آمریکا از تصویر اغراق‌شده، شیک و رویایی ژاپن (از تکنولوژی تا سوشی و انیمه) به عنوان یک ابزار بازاریابی سیاسی استفاده می‌کند.

طاهره چک
سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۰
ژاپن مستعمره مدرن و بزک‌شده آمریکا

برای اکثر ما ایرانی‌ها و شاید مردم برخی از نقاط جهان، نام «ژاپن» یادآور پیشرفت، تکنولوژی، نظم و اخلاق کاری باشد. در دهه هفتاد، ژاپن در فرهنگ عمومی ما مهاجرتگاهی رویایی برای کار و کسب درآمد بود؛ جایی که افراد پس از چند سال کار با سوغاتی‌های مدرن به کشور بازمی‌گشتند.

در سال‌های اخیر نیز ژاپن با ترندهایی نظیر ماچا، سوشی، انیمه و فلسفه‌های زندگی مانند «ایکیگای» فضای مجازی و سبک زندگی جهانیان را تسخیر کرده،   اما این تصویر رویایی و لوکس چقدر واقعی است و چقدر محصول یک پروژه دکترین سیاسی و رسانه‌ای است؟

شناخت دقیق تاریخ معاصر نشان می‌دهد که جذابیت خیره‌کننده ژاپن کاملاً اتفاقی نیست؛ بلکه حاصل انتخاب راهبردی ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم برای ساختن یک «ویترین تبلیغاتی» از جامعه سرمایه‌داری در مقابل چشم جهانیان بود.

تغییر موضع آمریکا از «ویرانی ژاپن» به «پایگاه‌سازی»

براساس اسناد رسمی روابط خارجی ایالات متحده آمریکا، پس از انهدام اتمی هیروشیما و ناگاساکی در سال ۱۹۴۵، ژاپن به تسلیم کامل درآمد و تحت اشغال نظامی آمریکا قرار گرفت. هدف اول واشنگتن، خلع سلاح و مجازات صنعتی ژاپن بود. اما با پیروزی انقلاب کمونیستی چین در سال ۱۹۴۹ و اوج‌گیری جنگ سرد با شوروی، معادلات کاخ سفید تغییر کرد.


آمریکا دریافت که یک ژاپن فقیر و ویران، زمینه‌ای مستعد برای نفوذ تفکرات چپ و کمونیسم است. در نتیجه، واشنگتن سیاستی موسوم به «چرخش معکوس» را انتخاب کرد. هدف این بود که ژاپن نه تنها بازسازی شود، بلکه به عنوان نماد غربی دموکراسی و رفاه در آسیا معرفی گردد تا به سایر کشورهای جهان نشان داده شود که همکاری با بلوک غرب تا چه حد سودآور است.
تصویری که امروزه از فرهنگ و سبک زندگی ژاپنی در جهان وجود دارد، محصول یک برندسازی رسانه‌ای تحت هدایت غرب برای تغییر نگرش عمومی نسبت به دشمن سابق جنگ جهانی دوم بود.

واگذاری امنیت: موتور محرک اقتصاد ژاپن

گزارش مرکز تحقیقات تاریخی نیروی دریایی آمریکا نشان می‌دهد پیشرفت صنعتی ژاپن با برنامه‌ریزی مستقیم و حمایت‌های همه‌جانبه مالی و نظامی آمریکا ممکن شد:


سفارش‌های نظامی جنگ کره: با شروع جنگ کره در سال ۱۹۵۰، ارتش آمریکا برای تأمین لجستیک خود بیش از ۲.۳ میلیارد دلار (معادل ده‌ها میلیارد دلار امروز) سفارش مستقیم به کارخانه‌های آسیب‌دیده ژاپنی مانند تویوتا داد و صنایع سنگین این کشور را از ورشکستگی نجات داد.

دکترین یوستیدا و حذف بودجه نظامی: طبق پیمان امنیتی ۱۹۵۱، آمریکا مسئولیت دفاع از ژاپن را بر عهده گرفت. این اقدام باعث شد ژاپن بخش اعظم بودجه کشوری را که باید صرف ارتش می‌کرد، مستقیماً به بخش تحقیق، توسعه و فناوری اختصاص دهد.

گشودن بازارهای جهانی: آمریکا با اعمال فشار دیپلماتیک، ژاپن را وارد پیمان تجاری گت (GATT) کرد و بازارهای مصرفی خود را به روی کالاهای ژاپنی باز کرد.

مهندسی تصویر و بازاریابی فرهنگی: چطور یک غذای ساده، لوکس شد؟

در کتاب «ژاپن نامحدود: بازآفرینی قدرت نرم» نوشته پروفسور آن الیسون آمده است: تصویری که امروزه از فرهنگ و سبک زندگی ژاپنی در جهان وجود دارد، محصول یک برندسازی رسانه‌ای تحت هدایت غرب برای تغییر نگرش عمومی نسبت به دشمن سابق جنگ جهانی دوم بود.

یکی از شفاف‌ترین نمونه‌های این برندسازی، فرهنگ غذایی و «سوشی» است. اصل سوشی در ژاپن یک غذای خیابانی، بسیار ساده و سنتی مبتنی بر برنج و یک قطعه ماهی خام بود و خبری از پیچیدگی‌های امروزی در آن نبود. اما وقتی این فرهنگ وارد آمریکا (به ویژه کالیفرنیا) شد، با افزودن ترکیباتی مانند آووکادو، پنیر و سس‌های متنوع بازآفرینی شد. رسانه‌ها و صنعت تصویرسازی غرب، سوشی را از یک غذای ساده به یک کالای گران‌قیمت، رویایی و نشان‌دهنده کلاس اجتماعی بالا در تمام دنیا تبدیل کردند.

ژاپن به عنوان سردمدار کشورهایی که مسیر همراهی با سیاست‌های آمریکا را پی گرفتند، به یک «مدل تجاری و تبلیغاتی» برای غرب تبدیل شد.

ژاپن در واقع یک «مستعمره مدرن و رتوش‌شده» است که اختیار ارتش، سیاست خارجی و بخشی از اقتصاد کلان خود را رسماً به کاخ سفید واگذار کرده است.
سود اصلی آمریکا از بازی با کارت ژاپن چیست؟

ایالات متحده آمریکا از بازسازی، حمایت و برندسازی رویایی ژاپن، ۳ بهره استراتژیک و حیاتی می‌برد که تمام هزینه‌های اولیه را برای واشنگتن توجیه می‌کند:


حیاط خلوت و ناو هواپیمابر تسخیرنشدنی در آسیا

اسناد راهبردی پنتاگون و گزارش مرکز تحقیقات کنگره آمریکا (CRS)نشان می‌دهد: آمریکا با گرفتن حق دفاع امنیتی از ژاپن در سال ۱۹۵۱، این کشور را به بزرگ‌ترین پایگاه نظامی فرامرزی خود تبدیل کرد. امروز بیش از ۵۰ هزار نظامی آمریکایی و ده‌ها پایگاه کلیدی (از جمله جزیره استراتژیک اوکیناوا) در خاک ژاپن مستقر هستند. ژاپن عملاً به یک «ناو هواپیمابر غرق‌نشدنی» برای آمریکا تبدیل شده تا بدون پرداخت هزینه‌های حفظ یک امپراتوری مستقیم، تمام خطوط دریایی، چین، روسیه و شبه‌جزیره کره را زیر نظر و زیر ضرب داشته باشد.


ساخت بزرگ‌ترین «مشتری وابسته‌ساز» برای اقتصاد و ارز آمریکا

طبق اسناد خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا، ژاپن ثروتمند شد، اما این ثروت مستقیماً به شریان‌های مالی آمریکا پمپاژ می‌شود. ژاپن با بیش از ۱.۱ تریلیون دلار، بزرگ‌ترین دارنده اوراق قرضه دولتی آمریکا در جهان است. یعنی درآمد حاصل از تلاش مردم ژاپن، بدهی‌های سنگین و کسر بودجه دولت آمریکا را تأمین مالی می‌کند. از سوی دیگر، وابسته نگه‌داشتن ساختار صنعتی ژاپن به بازارهای مصرفی و استاندارهای آمریکایی باعث شده که ژاپن هرگز نتواند از قلمرو اقتصادی دلار خارج شود.
 

 الگوی زنده برای رام‌کردن سایر کشورها (برندسازی تسلیم)

طبق اسناد شورای امنیت ملی آمریکا، بزرگ‌ترین بهره تبلیغاتی و ادراکی آمریکا این است که ژاپن را به عنوان «جایزه اهلی شدن» به بقیه دنیا نشان می‌دهد. پیام آمریکا به کشورهای جهان سوم و مستقل روشن است: «ببینید! ژاپن دشمن خونین ما بود، به آن حمله اتمی کردیم و کاملاً مطیع ما شد؛ حالا به موفق‌ترین و لوکس‌ترین کشور دنیا تبدیل شده است

آمریکا از تصویر اغراق‌شده، شیک و رویایی ژاپن (از تکنولوژی تا سوشی و انیمه) به عنوان یک ابزار بازاریابی سیاسی استفاده می‌کند تا به جوامع دیگر بگوید اگر استقلال خود را تحویل واشنگتن دهید، رفاه و جذابیت به دست می‌آورید؛ غافل از اینکه ژاپن در واقع یک «مستعمره مدرن و رتوش‌شده» است که اختیار ارتش، سیاست خارجی و بخشی از اقتصاد کلان خود را رسماً به کاخ سفید واگذار کرده است.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها