کتک زدن در کودکان، نشانه‌ای از ناتوانی در بیان احساسات و کنترل هیجان است، نه پلیدی شخصیت آن‌ها. با توقف قاطعانه و آرام در لحظه، پرهیز از تنبیه بدنی و خشونت کلامی، نام‌گذاری احساسات و آموزش کلمات جایگزین، می‌توان این رفتار را هدایت کرد.

مهسا زحمتکش
شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۴
با کودکی که دیگران را می‌زند، چه کنیم؟

یک هل دادن در مهمانی، یک سیلی به خواهر یا برادر، گاز گرفتن هم‌بازی در مهدکودک یا کوبیدن دست روی صورت مادر؛ برای خیلی از والدین این صحنه‌ها با یک سؤال جدی همراه است: «با بچه‌ای که دیگران را می‌زند، دقیقاً باید چه کار کرد؟»

 اولین نکته این است که زدن را نباید بی‌اهمیت دانست، اما نباید خود کودک را هم با این رفتار یکی کرد. کودکِ کتک‌زن، لزوماً «بچه خشن» یا «بچه بد» نیست. به‌خصوص در سنین پایین، کودک هنوز در حال یاد گرفتن کنترل خشم، تحمل ناکامی و بیان خواسته‌هایش با کلمات است. گاهی خستگی، گرسنگی، حسادت، ناکامی یا ناتوانی در گفتنِ «من این را می‌خواهم» باعث می‌شود دست کودک زودتر از زبانش واکنش نشان دهد.

همان لحظه چه کنیم؟ اول جلوی دست را بگیریم

 وقتی کودک کسی را می‌زند، زمان مناسبی برای نصیحت‌های طولانی نیست. اول باید رفتار را متوقف کرد و امنیت طرف مقابل را حفظ کرد.

 اگر کودک دوباره دست بلند می‌کند، دستش را آرام بگیرید، او را از موقعیت دور کنید و کوتاه و محکم بگویید:  «ما کسی رو نمی‌زنیم. زدن درد داره.»  نه فریاد لازم است، نه تهدید و نه تحقیر جلوی دیگران.

 آکادمی اطفال آمریکا و آکادمی روان‌پزشکی کودک و نوجوان آمریکا نیز بر همین اصل تأکید دارند: وقتی درگیری فیزیکی شکل گرفته، والد باید مداخله کند، کودکان را از هم جدا کند و با یک قانون روشن و ثابت نشان دهد که زدن قابل قبول نیست.

پژوهش‌های متعدد بین‌المللی (از جمله مرور نظام‌مند مرکز PubMed در سال ۲۰۲۴) ثابت کرده‌اند که تنبیه بدنی نه تنها رفتار پرخاشگرانه را درمان نمی‌کند، بلکه آن را تشدید می‌کند.

احساسش را بفهم؛ رفتارش را تأیید نکن

 یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های تربیت مؤثر با واکنش‌های هیجانی این است که احساس کودک را از رفتارش جدا کنیم.  مثلاً اگر کودک چون خواهرش اسباب‌بازی‌اش را برداشته او را زده، می‌توان گفت:  «می‌دونم خیلی عصبانی شدی چون اسباب‌بازیت رو برداشت.»

 و بعد:  «ولی عصبانی بودن دلیل نمی‌شه کسی رو بزنیم.» این جمله ساده، یک پیام مهم به کودک می‌دهد: خشم داشتن اشکالی ندارد؛ آسیب زدن اشکال دارد.

 هدف این نیست که کودک را از عصبانی شدن بترسانیم. قرار است کم‌کم یاد بگیرد با عصبانیتش چه کند.

فقط نگوییم «نزن»؛ راه دیگری هم نشانش بدهیم

 به کودک گفتنِ «نزن» لازم است، اما کافی نیست. او باید بداند به جای زدن چه کاری می‌تواند انجام دهد.

 مثلاً:  «نوبت منه.»  «منم می‌خوام بازی کنم.»  «مامان، کمکم کن.»  «عصبانی شدم.»  «این کارتو دوست ندارم.»

 برای کودک کوچک‌تر، حتی می‌توان این جمله‌ها را در زمانی که آرام است تمرین کرد. چون قرار نیست کودک وسط عصبانیت، ناگهان مهارتی را که هیچ‌وقت تمرین نکرده، به کار بگیرد.

عذرخواهی اجباری، مسئله را حل نمی‌کند

 خیلی وقت‌ها بعد از دعوای بچه‌ها، اولین جمله بزرگ‌ترها این است: «بگو ببخشید!»

 عذرخواهی کردن ارزشمند است، اما اگر کودک هنوز از شدت عصبانیت آرام نشده، یک «ببخشید» اجباری لزوماً چیزی به او یاد نمی‌دهد.  بهتر است بعد از آرام شدن، با او درباره اتفاق حرف بزنیم:  «دوستت رو زدی و دستش درد گرفت. به نظرت الان چه کاری می‌تونی بکنی؟»

 ممکن است عذرخواهی کند، آب بیاورد، اسباب‌بازی را پس بدهد یا برای جبران کاری انجام دهد. اینجا هدف فقط گرفتن یک کلمه نیست؛ هدف، یاد گرفتن مسئولیت‌پذیری است.

بدترین جواب به «زدن»، یک زدن دیگر است!

 شاید هنوز هم بعضی از بزرگ‌ترها بگویند: «یک بار بزنش تا بفهمه زدن بده.»

 اما این روش از نظر علمی دفاع‌پذیر نیست. کودک در آن لحظه ممکن است اصلاً پیام «زدن کار بدی است» را نگیرد؛ چیزی که می‌بیند این است که وقتی کسی عصبانی است، می‌تواند از زور استفاده کند.

 آکادمی اطفال آمریکا توصیه می‌کند والدین از تنبیه بدنی، سیلی، کتک، تهدید، تحقیر و شرمنده کردن کودک استفاده نکنند. شواهد نشان می‌دهد تنبیه بدنی نه‌تنها روش مؤثری برای آموزش خودکنترلی نیست، بلکه می‌تواند با افزایش پرخاشگری و رفتارهای مشکل‌زا همراه باشد.

 پس اگر کودک می‌زند، پاسخ ما نباید تبدیل به نسخه بزرگسالانه همان رفتار شود. قبل از اینکه بگوییم «چرا این‌طوریه؟»، ببینیم «چه زمانی این‌طوری می‌شه؟»

 گاهی والد فقط رفتار را می‌بیند: «باز زد!» اما برای حل مسئله باید چند قدم عقب‌تر رفت:

 چه زمانی بیشتر می‌زند؟ وقتی خسته است؟ وقتی گرسنه است؟ وقتی کسی وسایلش را برمی‌دارد؟ وقتی به او «نه» می‌گوییم؟ وقتی مهمان داریم؟ وقتی با بچه دیگری بازی می‌کند؟

 پیدا کردن این الگوها خیلی مهم است. مثلاً اگر کودک تقریباً همیشه وقتی خواب‌آلود است پرخاش می‌کند، شاید بخشی از راه‌حل، تنظیم خواب و کم کردن موقعیت‌های تنش‌زا باشد. اگر بیشتر هنگام رقابت با خواهر یا برادرش دست بلند می‌کند، باید روی نوبت گرفتن، درخواست کردن و حل اختلاف تمرین بیشتری انجام شود.

 یعنی به جای اینکه فقط دنبال «تنبیه مناسب» باشیم، دنبال علت و موقعیت تحریک‌کننده رفتار هم می‌گردیم.

اگر در خانه مهمان داریم، چه؟

 یکی از موقعیت‌های رایج برای والدین، مهمانی و جمع‌های خانوادگی است؛ جایی که ممکن است کودک جلوی بقیه بچه‌ها را بزند و چند بزرگ‌تر هم‌زمان شروع کنند به نصیحت کردن یا مقایسه کردن:  «ببین بچه فلانی چقدر آرومه!»  «چند بار باید بهت بگم؟»  «آبرومون رو بردی!»

 این واکنش‌ها معمولاً کمکی نمی‌کنند. بهتر است یکی از والدین کودک را از جمع کمی دور کند، او را آرام کند و همان قانون همیشگی را تکرار کند:  «ما توی این خونه و جمع، همدیگه رو نمی‌زنیم.»

 بعد، وقتی آرام شد، درباره راه جایگزین حرف بزنید. قانون باید کوتاه، روشن و قابل پیش‌بینی باشد؛ نه اینکه هر بار با توجه به اینکه چه کسی حضور دارد، تغییر کند.

چه زمانی دیگر نباید فقط بگوییم «بچه است، درست می‌شود»؟

 پرخاشگری در سال‌های اولیه زندگی می‌تواند بخشی از رشد باشد، اما قرار نیست هر نوع یا هر میزان از آن را طبیعی بدانیم.  اگر کودک مرتب دیگران را می‌زند، ضربه‌ها شدید است، باعث زخم و آسیب می‌شود، به بزرگسالان هم حمله می‌کند، در مهد یا مدرسه مرتب درگیر می‌شود یا این رفتار برای هفته‌ها ادامه پیدا می‌کند و زندگی خانوادگی و روابطش را مختل کرده است، بهتر است موضوع با روان‌شناس یا روان‌پزشک کودک بررسی شود.

 آکادمی اطفال آمریکا نیز توصیه می‌کند در صورت تداوم پرخاشگری یا ایجاد آسیب برای کودک و دیگران، از متخصص کمک گرفته شود.

 هنگام رخ دادن رفتار «زدن»، مداخلهٔ سریع، قاطع و در عین حال آرام والد بسیار حیاتی است. طبق توصیهٔ آکادمی روان‌پزشکی کودک و نوجوان آمریکا (AACAP) و آکادمی اطفال آمریکا (AAP)، گام‌های زیر باید اجرا شوند: ۱. توقف فوری و ایمن‌سازی ۲. پیام روشن و کوتاه ۳. نام‌گذاری هیجان ۴. آموزش رفتار جایگزین

والد، بخشی از راه‌حل است

 نکته مهمی که پژوهش‌های جدید بر آن تأکید دارند این است که برای کاهش پرخاشگری کودک، فقط نباید خود کودک را «اصلاح» کنیم. والد هم باید ابزارهای درست واکنش نشان دادن را یاد بگیرد.

 مرور پژوهش‌های مربوط به مداخلات والدگری نشان داده است برنامه‌هایی که به والدین کمک می‌کنند رفتار کودک را بهتر مدیریت کنند، قوانین روشن بگذارند، رفتار مناسب را بیشتر تقویت کنند و در موقعیت‌های تنش‌زا واکنش مؤثرتری داشته باشند، می‌توانند به کاهش رفتارهای مشکل‌زا کمک کنند.

 این یعنی اگر کودک هر بار با عصبانیت دست بلند می‌کند، راه‌حل فقط این نیست که «چطور مجبورش کنیم دیگر نزند؟» سؤال بهتر این است:  «چطور کمکش کنیم دفعه بعد، وقتی عصبانی شد، راه دیگری بلد باشد؟»

 و شاید خلاصه تمام ماجرا همین باشد:

 احساست قابل قبول است؛ آسیب زدن نه.
 عصبانی باش، اما نزن.
 اعتراض کن، اما آسیب نزن.
 کمک بخواه، حرف بزن و اگر لازم شد از موقعیت دور شو.

 کودک قرار نیست از روز اول بلد باشد خشمش را مدیریت کند؛ قرار است ما این مهارت را قدم‌به‌قدم به او یاد بدهیم.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها