در سال مالی ۲۰۲۵، درآمد آمریکا از فروش تسلیحات به دیگر کشورها به ۳۳۱.۱۸ میلیارد دلار رسید. این کشور همچنین در فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، با در اختیار داشتن ۴۳ درصد از صادرات جهانی سلاح، بزرگترین صادرکننده تسلیحات جهان بود؛ سهمی بیش از چهار برابر فرانسه، دومین صادرکننده بزرگ اسلحه.
جذابیت تسلیحات آمریکایی برای خریداران، تنها به فناوری و قدرت آتش آنها محدود نمیشود؛ بسیاری از این سلاحها در میدانهای جنگ واقعی نیز آزموده شدهاند. در واقع جنگهای خشونتطلبانه آمریکا مخصوصا در غرب آسیا، این فرصت را فراهم کرده است تا آمریکا کارآیی سلاحهایش را در جنگهایی واقعی نشان دهد. جنگهایی که کشته شدن غیرنظامیان در اثر این تسلیحات نیز «خسارات جانبی» نام گرفته است.
در این مقاله سراغ برخی از سلاحهایی میرویم که آمریکا برای نخستین بار در میدان نبرد واقعی از آنها استفاده کرده است. تسلیحاتی که پیش از آن، عمدتاً در مرحله آزمایش و توسعه بودند اما جنگ فرصت آزمودن آنها در شرایط واقعی را فراهم کرد.
نکته مهم: سلاحهایی که در این مقاله از آنها نام بردهایم، تنها تعداد محدودی از سلاحهایی هستند که آمریکا برای نخستین بار در میدانهای نبرد واقعی مورد استفاده قرار داده است.
جنگهای عراق و سلاحهای نوین آمریکایی
آمریکا در طی سالها سلاحها و سیستمهای تسلیحاتی را برای استفاده علیه اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ سرد توسعه داده بود اما نتوانسته بود آنها را بر علیه شوروی به کار گیرد. حملات آمریکا به عراق باعث شد تا فرصتی برای استفاده از سلاحها (مخصوصا بر علیه مردم عادی) فراهم شود.
به عنوان مثال، هواپیماهای رادارگریز، مانند بمبافکن B-۲ Spirit و جنگنده-بمبافکن F-۱۱۷ Nighthawk در طول جنگ سرد توسعه یافته بودند اما به صورت گسترده در عراق آزمایش شدند. این هواپیماهای رادارگریز در روزهای آغازین جنگ آمریکا و عراق برای از کار انداختن تأسیسات راداری و ارتباطی مورد استفاده قرار گرفتند تا سایر هواپیماها بتوانند بدون ترس از سرنگونی، بر فراز عراق پرواز کنند.
نتایج این آزمایش در نبرد واقعی نشان داد که هر دو هواپیمای رادارگریز عملکرد بهتری نسبت به حد انتظار داشتند. موفقیت عملیاتی آنها به توجیه ادامه سرمایهگذاری آمریکا در فناوریهای رادارگریز کمک کرد.
خودروهای جنگی بردلی و تانکهای اصلی نبرد M-۱ آبرامز برای استفاده علیه اتحاد جماهیر شوروی توسعه داده شده بودند اما تا دو جنگ عراق هرگز در نبرد مورد استفاده قرار نگرفته بودند. هر دو این سیستمهای تسلیحاتی شامل طیف گستردهای از فناوریهای جدید در ارتباطات، سیستمهای کنترل آتش کامپیوتری، فناوری دید در شب مادون قرمز و موتورهای جدید قدرتمند بودند. همچنین در M۱ از فلزات جدید و نوآورانهای مانند اورانیوم ضعیف شده در گلولهها و زره تانکها استفاده شده بود.
احتمالا شما هم نام موشک تاماهاک را زیاد شنیدهاید، موشکی که آمریکا به وسیله آن به مدرسه شجره طیبه در میناب حمله کرد و ۱۵۶ نفر از جمله ۱۲۰ کودک را شهید کرد. این موشکها نخستین بار در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) علیه عراق و سپس در لیبی و سوریه به کار گرفته شدند.
بمب GBU-۲۷ Paveway III
بر اساس یک گزارش رسمی وزارت دفاع آمریکا، استفاده رزمی از بمب هدایتشونده GBU-۲۷ Paveway III درر جریان جنگ خلیج فارس و در حملات به استان مثنی در عراق آغاز شد. این گزارش ثبت کرده است که از ۳ فوریه ۱۹۹۱، جنگندههای رادارگریز F-۱۱۷ نیروی هوایی آمریکا حملات خود به این مجموعه را با استفاده از GBU-۲۷ آغاز کردند.
حدود ۱۰ روز بعد، در ۱۳ فوریه، یکی از دردناکترین کاربردهای این موشک لیزری و نقطه زن رقم خورد: حمله هوایی آمریکا به پناهگاه «العامریه» در بغداد؛ حملهای که به کشته شدن صدها نفر انجامید. ۴۰۸ نفر در این حمله جان خود را از دست دادند؛ در میان قربانیان، ۲۶۱ زن و ۶۲ کودک و خردسال حضور داشتند. کوچکترین قربانی، نوزادی هفتروزه بود که بر اثر شدت آتشسوزی، هیچ اثری از پیکر او باقی نماند.
GBU-۲۷ گونهای از خانواده بمبهای Paveway III است که با سامانه هدایت لیزری، امکان اصابت دقیق به هدف را فراهم میکند. این بمب برای حمله به اهداف مستحکم طراحی شده بود. F-۱۱۷، بهدلیل توانایی نفوذ به حریم هوایی تحت پوشش پدافند و حمله دقیق به اهداف زمینی، یکی از مهمترین حاملهای آن در جنگ خلیج فارس بود.
البته آمریکا حمله به غیرنظامیان را انکار کرد. مقامات پنتاگون و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) مدعی بودند که این ساختمان، برخلاف ظاهر غیرنظامی آن، بهعنوان یک مرکز فرماندهی و کنترل مورد استفاده قرار میگرفته است. اما شواهد نشان میداد که نیروهای آمریکایی به خوبی از حضور مردم عادی در این مکان آگاه بودند.
بمب ۲۲هزار پوندی
در آوریل ۲۰۱۷، ارتش ایالات متحده بمبی ۲۲ هزار پوندی (حدود ۱۰ تن) را که پیش از این هرگز استفاده نشده بود و به «مادر همه بمبها» شهرت دارد، بر سر نیروهای داعش در افغانستان فرو ریخت. فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان اعلام کرد که این بمب بهترین گزینه برای هدف قرار دادن شبکه تونلهای گروه داعش در استان ننگرهار، واقع در شرق افغانستان، تشخیص داده شد.
این بمب که نام رسمی آن GBU-۴۳ یا «بمب عظیم انفجار هوایی (MOAB)» است، بزرگترین بمب غیرهستهای است که تا آن زمان، توسط ارتش آمریکا در میدان نبرد استفاده شده بود.
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، استفاده از چنین سلاحی در خاک کشورش را مورد انتقاد قرار داده بود. او در توییتر نوشت: «این جنگ علیه تروریسم نیست، بلکه سوءاستفادهای غیرانسانی و بسیار بیرحمانه از کشور ما به عنوان میدان آزمایش سلاحهای جدید و خطرناک است.»
موشک Hellfire R۹X
موشک اصلاحشده Hellfire R۹X که بعدها به «بمب چاقویی» یا «موشک نینجا» شهرت یافت، نیز یکی از سلاحهایی است که آمریکا اولین بار آن را در خاورمیانه امتحان کرد.
تا سال ۲۰۱۷، وجود این سلاح در هالهای از رازداری قرار داشت و حتی پس از نخستین استفاده نیز جزئیات آن برای مدتی فاش نشد. نخستین مورد شناختهشده، حملهای در فوریه ۲۰۱۷ در استان ادلب سوریه بود که طی آن «ابوالخیر المصری»، از رهبران ارشد القاعده و معاون وقت ایمن الظواهری، هنگامی که با خودرو در حرکت بود، کشته شد.
تصاویر خودروی هدفگرفتهشده، برخلاف آثار معمول یک حمله موشکی، از انفجار گسترده یا سوختگی حکایت نمیکرد؛ بلکه سقف خودرو شکافته و بخش داخلی آن بهشدت آسیب دیده بود. همین الگوی غیرمعمول، بعدها به یکی از نخستین نشانههای استفاده از R۹X تبدیل شد.
هلفایر R۹X در واقع گونهای اصلاحشده از خانواده موشکهای AGM-۱۱۴ Hellfire است؛ موشکهایی که در اصل برای مقابله با اهداف زرهی، بهویژه تانکها، توسعه یافته بودند. در نسخه R۹X، بهجای کلاهک انفجاری متعارف، یک سازوکار غیرانفجاری به کار گرفته شده است که بر انرژی جنبشی و تیغههای فلزی متکی است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، شش تیغه در لحظات پایانی پیش از برخورد از بدنه موشک باز میشوند و همراه با جرم فلزی متراکم موشک، مستقیماً هدف را مورد اصابت قرار میدهند.
نکته عجیب این ماجرا این است که داعش به واسطه حمایت مالی گسترده آمریکا از نیروهای ضد دولت اسد در سوریه پدید آمد. بعدها نیز وجود داعش خود دلیلی شد که آمریکا سلاحهایش را در سوریه امتحان کند.
بمب GBU-۵۷
۱ تیر ۱۴۰۴، ترامپ، اعلام کرد که ایالات متحده به سه تأسیسات هستهای ایران، از جمله تأسیسات غنیسازی فردو، حمله کرده است.
سلاح اصلی آمریکا برای حمله به این تأسیسات زیرزمینی، GBU-۵۷ Massive Ordnance Penetrator (MOP) بود؛ یکی از بزرگترین بمبهای متعارف زرادخانه آمریکا که مشخصاً برای نفوذ به تأسیسات سخت و عمیقاً مدفون طراحی شده است. این بمب حدود ۱۳.۶ تن وزن دارد و بیش از ۵۳۰۰ پوند مواد منفجره حمل میکند. نیروی هوایی آمریکا میگوید GBU-۵۷ میتواند به اهدافی در عمق حدود ۶۱ متری زیر زمین برسد و سپس منفجر شود.
نحوه عملکرد آن با یک بمب معمولی تفاوت اساسی دارد. GBU-۵۷ به جای آنکه صرفاً در سطح زمین یا نزدیک آن منفجر شود، با اتکا به جرم و سرعت بالای خود ابتدا به لایههای سخت زمین یا سازه نفوذ میکند و سپس مواد منفجره خود را در عمق هدف منفجر میسازد. همین ویژگی، این بمب را برای حمله به تأسیسات مستحکم و زیرزمینی طراحی کرده است.
حمله به ایران در ۱ تیر، از این نظر یک نقطه عطف بود: این بمب برای نخستین بار در یک عملیات رزمی به کار گرفته شد. به گفته ارتش آمریکا، در این عملیات مجموعاً ۱۴ فروند GBU-۵۷ علیه سه سایت هستهای ایران به کار رفت. هفت بمبافکن رادارگریز B-۲ این بمبها را حمل کردند؛ بمبافکنهایی که برای حمل چنین مهمات سنگینی طراحی شدهاند.
موشک PrSM
موشک بالستیک تاکتیکی یا PrSM، ساخته شرکت لاکهید مارتین، یکی از تسلیحات جدید ارتش آمریکا است که نخستین استفاده شناختهشده از آن به ۹ اسفند ۱۴۰۴ بر میگردد. روزی که مناطق مسکونی شهر لامرد در استان فارس، هدف حمله ۴ فروند این موشکها قرار گرفتند.
تفاوت مهم PrSM با بسیاری از موشکهای متعارف، نوع کلاهک آن است: این موشک در ارتفاعی بالاتر از سطح زمین منفجر میشود و دهها هزار ساچمه فلزی را در جهات مختلف پرت میکند. موشکی که به واسطه همین قابلیت، نوعی سلاح مرگبار توصیف شده است که با هدف «قربانیگیری» به کار میرود.
در عصر ۹ اسفند، ۴ عدد از این موشکها، به محدوده سالنی ورزشی و دو منطقه مسکونی شهر اصابت کردند. هر موشک حدود ۱۸۰هزار ترکش و در مجموع حدود ۷۲۰هزار ترکش در سطح شهر پراکنده کرد. بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته، عکسها و ویدئوهای منتشرشده نشان میداد که بهجای ایجاد یک گودال بزرگ، آثار برخورد ساچمهها روی خودروها، خیابانها و ساختمانهای اطراف پراکنده شده است.
بر اثر اصابت ترکشها ۲۳ نفر شهید شدند و حدود ۱۲۸ نفر مجروح شدند. افرادی که بعضی از آنها در حیاط خانه خود هدف این ترکشها قرار گرفتند. البته ارتش آمریکا مسئولیت این جمله را نپذیرفت. ولی کارشناسان تسلیحاتی مورد استناد آسوشیتدپرس، نیویورک تایمز و بیبیسی، با بررسی شکل موشک، نحوه انفجار و الگوی خسارت، نشان دادند که در این جنایت جنگی، از PrSM استفاده شده است. موضوعی که بعدا توسط سازمان ملل نیز تایید شد.
و در پایان
تاریخ جنگهای آمریکا فقط تاریخ بمبارانها و عملیات نظامی نیست؛ تاریخ آزمودن نسلهای مختلفی از سلاحها در میدانهای واقعی نیز هست. پیشرفت فناوریهای نظامی معمولاً با واژههایی مانند دقت، قدرت، برد و کاهش خسارت جانبی توصیف میشود. اما در سوی دیگر این معادله، انسانهایی قرار دارند که در محدوده این سلاحها زندگی میکنند.
از همین رو، وقتی ارتش آمریکا از «نخستین استفاده رزمی» یک سلاح جدید سخن میگوید، باید بپرسیم که هزینه این آزمونهای واقعی را چه کسانی میپردازند؟ بیگناهانی که معمولا از آنها به عنوان «خسارت جانبی» نام برده میشود.
جنگهای آمریکا ممکن است برای ارتش این کشور میدان آزمودن قابلیتهای جدید باشد اما برای مردمی که در آن زندگی میکنند، «آزمایش» نیست؛ زندگی واقعی آنهاست.



پیام شما به ما