«ما ممنوعیت کامل و جامع ناوبری دریایی اسرائیل در دریای سرخ را اعلام میکنیم و تمامی تحرکات دشمن را از لحظهی صدور این بیانیه، اهداف نظامی مشروع برای نیروهای مسلح خود میدانیم.» در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، انصارالله یمن رسما اعلام کرد که کشتیهای اسرائیلی اجازهی عبور از بابالمندب را ندارند. اما این موضوع چه تاثیری بر اقتصاد اسرائیل خواهد گذاشت؟
عبور کشتیها از بابالمندب بر اقتصاد سراسر جهان تاثیر میگذارد. یک موشک پرتابشده در نزدیکی یمن میتواند قیمت مواد غذایی را در نایروبی افزایش دهد، امنیت انرژی را در برلین مختل کند، تدارکات پزشکی را در بمبئی به تأخیر بیندازد و محاسبات دیپلماتیک را در برازیلیا تغییر دهد. البته اگر بابالمندب بسته شود، یک کشور بیشتر از سایر کشورها آسیب میبیند و آن، اسرائیل است.
دریای سرخ تنها دسترسی مستقیم اسرائیل به آسیا و آفریقا را فراهم میکند. اگر بابالمندب بسته شود، کشتیهای اسرائیلی برای رسیدن به بسیاری از مقاصد آسیایی و آفریقایی باید مسیر بسیار طولانیتری را از مدیترانه، تنگه جبلالطارق و دور زدن آفریقا طی کنند. به همین خاطر اسرائیل سالهاست که تلاش میکند تا کنترل تنگهی بابالمندب را دست بگیرد.
در ادامه عواقب بستهشدن بابالمندب برای اسرائیل را بررسی میکنیم، پس همراه ما باشید.
کنترل واقعی بابالمندب دست کیست؟
دریای سرخ سه قارهی آسیا، آفریقا و اروپا را به هم متصل میکند. غیر از موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد، این دریا کنار غنیترین میدانهای نفتی جهان قرار گرفته است. به همین خاطر، یکی از مهمترین گذرگاههای آبی برای رسیدن نفت کشورهای خلیج فارس به اروپا محسوب میشود. تقریبا ۱۰ تا ۱۲ درصد از تجارت دریایی جهانی، از جمله محمولههای نفتی ضروری به اروپا و آسیا، از این تنگه عبور میکند.
در واقع، باب المندب صرفا یک مسیر کشتیرانی نیست؛ بلکه یک اهرم فشار است. دسترسی به آن تجارت، بازدارندگی و نفوذ منطقهای را شکل میدهد. حال این سوال پیش میآید که کنترل بابالمندب واقعا با کیست؟
بابالمندب که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند، توسط جزیره پریم (میون) یمن به دو کانال تقسیم میشود. از نظر قانونی، کنترل این گذرگاه آبی متعلق به سه کشور ساحلی است: یمن در شمال شرقی و جیبوتی و اریتره در ساحل جنوب غربی. روی کاغذ، هیچ کشوری به صورت کامل بر بابالمندب مسلط نیست. با اینحال، در عمل، ماجرا کمی متفاوت است.
یمن، حاکمیت قانونی خود را بر خط ساحلی شمال شرقی و جزیره پریم حفظ کرده است. این جزیره، تنگه را به دو مسیر کشتیرانی تقسیم میکند و نقش مهمی در عبور و مرور دریایی دارد.
انصارالله یمن به آن معنای سنتی که مدنظرمان است، نیروی دریایی ندارد. با اینحال آنها مجموعهای از ابزارهای کاربردی مانند موشکهای ضد کشتی، پهپادهای زیرآبی و مهمات پرسهزنی را توسعه دادهاند. این قابلیتها این امکان را برای آنها فراهم میکند تا در صورت تمایل، جلوی عبور کشتیها از بابالمندب را بگیرند. بنابراین اهرم فشار برای بستن تنگهی بابالمندب در دست یمنیهاست.
دو رقیب دیگر یمن، جیبوتی و اریتره سیاستهای متفاوتی اتخاذ کردهاند. اریتره بر این تنگه ادعای مالکیت کرده است، با اینحال، منابع کافی و انگیزهی سیاسی برای اعمال کنترل طولانی مدت را ندارد. در جیبوتی نیز انبوهی از پایگاههای نظامی خارجی تاسیس شده است.
مهمترین پایگاههای نظامی خارجی در جیبوتی عبارتند از کمپ لمونیه برای ایالات متحده، پایگاه پشتیبانی ارتش آزادیبخش خلق چین، تأسیسات فرانسوی و یک پایگاه ژاپنی. مهمترین هدف این پایگاههای خارجی، باز نگه داشتن بابالمندب است.
چرا بابالمندب برای اسرائیل مهم است؟
برای اسرائیل، دریای سرخ یک آبراه حیاتی است. تبادل تجاری با کشورهای آسیایی حدود یک چهارم از کل حجم تجارت خارجی اسرائیل را تشکیل میدهد. بیشتر کشتیهای اسرائیلی که در این تجارت نقش دارند، از طریق دریای سرخ این کار را انجام میدهند.
بسته شدن بابالندب تاثیر منفی قابلتوجهی بر اقتصاد شکنندهی اسرائیل میگذارد. این موضوع این روزها مهمتر از پیش است، چون اقتصاد اسرائیل پس از طوفان الاقصی و جنگهای متمادی، آسیبهای شدیدی دیده است.
البته این اولین باری نیست که تنگهی بابالمندب بر روی کشتیهای اسرائیلی بسته میشود. پس از وقوع جنگ اسرائیل و حماس در اکتبر ۲۰۲۳، یمنیها یک کمپین پایدار را علیه کشتیرانی تجاری در دریای سرخ آغاز کردند. آنها کشتیهای اسرائیلی و آنهایی را که عازم اسرائیل بودند، شناسایی کرده و هدف قرار دادند. گزارشها از آسیب دیدن یا توقف فعالیت بیش از ۱۰۰ کشتی در این بازه حکایت دارند.
همین موضوع هم باعث شد که حمل و نقل کالا از طریق دریای سرخ تقریبا ۶۰٪ کاهش یابد. طبق گزارشها، بندر ایلات اسرائیل بیش از ۹۰٪ از ترافیک عادی خود را از دست داد، به طوری که زمان حمل و نقل، دو تا چهار هفته افزایش یافت و هزینهها در زنجیرههای تأمین افزایش یافت.
تاریخچهی درگیریهای اسرائیل بر سر بابالمندب
همانطور که گفتیم، بنیانگذاران رژیم جعلی اسرائیل به خوبی بر اهمیت کنترل بر دریاها برای پیشرفت خود مطلع بودند. به همین دلیل حتی پیش از تشکیل رسمی این رژیم جعلی و با افزایش تعداد یهودیان، دیدگاه صهیونیستی جدیدی شکل گرفت. بر طبق این ایده، پروژهی اشغال صهیونیستی از شرق به غرب به سمت دریا امتداد خواهد یافت.
از سال ۱۹۵۰ (۲سال پس از تشکیل رژیم غاصب اسرائیل)، بن گوریون اعلام کرد که هدفش تحمیل کنترل اسرائیل بر مدیترانه و دریای سرخ است. او این را تحقق وعدهی خدا به موسی با این جمله میدانست: «بگذار پادشاهی تو از دریای سرخ تا دریای فلسطینیان گسترش یابد.»
پس بین اسرائیل و کشورهای عربی مشرف به دریای سرخ، رقابتی مبنی بر کنترل دریای سرخ و مخصوصا بابالمندب شروع شد. در جنگ ۱۹۶۷، یکی از دلایل برتری اسرائیل این بود که متحد آن، بریتانیا که در آن زمان یمن جنوبی را اشغال کرده بود، کنترل تنگه باب المندب را در دست داشت. به همین ترتیب، یکی از دلایل برتری مصر در جنگ اکتبر ۱۹۷۳ این بود که دولتهای یمن و مصر تنگهی باب المندب را به روی کشتیهای اسرائیلی بستند.
تنها چند ماه پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷، با پیروزی انقلاب یمن و خروج از سلطهی انگلستان، بر خلاف خواستهی اسرائیل، کنترل بابالمندب رسما به یمنیها رسید. سپس اسرائیل به این فکر افتاد که جزیرهی پریم، مهمترین مرکز کنترل بابالمندب را تحت مدیریت بینالمللی قرار دهد و این تلاشش نیز ناموفق بود. استدلالی که تلآویو در آن زمان مطرح کرد، این بود که پس از خروج نیروهای بریتانیایی، ناوبری بینالمللی در باب المندب در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
حال نوبت این رسیده بود که اسرائیل، روشهای جدیدتری را برای اعمال نفوذ جهت کنترل تنگهی بابالمندب امتحان کند. یکی از این روشها، تقویت روابط خود با کشورهای آفریقایی نزدیک برای مقابله با کشورهای عربی بود. روش دیگر نیز به رسمیت شناختن و حمایت از مناطقی مانند سومالیلند بود که ادعای استقلال داشتند. این روشها نیز تا حدودی جواب داده است.
مثلا در ۲۰۱۶، اسرائیل مخفیانه یک پایگاه اطلاعاتی الکترونیکی پیشرفته در اریتره تأسیس کرد تا تنگهی استراتژیک باب المندب را رصد کند. همچنین اسرائیل از روابط خود با ایالات متحده و روایت مبارزه با تروریسم و دزدی دریایی در جهت کنترل دریای سرخ سود میبرد.
اسرائیل توجیههای مختلفی را برای اقدامات خود بیان میکند. مثلا ادعا دارد که دریای سرخ یک آبراه بینالمللی است که باید برای کشتیرانی همه کشورها، از جمله اسرائیل، باز بماند و کشورهای عربی حق کنترل آن یا محدود کردن آزادی ناوبری در آن را ندارند.
تلاشهای بینالمللی اسرائیل برای کاهش قدرت یمنیها
در ژوئیه ۲۰۱۸، یمنیها تهدید کردند که تنگهی باب المندب را به روی کشتیها خواهند بست. سپس دو نفتکش سعودی را مورد حمله قرار دادند و عربستان سعودی، بزرگترین صادرکننده نفت خام در جهان را مجبور به توقف صادرات نفت خود کردند.
اشغالگران اسرائیلی به سرعت به این تهدید پاسخ دادند. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، اظهار داشت: «اگر ایران از طریق متحدان حوثی خود سعی در مسدود کردن تنگهی باب المندب داشته باشد، مطمئن هستم که با ائتلافی بینالمللی روبرو خواهد شد که مصمم به جلوگیری از این امر خواهد بود و این ائتلاف شامل تمام شاخههای نظامی اسرائیل نیز خواهد بود.»
در ژانویه ۲۰۲۰ نیز، تأسیس شورای کشورهای عربی و آفریقایی مشرف به دریای سرخ و خلیج عدن در ریاض اعلام شد. این شورا شامل ۸ کشور عربی و آفریقایی بود؛ یعنی عربستان سعودی، مصر، اردن، سودان، یمن، اریتره، سومالی و جیبوتی. تأسیس این شورا تنها چند روز پس از تشدید تنش در منطقه با توجه به تهدیدهای متقابل واشنگتن و تهران، در راستای انتقام شهادت سردار سلیمانی، صورت گرفت.
از زمان حملات سپتامبر ۲۰۰۱، یک نیروی آمریکایی به بهانهی مقابله با القاعده و دزدی دریایی در منطقه، تأمین امنیت ناوبری در تنگهی باب المندب را بر عهده گرفته است. کشورهای دیگر، از جمله اسرائیل نیز کشتیهای جنگی خود را به منطقه اعزام کرده بودند.
در سال ۲۰۰۷، ایالات متحده پایگاه نظامی کمپ لمونیه را در جیبوتی تأسیس کرد. ماموریت این پایگاه، انجام نظارت زمینی، دریایی و هوایی در سودان، اریتره، سومالی، جیبوتی، کنیا و یمن است. در این سالها، اسرائیل همکاری تنگاتنگی با آمریکا جهت اعمال نفوذ بر بابالمندب داشته است.
و در پایان
«مقامات خودشان [اسرائیل] به طور مرتّب و پیدرپی هشدار میدهند که فروپاشی نزدیک است؛ رئیسجمهورشان میگوید، نخستوزیر سابقشان میگوید، رئیس امنیّت [ملّی] شان میگوید، وزیر دفاعشان [میگوید]؛ همهی آنها میگویند که فروپاشی ما نزدیک است؛ ما به هشتاد سالگی نمیرسیم. ما گفتیم «بیستوپنجسال دیگر را نمیبینید»، خودشان عجله کردند، زودتر میخواهند [از بین بروند]!» سخنرانی رهبر شهید در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۲
اقدامات غیرانسانی اسرائیل در سالهای اخیر شدت بیشتری گرفته است. همین موضوع هم سبب اتحاد بیشتر محور مقاومت شده است. اتحادی که ضربههای متوالی بر پیکرهی این رژیم جعلی وارد میکند. اکنون نیز نوبت ضربه زدن به اقتصاد شکنندهی اسرائیل رسیده است. ضربهای که نتایج خود را در آیندهای نه چندان دور نشان میدهد.



پیام شما به ما