در چهل روز جنگ، رسانههای جهان انتظار داشتند تصویری از ایرانی مستأصل، در صفهای طولانی نان و آب، شهرهای تاریک و جادههای مملو از آواره را به دنیا مخابره کنند. اما امروز میتوان با صدای بلند گفت: داغ این آرزو به دلشان ماند.
اینکه در اوج نبردی که بیش از یک ماه به درازا کشیده، با وجود تجربه برخی قطعیها و فشارهای مقطعی، توانستیم از خاموشیهای فلجکننده و بحرانهای گسترده جلوگیری کنیم و جریان آب و گاز را پایدار نگه داریم، اتفاق سادهای نیست.
در حالی که رسانههای فارسیزبان خارجنشین برای قطعی سراسری برق و قحطی کالا لحظهشماری میکردند، زنجیره تأمین در کشور از نفس نیفتاد تا «آرامش سفره مردم»، اولین سنگر دفاعی ما باشد.
در جبهه سلامت نیز، کادر درمان نشان دادند که با همه توان پای کار روزهای سخت هستند.
بیمارستانها نه تنها زیر بار فشار مجروحان جنگی قد خم نکردند، بلکه نبض درمان عمومی و جراحیهای عادی هم در آنها تپید.
روایتی که حالا پس از گذشت نزدیک به پنجاه روز از ابتدای جنگ، میتوان آن را مدیریت واقعی بحران در ایران نامید.



پیام شما به ما