنار گذاشتن گوشی دیگر صرفاً یک محرومیت نیست، بلکه فرصتی برای بازگشت به زندگی واقعی است.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها