مهسا زحمتکش
شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹
خجالتی‌های مدرسه!

خیلی

از ما این صحنه رو دیدیم؛ بچه‌ای که تازه رفته مدرسه، یه روز برمی‌گرده و می‌گه: «من دیگه حرف نمی‌زنم!» یا «دیگه این لباسو نمی‌پوشم!» یا «فلان خوراکی رو دیگه نمی‌برم» پشت این تغییرها احتمالا یه حس تازه هست؛ ترس از قضاوت شدن.
با شروع مدرسه، نگاه دیگران برای کودک مهم میشه و مهمه که بدونیم چطور همراهش باشیم

خجالتی‌های مدرسه!


وقتی جوابش اشتباهه

بچه: «همه فهمیدن من بلد نیستم…»

نگیم: «خب اشتباه کردی دیگه! بی‌خیال.»
بگیم: «می‌فهمم اشتباه کردن جلوی بقیه سخته. ولی اشتباه کردن یعنی هنوز داری یاد می‌گیری، نه اینکه بلد نیستی.»

خجالتی‌های مدرسه!



وقتی درباره ظاهرش نظر میدن
لباس، مو، عینک یا هر چیزی که باعث شود احساس کند با بقیه فرق دارد.

نگیم: «اصلاً به حرفش اهمیت نده!»
بگیم: «می‌فهمم وقتی درباره ظاهرت نظر می‌دن، ناراحت می‌شی. دوست داری با هم فکر کنیم دفعه بعد چی جواب بدی؟»
 

خجالتی‌های مدرسه!



از غذا خوردن جلوی بقیه خجالت میکشه؟

شاید از ظرفش، شکل غذا یا مسخره‌شدن موقع غذاخوردن می‌ترسد.

نگیم: «این چه خجالتیه؟ غذاتو بخور!»
بپرسیم: «بیشتر از چی نگران شدی؟ اینکه مسخره‌ت کنن یا اینکه غذات با بقیه فرق داره؟»
گاهی پیدا کردن ریشه خجالت، از حل کردنش مهم‌تر است.

خجالتی‌های مدرسه!


همه دارن؛ فقط من ندارم!

وقتی بچه خودش را با بقیه مقایسه می‌کند، ممکن است از متفاوت بودن خجالت بکشد.
نگیم: «مهم نیست بقیه چی دارن! ما به بقیه چکار داریم؟»
بگیم: «می‌فهمم وقتی چیزی با بقیه فرق داره، ممکنه معذب بشی.»
بعد درباره این حرف بزنیم که متفاوت بودن، به معنی کمتر بودن نیست.

خجالتی‌های مدرسه!


کِی خجالت را جدی بگیریم؟
خجالت بخشی طبیعی از رشد است.
اما اگر ترس از قضاوت، زندگی کودک را محدود کند، باید جدی‌ترش گرفت.
مثلاً وقتی کودک:
● در کلاس از ترس قضاوت حرف نمی‌زند.
● از بازی و فعالیت گروهی فرار می‌کند.
● جلوی دیگران غذا نمی‌خورد.
● بعد از یک اتفاق خجالت‌آور، دیگر نمی‌خواهد به مدرسه برود.

خجالتی‌های مدرسه!

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها