برای سالهای طولانی، تصویری که بیشتر مردم از ADHD (Attention Deficit Hyperactivity Disorder) یا همان «اختلال نقص توجه و بیشفعالی» در ذهن داشتند، تصویر یک پسربچه پرجنبوجوش بود؛ کودکی که سر کلاس آرام نمینشیند، مدام وسط حرف دیگران میپرد، تکالیفش را فراموش میکند و انرژی تمامنشدنی دارد. اما امروز متخصصان سلامت روان میگویند این تصویر، فقط یکی از شکلهای بروز ADHD است و بسیاری از افراد، بهخصوص زنان، هرگز در این قالب کلیشهای جا نگرفتهاند.
در سالهای اخیر، پژوهشگران و روانشناسان بیشتر از قبل درباره تجربه زنانی صحبت میکنند که تا مدتها نمیدانستند دلیل تفاوتهای ذهنی و رفتاریشان چیست. بسیاری از این زنان سالها با احساس «متفاوت بودن»، خستگی ذهنی، اضطراب یا احساس ناکافی بودن زندگی کردهاند، بدون اینکه بدانند ممکن است ADHD داشته باشند.
زنانی که سالها نمیدانند چرا با دیگران فرق دارند
طبق پژوهشها، زنان مبتلا به ADHD معمولاً چند سال دیرتر از مردان تشخیص میگیرند. بسیاری از آنها تا بزرگسالی، یا حتی تا دهههای سی و چهل زندگی، اصلاً به این احتمال فکر نمیکنند که ممکن است ADHD داشته باشند.
برخی زنانی که در بزرگسالی متوجه ADHD خود میشوند، توضیح میدهند که از کودکی همیشه احساس میکردند نوع فکر کردن و تعاملشان با دنیا کمی با دیگران فرق دارد، اما نمیتوانستند دقیقاً توضیح دهند این تفاوت چیست.
بعضی از آنها متوجه میشوند که تمایل عجیبی به شروع همزمان چندین فعالیت دارند؛ مثلاً همزمان با صحبت کردن، سعی میکنند تایپ کنند یا کارهای دیگری انجام دهند. در حالی که ممکن است این وضعیت برای خود فرد به دلیل جستجوی دائم مغز برای محرکهای جدید (دوپامین) عادی به نظر برسد، اما واقعیت این است که این تلاش برای چندوظیفگی لزوماً به معنای بازدهی بالا نیست و اغلب منجر به خستگی ذهنی بیشتر میشود.
بسیاری از این زنان میگویند در دوران کودکی کسی احتمال ADHD را درباره آنها مطرح نمیکرد، چون برخلاف تصویر کلیشهای رایج، کودکانی آرام، درسخوان یا کمدردسر بودند. سالها ADHD بیشتر با تصویر پسربچهای پرتحرک و شلوغ شناخته میشد؛ کودکی که نمیتواند یکجا بنشیند و مدام دردسر درست میکند.
اما در بسیاری از دختران، ADHD میتواند شکل متفاوتی داشته باشد. آنها ممکن است از بیرون آرام و ساکت به نظر برسند، درحالیکه در ذهنشان دائماً افکار پراکنده، حواسپرتی، آشفتگی ذهنی و جریان همزمان ایدهها در حال حرکت باشد.
برای مثال، ممکن است فرد در ظاهر کاملاً آرام به نظر برسد اما ذهنش مدام از موضوعی به موضوع دیگر بپرد؛ وسط مطالعه ناگهان به چند فکر متفاوت برسد، کاری را شروع کند و قبل از تمام شدن، سراغ کار دیگری برود، یا هنگام صحبت با دیگران درگیر دهها فکر همزمان باشد. همین تفاوت باعث شده بسیاری از دختران ADHD سالها «دیده نشوند».
چرا سیستم تشخیص، زنان را کمتر میبیند؟
متخصصان میگویند بخش بزرگی از این مسئله به تاریخچه مطالعات پزشکی برمیگردد. معیارهای تشخیصی ADHD سالها عمدتاً بر اساس رفتار پسران طراحی شده بودند. به همین دلیل، مدل تشخیصی بیشتر روی رفتارهای بیرونی تمرکز داشت: بیقراری، شیطنت، قطع کردن حرف دیگران یا ناتوانی در آرام نشستن.
اما در بسیاری از دختران، ADHD میتواند شکل متفاوتتری داشته باشد؛ مثلاً بهصورت خیالپردازی، آشفتگی ذهنی، فراموشکاری، خستگی ناشی از تلاش برای تمرکز یا دشواری در مدیریت کارهای روزمره.
در نتیجه، نه معلمها، نه والدین و نه حتی خود زنان، احتمال ADHD را مطرح نمیکردند. خیلی وقتها این افراد فقط بهعنوان «حواسپرت»، «احساساتی»، «نامنظم» یا «بیشازحد حساس» شناخته میشدند.
بسیاری از زنان سالها بهجای ADHD، با اضطراب یا افسردگی تشخیص داده میشدند. البته این مشکلات واقعاً هم ممکن است وجود داشته باشند، اما گاهی ریشه اصلی آنها سالها زندگی با ADHD تشخیصدادهنشده است.
وقتی فرد مدام تلاش میکند خودش را با استانداردهای دیگران هماهنگ کند، اشتباهاتش را پنهان کند و از قضاوت شدن بترسد، طبیعی است که بهمرور دچار اضطراب، فرسودگی یا احساس شکست شود.
«ماسک زدن»؛ وقتی فرد یاد میگیرد خودش را پنهان کند
یکی از مهمترین مفاهیمی که در سالهای اخیر درباره ADHD و بهویژه زنان مطرح شده، مفهوم masking یا «ماسک زدن» است؛ یعنی فرد یاد میگیرد ویژگیهای واقعی خود را پنهان کند تا از نظر اجتماعی پذیرفتهتر به نظر برسد.
بسیاری از زنان از کودکی متوجه میشوند که بعضی رفتارها «قابل قبول» نیستند. برای همین سعی میکنند بیقراری ذهنی، حواسپرتی یا آشفتگی درونی خود را مخفی کنند.
مثلاً ممکن است در کلاس درس، درحالیکه ذهنشان جای دیگری است، وانمود کنند کاملاً حواسشان به درس است. یا یاد بگیرند کمتر حرف بزنند، واکنشهایشان را کنترل کنند و مدام مراقب باشند که «عجیب» به نظر نرسند.
بعضی افراد حتی نقش آدمی را بازی میکنند که کاملاً منظم و متمرکز است، درحالیکه در ذهنشان آشوب جریان دارد. این فرایند ممکن است سالها ادامه پیدا کند.
اما پنهان کردن دائمی خود واقعی، انرژی روانی بسیار زیادی میگیرد. بسیاری از افراد ADHD بعد از تعاملات اجتماعی ساعتها به حرفهایی که زدهاند فکر میکنند؛ اینکه شاید زیادی حرف زده باشند، حرف نامناسبی زده باشند یا رفتارشان عجیب به نظر رسیده باشد.
این فکر کردن مداوم به رفتارهای گذشته، کمکم میتواند باعث اضطراب و احساس شرم شود. بعضی افراد حتی قبل از حضور در جمعها، از قبل نگرانند که «مبادا اشتباه کنند».
ADHD فقط «کمبود توجه» نیست
متخصصان میگویند حتی نام ADHD هم تا حدی گمراهکننده است. چون این وضعیت فقط به معنی «کمبود توجه» نیست.
بسیاری از افراد ADHD درواقع توجه بسیار زیادی دارند، اما توجه آنها متفاوت عمل میکند. ممکن است نتوانند روی کاری خستهکننده تمرکز کنند، اما روی موضوعی که برایشان جذاب است ساعتها غرق شوند و گذر زمان را فراموش کنند. به این حالت hyperfocus یا «تمرکز شدید» گفته میشود.
بعضی افراد بعد از تشخیص تازه میفهمند چرا بعضی کارها برایشان اینقدر سخت بوده، چرا همیشه احساس میکردند از دیگران عقب هستند یا چرا با وجود تلاش زیاد مدام خسته میشدند. این شناخت میتواند احساس شرم را کمتر کندبرای مثال، فرد ممکن است ساعتها بدون خستگی روی طراحی، موسیقی، بازی، نوشتن، تحقیق یا موضوع موردعلاقهاش تمرکز کند، اما انجام کار سادهای مثل مرتب کردن اتاق، پاسخ دادن به ایمیل یا شروع تکالیف برایش بسیار دشوار باشد.
متخصصان توضیح میدهند که توجه در ADHD معمولاً «مبتنی بر علاقه» است. یعنی مغز بیشتر به سمت چیزهایی کشیده میشود که هیجان، تازگی یا جذابیت دارند.
به همین دلیل، بسیاری از افراد ADHD وقتی به کاری علاقه دارند عملکرد فوقالعادهای نشان میدهند، اما در کارهای تکراری و یکنواخت سریع خسته میشوند.
جامعه معمولاً فقط یک نوع ذهن را «طبیعی» میداند: ذهنی که بتواند ساعتها آرام بنشیند، فقط روی یک موضوع تمرکز کند و بدون مشکل از ساختارهای خشک آموزشی و کاری پیروی کند. اما همه مغزها اینگونه عمل نمیکنند و همین تفاوتها بخشی از مفهوم «تنوع عصبی» است.
چرا بسیاری از زنان ADHD دچار اضطراب و فرسودگی میشوند؟
بخش مهمی از تجربه زنان ADHD به خستگی روانی مربوط میشود. بسیاری از آنها سالها تلاش میکنند خودشان را با انتظارات اطرافیان هماهنگ کنند.
آنها سعی میکنند فراموشکاریشان را جبران کنند، بینظمیشان را پنهان کنند، دیر رسیدنها را توضیح دهند و مدام مراقب باشند که دیگران دربارهشان چه فکری میکنند.
این فشار دائمی میتواند به اضطراب شدید منجر شود.
بعضی زنان توضیح میدهند که همیشه احساس میکردهاند باید «دو برابر دیگران» تلاش کنند تا همان نتیجه را بگیرند. آنها ممکن است برای انجام کارهای ساده، انرژی ذهنی بسیار زیادی مصرف کنند.
متخصصان همچنین درباره «چرخه شرم» صحبت میکنند؛ وضعیتی که در آن فرد بهخاطر اشتباههای کوچک، مثل فراموش کردن یک قرار، دیر جواب دادن به پیام یا جا گذاشتن وسایل، خودش را بهشدت سرزنش میکند.
این احساس شرم گاهی آنقدر شدید میشود که فرد کمکم از دیگران فاصله میگیرد یا انجام کارها را بیشتر به تعویق میاندازد.
درحالیکه اطرافیان ممکن است این رفتارها را نشانه بیتوجهی یا بیمسئولیتی بدانند، متخصصان میگویند بسیاری از این مشکلات به نحوه عملکرد مغز مربوط است، نه شخصیت فرد یا میزان علاقه او به دیگران.
عملکرد اجرایی؛ بخشی که کمتر دربارهاش صحبت میشود
یکی از موضوعات مهم در ADHD، مسئله عملکرد اجرایی است؛ مجموعهای از تواناییهای ذهنی که به برنامهریزی، مدیریت زمان، اولویتبندی، سازماندهی و انجام کارها کمک میکنند.
بسیاری از افراد ADHD در این بخش دچار مشکل هستند. آنها ممکن است ایدههای زیاد، خلاقیت بالا و انگیزه فراوان داشته باشند، اما شروع کردن یک کار، ادامه دادن آن یا مدیریت چند مسئولیت همزمان برایشان دشوار باشد.
برای مثال، ممکن است فرد ساعتها درباره انجام کاری فکر کند اما نتواند شروعش کند. یا کاری را با هیجان آغاز کند اما وسط راه رهایش کند. بعضیها هم در تخمین زمان مشکل دارند و مدام دیر میرسند، حتی وقتی واقعاً قصد بیاحترامی ندارند.
این مسائل باعث میشود دیگران گاهی آنها را «تنبل»، «بینظم» یا «بیمسئولیت» بدانند، درحالیکه واقعیت پیچیدهتر از این قضاوتهای ساده است.
نقش شبکههای اجتماعی در شناخت ADHD
با وجود تمام مشکلات شبکههای اجتماعی، متخصصان معتقدند این فضاها در افزایش آگاهی درباره ADHD نقش مهمی داشتهاند.
امروز زنان بیشتری تجربههای شخصی خود را درباره ADHD منتشر میکنند؛ از فراموشکاری و آشفتگی ذهنی گرفته تا خستگی ناشی از ماسک زدن و تلاش دائمی برای طبیعی به نظر رسیدن.
بسیاری از زنان هنگام دیدن این روایتها برای اولینبار احساس میکنند کسی تجربه درونی آنها را توضیح داده است. بعضیها تازه در همین مرحله متوجه میشوند شاید سالها با ADHD زندگی کرده باشند.
البته متخصصان هشدار میدهند که شبکههای اجتماعی جای تشخیص حرفهای را نمیگیرند، اما میتوانند باعث شوند افراد راحتتر درباره تجربههایشان حرف بزنند و برای کمک گرفتن احساس شرم کمتری داشته باشند.
ADHD و پیشیائسگی؛ چرا بسیاری از زنان در میانسالی متوجه میشوند؟
یکی از موضوعات مهمی که متخصصان به آن اشاره میکنند، ارتباط بین ADHD و دوران پیشیائسگی است.
بسیاری از زنان تا سالها به شکلی توانستهاند زندگی خود را مدیریت کنند؛ اما تغییرات هورمونی، فشارهای زندگی و خستگی ذهنی باعث میشود دیگر نتوانند مثل قبل همهچیز را کنترل کنند.
در این دوره، مشکلات مربوط به حافظه، تمرکز، مدیریت زمان و تحمل فشار بیشتر به چشم میآیند. بعضی زنان احساس میکنند ناگهان دیگر توان سابق را ندارند.
متخصصان میگویند احتمالاً خود ADHD شدیدتر نشده، بلکه فرد دیگر انرژی روانی سابق برای پنهان کردن یا جبران مشکلاتش را ندارد. به همین دلیل، بعضی زنان تازه در این مرحله متوجه میشوند سالها با ADHD زندگی کردهاند.
آیا همه افراد ADHD باید دارو مصرف کنند؟
متخصصان تأکید میکنند که پاسخ این سؤال برای هر فرد متفاوت است.
بعضی افراد با داروهای محرک بهبود چشمگیری پیدا میکنند و احساس میکنند ذهنشان آرامتر شده یا بهتر میتوانند کارهای روزمره را مدیریت کنند. اما این تجربه برای همه یکسان نیست.
بعضی افراد ترجیح میدهند از روشهای دیگری مثل رواندرمانی، ایجاد ساختار در زندگی، ورزش، تغییر سبک زندگی یا شناخت بهتر خود استفاده کنند.
متخصصان هشدار میدهند که نباید تصور کرد تشخیص ADHD یا مصرف دارو ناگهان همه مشکلات زندگی را حل میکند. مهمترین بخش ماجرا، شناخت بهتر خود و یاد گرفتن شیوهای است که مغز فرد با آن کار میکند.
چرا تشخیص ADHD میتواند زندگی فرد را تغییر دهد؟
برای بسیاری از زنان، تشخیص ADHD فقط یک «برچسب پزشکی» نیست؛ بلکه توضیحی است برای سالها احساس متفاوت بودن.
بعضی افراد بعد از تشخیص تازه میفهمند چرا بعضی کارها برایشان اینقدر سخت بوده، چرا همیشه احساس میکردند از دیگران عقب هستند یا چرا با وجود تلاش زیاد مدام خسته میشدند. این شناخت میتواند احساس شرم را کمتر کند. وقتی فرد بفهمد مغزش فقط متفاوت عمل میکند، نه اینکه «خراب» یا «تنبل» باشد، نگاهش به خودش تغییر میکند.
بسیاری از زنان میگویند بعد از تشخیص، برای اولینبار توانستهاند با خودشان مهربانتر باشند و کمتر خود را بابت اشتباهات کوچک سرزنش کنند.
چگونه میتوان از زنان ADHD حمایت کرد؟
متخصصان میگویند مهمترین کار، قضاوت نکردن است.
اگر کسی دیر جواب پیام میدهد، تولدی را فراموش میکند یا گاهی بینظم به نظر میرسد، لزوماً به این معنی نیست که اهمیت نمیدهد.
اطرافیان باید یاد بگیرند بعضی رفتارها را فوراً نشانه بیعلاقگی یا بیاحترامی ندانند. بسیاری از افراد ADHD خودشان هم از این فراموشکاریها ناراحت میشوند و بابت آن احساس گناه میکنند.
مهربانی، درک متقابل و کم کردن قضاوتها میتواند فشار روانی بزرگی را از دوش افراد ADHD بردارد. وقتی فرد احساس کند لازم نیست دائماً خودش را ثابت کند، راحتتر میتواند خودش را بپذیرد.
شاید لازم نباشد همهچیز کامل باشد
در پایان، متخصصان به نکته مهمی اشاره میکنند: اینکه شاید لازم نباشد همهچیز کامل باشد.
بسیاری از زنان تحت فشارند که همیشه منظم، موفق، آرام، مراقب دیگران و از همهچیز عقب نمانده باشند. اما این حجم از انتظار میتواند برای زنان ADHD فرساینده باشد.
بخشی از مدیریت ADHD این است که فرد یاد بگیرد از خودش مراقبت کند، همهچیز را بهتنهایی به دوش نکشد و از استانداردهای غیرواقعی فاصله بگیرد.
پیام اصلی این بحث این است که ADHD فقط مجموعهای از «مشکلات رفتاری» نیست؛ بلکه شیوه متفاوتی از تجربه کردن جهان است و شاید مهمترین قدم این باشد که افراد، بهویژه زنان، بتوانند بدون شرم، خود واقعیشان را بهتر بشناسند و بپذیرند.



پیام شما به ما