در این روزها، به جای تمرکز روی کارهایی که «انجام ندادهاید»، به این فکر کنید که با وجود خستگی، هنوز در کنار فرزندتان هستید. همین حضور، خودش به تنهایی یک موفقیت است.
عذاب وجدان والدین در روزهای سخت، اغلب به دیواری بلند میان آنها و تربیت اصولی تبدیل میشود که در آن، جای خالیِ حضور یا امکانات با «بله» گفتنهای بیقیدوشرط پر میشود.
وقتی بحرانهای بیرونی یا تنشهای خانوادگی آرامش خانه را میبلعند، کلمات ساده از کارکرد اصلی خود خارج شده و همچون جرقههایی در انبار باروت، بهانهای برای انفجارهای پیدرپی عاطفی میشوند.
والدین معمولاً از سر خیرخواهی و برای کاهش اضطراب فرزندشان به جملاتی مثل «فقط مثبت فکر کن» یا «اتفاق خاصی نیفتاده» پناه میبرند. اما برای نوجوان این جملات به معنای رد صلاحیت احساسات اوست.
در روزهای سخت جنگ و حماسه، حضور نوجوانان در تجمعات محله تنها یک پیادهروی ساده نیست؛ بلکه تمرین مسئولیتپذیری و چشیدن طعم اثرگذاری در سرنوشت وطن است.
تابآوری به معنای نبودن درد نیست؛ بلکه توانایی زندگی در میانه طوفان است. نوجوان ما باید ببیند که ما با وجود تمام خسارتها، هنوز به فکر فردا هستیم.
در بحرانهای ملی، کودکان بیش از آنکه به تحلیل سیاسی نیاز داشته باشند، به «لنگر عاطفی» نیاز دارند. آن لنگر، شما هستید.
خاطرات شب بیداریهای ماه رمضون، تا ابد در گوشه ذهن کودک باقی میمونه


