یک پوستر اینستاگرامی، یک شماره کارت و چند پیام در دایرکت؛ مسیر ورود به بعضی مهمانیهای شبانه این روزها همینقدر ساده است. پارتیهایی که تبلیغشان در شبکههای اجتماعی انجام میشود و بلیتشان آنلاین به فروش میرسد، اما برخلاف تصور، لوکیشن برگزاریشان باغهای دورافتاده حاشیه شهر نیست!
در واقع، برخی از کافههای تهران از ساعت ۸ تا پاسی از شب برای همین «پارتیهای اینستاگرامی» رزرو شده و رسماً به یک کلاب شبانهِ خودمختار تغییر کاربری میدهند. بازار این پارتیها آنقدر داغ و بیدردسر است که نمونههای آن در پیجهای مختلف اینستاگرام با عنوان پارتیهای شبانه و کلاب شبانه تبلیغ میشود. هزینه ورودی به این کلابها هم عجیب است؛ برای دخترها ۳۵۰ هزار تومان و برای پسرها یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان آب میخورد.
بهعنوان مشتری به یکی از همین صفحات پیام دادیم و جوابی که گرفتیم این بود: «همهچیز از پوشش و رقص تا نوشیدنی آزاده!» بعد از واریز وجه، به جای یک آدرس ساده، یک بلیت دیجیتال کاملاً حرفهای با کیوآرکدِ اختصاصی دریافت کردیم؛ دیجی اختصاصی با لوکیشن دقیق در یکی از کافههای معروف سعادتآباد! برگزارکننده برای جذب بیشتر افراد و کاسبیِ بهتر، در ویس خود تأکید میکند صندلی بهتری نزدیک دیجی نصیب کسی میشود که هرچه سریعتر پول را کارتبهکارت کند.
برخی کافهداران در مناطقی مثل غرب و شمال تهران، ساعات پایانی شب را حیاط خلوتِ بیقانونِ خود میدانند. آنها درهایشان را به روی مشتریان عادی میبندند تا فقط به مهمانان «ویژه» ای که ورودیهای میلیونی پرداخت کردهاند، خدمات بدهند. برگزارکنندگان هم آنقدر خیالشان از بابت نظارت راحت است که برای رویدادشان پوستر رسمی میزنند و آن را علنی در فضای مجازی منتشر میکنند.
اما برگزاری این مهمانیها در دل شهر، پیامدها و آسیبهای پنهان و آشکار فراوانی به همراه دارد. در این آگهیهای دعوت به پارتی، کلمه «تامین امنیت» شوخی خندهداری به نظر میرسد! در فضایی که نظارت صفر است و همهچیز «آزاد» تلقی میشود، مزاحمت، درگیری، تعرض، سرقت، فیلمبرداری بدون رضایت از افراد و انتشار تصاویر، مصرف دخانیات و مواد ناشناخته و حتی بدحالشدن شرکتکنندگان در شلوغی، اتفاقات دور از ذهنی نیستند. در چنین محیطهای خودمختاری، مشخص نیست برگزارکننده و مسئول دقیقاً چه کسی است و اگر اتفاق ناگواری رخ دهد، هیچ مرجعی برای پاسخگویی وجود ندارد. شرکتکننده میماند و عواقب و آسیبهای جبرانناپذیر روانی و جسمی!
پیدا کردن این صفحات، واریز پول و دریافت بلیتِ ورود به این پاتوقهای بیقانون، برای ما فقط چند دقیقه زمان برد. حالا سؤال اینجاست؛ خوابِ نهادهای نظارتی، اتحادیه صنف کافهداران و اداره اماکن چقدر عمیق است که صدای دیجیها و بلیتفروشیِ علنی برای کلابهای شبانه در کافهها بیدارشان نمیکند؟ چطور یک واحد صنفی میتواند هر شب کرکرهها را نیمهپایین بکشد، قانون را دور بزند و هیچکس هم متعرض آن نشود؟



پیام شما به ما