گاردین در گزارشی روایت میکند که ایران و ایالات متحده چند شب متوالی است که در حال تبادل ضربات نظامی با یکدیگر هستند و نشانههای زیادی وجود دارد که ثابت میکند این درگیریهای مجدد بدتر هم خواهد شد. دیپلماسی تهران و واشنگتن همچنان فرسنگها با هم فاصله دارد و اگرچه آمریکا برتری نظامی چشمگیری دارد، اما ایران نیز توانایی بیش از حدی برای وارد کردن آسیب و خسارت داراست.
تحولات روز جمعه نمونه بارز این موضوع است. موجی از حملات آمریکا با موشکهایی که از جنگندهها، پهپادها و ناوهای جنگی شلیک شدند، بنادر ایران و جنوب کشور را هدف قرار دادند؛ این حملات باعث فرو ریختن یک برج در چابهار و تخریب برخی بزرگراهها و پلهای منتهی به بندرعباس در تنگه هرمز شد، که احتمالاً تلاشی برای قطع دسترسی به این بندر بوده است.
ایران نیز به روش همیشگی و آشنای خود، با حمله به متحدان آمریکا یعنی قطر، بحرین و از همه مهمتر کویت پاسخ داد. در کویت، یک نیروگاه برق و تاسیسات آبشیرینکن مورد اصابت قرار گرفت که باعث آتشسوزی و حجم نامشخصی از خسارت شد. فرآیند شیرینسازی آب برای تأمین آب آشامیدنی در منطقه خشک خلیج فارس حیاتی است و تخمین زده میشود که ۹۰ درصد نیازهای کویت را تأمین میکند.
همچنین پایگاههای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس و پالایشگاههای نفت بحرین نیز از آماج حملات ایران در امان نماندهاند.
اسناد لو رفته اطلاعاتی آمریکا فاش کرد که برخلاف ادعای ۹۱ درصدی ترامپ، ایران توانسته ۷۰ درصد از توان موشکی و ۳۰ سایت پرتاب خود را در تنگه هرمز کاملاً حفظ کند
تناقض ادعاهای ترامپ با واقعیتهای اطلاعاتی
آمریکا بارها و بارها ادعا کرده بود که کمپین بمباران شدید ۳۸ روزه بهاریاش به همراه اسرائیل، ارتش ایران را نابود یا منهدم کرده است. این هفته، دونالد ترامپ با دقتی شگفتآور به شبکه فاکس نیوز گفت که تسلیحات ایران «۹۱ درصد کاهش یافته است»، اما گزارشهای اطلاعاتی آمریکا و حجم حملات ایران داستان متفاوتی را روایت میکنند.
ارزیابیهای لو رفته از سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در ماه می (اردیبهشت/خرداد) به این نتیجه رسیده بود که ایران دسترسی خود را به ۳۰ سایت از ۳۳ سایت پرتاب موشک در امتداد تنگه هرمز و شاید ۷۰ درصد از کل ذخایر موشکی و پرتابگرهای پیش از جنگ خود را دوباره به دست آورده است. مسدود کردن ورودی یک پایگاه موشکی زیرزمینی ایران با آوارهای ناشی از انفجار، سادهتر از غیرفعال کردن کامل آن است، و همین مسئله، پاکسازی و بازسازی آن را در طول آتشبس اواخر بهار کاملاً امکانپذیر کرده است.
فلج شدن شریان نفتی و بازگشت محاصره به تنگه هرمز
بر اساس اعلام سازمان تجارت دریایی بریتانیا، روز دوشنبه دو نفتکش که در مسیر جنوبی تنگه هرمز در نزدیکی عمان در حال حرکت بودند، مورد اصابت موشک قرار گرفتند که در نتیجه آن یک ملوان کشته و هشت تن دیگر زخمی شدند. نفتکش سوم نیز در فاصلهای دورتر در شرق، در دریای عمان و در ۴۵ مایلی شمال غربی «قلهات» (منطقهای در عمان) مورد اصابت قرار گرفت که نشاندهنده برد قدرت هوایی ایران در برابر نفتکشهایی است که دفاع از آنها سخت است، مگر اینکه یک ناو جنگی در نزدیکی آنها باشد.
نتایج این اتفاقات قابل پیشبینی بود: آمریکا بار دیگر محاصره خود را در دریای عمان اعمال کرد، تعداد ترددهای روزانه از تنگه هرمز تا روز پنجشنبه به سه مورد کاهش یافت (که کمترین میزان از ماه می است) و قیمت نفت خام برنت که هفته گذشته را با ۷۵.۵۰ دلار به پایان رسانده بود، به ۸۲ دلار افزایش یافت. ایران برای بستن تنگه، نیازی به انجام کارهای بزرگ ندارد و کافی است فقط یک تهدید محدود را حفظ کند. برای تأکید بر این موضوع، گزارش شد که نفتکش دیگری نیز روز جمعه مورد اصابت قرار گرفته است، اگرچه گزارشی از تلفات منتشر نشد.
هراس از عملیات زمینی و فرسایش تسلیحاتی
مایکل کارپنتر، مقام سابق امنیت ملی در دولت بایدن که اکنون در موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS) فعالیت میکند، میگوید: «اکنون که تعارفات کنار گذاشته شده، هزینههای تشدید تنش برای هر دو طرف بسیار کمتر از قبل از ۲۸ فوریه است.» اما او اضافه میکند که کاخ سفید «هیچ استراتژی روشن یا سنجیدهای برای چگونگی خروج از این وضعیت ندارد.»
آمریکای ناامید و کلافه در حال بررسی این است که چگونه ایران را تسلیم اراده خود کند؛ آن هم پس از اینکه ترامپ در اجلاس ناتو در این ماه، رهبران ایران را "افراد بیمار" خواند. با این حال مشخص نیست بدون یک عملیات زمینی گسترده چطور میتوان به این هدف رسید؛ عملیاتی که آمریکا نه برای آن آماده است و نه تمایلی به آن دارد. در حال حاضر ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی در گروه آبی-خاکی ناو «یواساس باکسر» نیز در اجرای محاصره آمریکا مشارکت دارند.
تشدید تنشهای نظامی روز سهشنبه در جلسه اتاق وضعیت کاخ سفید مورد بررسی قرار گرفت و پس از آن اطلاعاتی لو رفت که نشان میداد گزینههای بررسیشده شامل بمباران یک سایت هستهای عمیق دیگر در «کوه کلنگ» که هیچ تأثیری بر پویایی حیاتی فعلی در هرمز ندارد یا تصرف جزیره استراتژیک خارک بود؛ جزیرهای که در صورت نبود محاصره آمریکا، ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از آنجا جریان مییابد.
شاید برای آمریکا کاملاً امکانپذیر باشد که خارک یا هر مکان کوچک دیگری را روی زمین تصرف کند، اما چالش اصلی، نگهداری و حفظ آن خواهد بود، زیرا ناگزیر هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار خواهد گرفت. در همین حال، ادامه بمبارانهای آمریکا ذخایر موشکهای پدافند هوایی این کشور را که ساختشان نیز سخت است، فرسودهتر خواهد کرد. طبق برآوردهای اندیشکده «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی» (CSIS)، این ذخایر پدافندی تا نصف کاهش یافته و ذخایر موشکهای گرانقیمت نیز یکچهارم تا یکسوم افت کرده است.
مقام سابق امنیت ملی دولت بایدن: کاخ سفید در یک بنبست کامل گرفتار شده و هیچ نقشه راه سنجیدهای برای پایان دادن به درگیری با ایران ندارد
دور باطل جنگهای بیسرانجام
ترامپ همچنین تهدید کرده است که تنشها را بیشتر افزایش میدهد و شاید به زودی و در هفته آینده «تمام نیروگاههای برق آنها» را بمباران کند. چنین سطحی از تشدید تنش، محکومیت بینالمللی را به همراه خواهد داشت، زیرا به طور گسترده یک جنایت جنگی محسوب میشود؛ علاوه بر این، خطر انتقامجویی خطرناک ایران در خلیج فارس را به همراه دارد، همانطور که حمله روز جمعه به تاسیسات آبشیرینکن در کویت این موضوع را گوشزد کرد. البته اینها ادبیات و لفاظیهایی است که او در ماه آوریل نیز از آنها عقبنشینی کرده بود.
رکسان فارمانفرمائیان، مدرس دانشگاه کمبریج، اشاره میکند که ایران نشان داده است میتواند دوام بیاورد. انسجام نظام با سازماندهی مراسم تشییع ملی و یکهفتهای آیتالله خامنهای مورد تاکید قرار گرفت. او از تشدید شدید درگیریهای نظامی بیم دارد، اگرچه میگوید: «احساس من این است که این دوره کوتاهتر از بهار خواهد بود» زیرا ذخایر هر دو طرف تخلیه شده است، که در نهایت نتیجهای مشابه وضعیت فعلی رقم خواهد زد.
این اتفاقات یادآور آن است که شروع جنگها با اهداف غیرواقعبینانه بسیار آسانتر از پایان دادن به آنهاست. فارمانفرمائیان در پایان میگوید: «هیچکدام از طرفین نمیتوانند با یک قیمت و هزینه قابل قبول، ضربه فنی و نهایی را به دیگری وارد کنند.»



پیام شما به ما